جز اولویت های اصلی کسی بودن.
در انتهای فهرست اولویت ها بودن.
⭕⭕⭕⭕⭕⭕
امسال سفر جز اولویت های اصلی من است.
... [مشاهده متن کامل]
تو جز گزینه های اصلی من هستی.
من جز اولویت هاش نیستم.
تعمیر گاراژ در اولویت های اخر ماست.
مطمئنم که خیلی پایین لیستش نیست= مطمئنم که جز اولیت های اصلیش هستش.
تو فعلاً جزو دشمنان مهم او نیستی.
اولویت اول
اولین/بهترین/مهمترین گزینه ازبین چند گزینه ی دیگر
Opposite=low on the list
Certainly leaving the marriage would be very
. high on the list
اولین/بهترین/مهمترین گزینه ازبین چند گزینه ی دیگر