have something done

پیشنهاد کاربران

در واقع این ساختار موقعی به کار می ره که فاعل مستقیما کاری رو خودش انجام نمی ده، بلکه شخص دیگه ای اون کار رو انجام می ده.
I m actually just negotiating to have a lot brought over from Africa, Tejo. You re not the first to put in a request
...
[مشاهده متن کامل]

( Tender is the flesh )
در واقع الان مشغول مذاکره هستم که یه محموله ( در این رمان tender is the flesh منظور از lot، بار یا همان محموله است که به انسان هایی اشاره دارد که برای مصرف گوشت پرورش داده می شوند ) بزرگ از آفریقا ارسال بشه.
I need to have my eyes tested
باید چشم هام معاینه بشه.
He had his beard shaved off last week
هفته ی گذشته ریشش را تراشید یا تراشیده بود ( توسط شخص دیگری مثلا آرایشگر )
We just had the roof repaired
تازه سقف را تعمیر کردیم یا کرده بودیم ( مثلا توسط تعمیر کار )
I need to have my computer fixed; it s not working properly
باید کامپیوترم رو بدم درست کنن؛ خوب کار نمی کنه.
We ll have the report printed and bound by tomorrow
تا فردا گزارش رو پرینت و صحافی می کنیم. ( توسط چاپخانه )
You should have your luggage checked before going through security
باید قبل از رفتن به قسمت بازرسی چمدتن هایتان را چک کنید.

کاری را بوسیله شخص دیگری انجام دادن
I had Farhad repair my phone
بدی برات انجام بدن
مثال:
I got my watch repaired.
I got Ali to repair my watch.
I got the roof repaired.
پول بدی که کاری رو برات انجام بدن