بیشتر از نوع. . . / بیشتر در دسته ی. . . / بیشتر مربوط به. . .
That’s more of a luxury problem
این بیشتر یه مشکل لوکسه!
That useless millennials shit is more of a middle class thing. Where I'm from, hustling's still hustling,
... [مشاهده متن کامل]
اون مزخرفات به درد نخور نسل هزاره، بیشتر مربوط به طبقه ی متوسطه. جایی که من هستم، کار کردن و جون کندن، همون کار کردن و جون کندنه!
It s more of a joke than a threat
این بیشتر یه جوکه تا تهدید.
This is more of a winter coat.
این کت بیشتر مناسب زمستانه.
It's more of an English expression.
این بیشتر یه اصطلاح انگلیسیه.
این بیشتر یه مشکل لوکسه!
... [مشاهده متن کامل]
اون مزخرفات به درد نخور نسل هزاره، بیشتر مربوط به طبقه ی متوسطه. جایی که من هستم، کار کردن و جون کندن، همون کار کردن و جون کندنه!
این بیشتر یه جوکه تا تهدید.
این کت بیشتر مناسب زمستانه.
این بیشتر یه اصطلاح انگلیسیه.
... [مشاهده متن کامل]
چیزی شبیه به
بیشتر به. . . . می ماند
بیشتر به. . . . می ماند
بیشترِ چیزی، چیزی را بیشتر
I am more of an extrovert person
من آدمی بیشتر برونگرایم
I need more of a connection
این بیشتر ارتباط است که می خواهم
من آدمی بیشتر برونگرایم
این بیشتر ارتباط است که می خواهم
I'm more of a dog person : من بیشتر آدمی هستم که سگ دوست داره ( نسبت به بقیه حیوانات )
من بیشتر همچین آدمی هستم