hold out

/hoʊldˈaʊt//həʊldaʊt/

معنی: حاکی بودن از، بسط یافتن
معانی دیگر: 1- دوام آوردن، ادامه دادن، تسلیم نشدن 2- پیشنهاد کردن، عرضه داشتن 3- (عامیانه) دبه کردن، زیر قول و قرار زدن، خودداری کردن از، دوام آوردن، استقامت کردن، خودداری از بازی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to refuse to comply until conditions are more favorable.
مترادف: sit tight, stand pat
متضاد: capitulate, submit
مشابه: tough it out, withhold

(2) تعریف: to continue to last; persist; persevere.
مترادف: persevere, persist, stand
متضاد: yield
مشابه: carry on, hang on, wear
اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or an instance of holding out.

(2) تعریف: a person who continues to refuse to agree, participate, or yield.

- players who are holdouts for bigger contracts
[ترجمه ترگمان] players که به خاطر قراردادهای بزرگ تر بازی می کنند
[ترجمه گوگل] بازیکنانی که قراردادهای بزرگتری دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. They won't be able to hold out much longer under this sort of bombardment.
[ترجمه ترگمان]آن ها قادر نخواهند بود مدت زیادی تحت این نوع بمباران مقاومت کنند
[ترجمه گوگل]آنها نمی توانند مدت بیشتری تحت این نوع بمباران قرار گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He tried to hold out for higher paying by rejecting signature to the contract.
[ترجمه ترگمان]او تلاش کرد تا با رد کردن امضای قرارداد، حقوق بیشتری پرداخت کند
[ترجمه گوگل]او سعی کرد با رد امضای قرارداد برای پرداخت بیشتر پرداخت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Hold out your hands with your palms facing downwards.
[ترجمه ترگمان]دسته ات رو با کف دستت بگیر که رو به پایین قرار داره
[ترجمه گوگل]دستان خود را با کف دست خود را به سمت پایین برگزار کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He seems to hold out no hope of success.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که او هیچ امیدی به موفقیت ندارد
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد هیچ امیدی برای موفقیت ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Doctors hold out little hope of her recovering.
[ترجمه ترگمان]پزشکان امیدوارند که او بهبود یابد
[ترجمه گوگل]پزشکان امید کمی به بهبودی او دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I don't hold out much hope of finding a buyer.
[ترجمه ترگمان]امید زیادی برای پیدا کردن یک خریدار ندارم
[ترجمه گوگل]امید زیادی برای پیدا کردن یک خریدار ندارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Consumer groups still hold out hope that the president will change his mind.
[ترجمه ترگمان]گروه های مصرف کننده هنوز امیدوارند که رئیس جمهور ذهن خود را تغییر دهد
[ترجمه گوگل]گروه های مصرف کننده هنوز امیدوارند که رئیس جمهور ذهن خود را تغییر دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The forthcoming talks hold out the hope of real arms reductions.
[ترجمه ترگمان]مذاکرات آینده، امید به کاهش واقعی سلاح را نشان می دهند
[ترجمه گوگل]مذاکرات پیش رو امید به کاهش واقعی اسلحه را از دست می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He can only hold out a few more weeks.
[ترجمه ترگمان] اون فقط میتونه چند هفته دیگه دووم بیاره
[ترجمه گوگل]او فقط می تواند چند هفته دیگر را نگه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I didn't know how much longer I could hold out against their relentless questioning.
[ترجمه ترگمان]نمی دانستم تا چه حد ممکن است بتوانم جلوی سوال بی relentless آن ها را بگیرم
[ترجمه گوگل]من نمی دانستم که چه قدر می توانم در برابر پرسش های بی قید و شرط خودم نگهداری کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Tom is likely to hold out for more than 300 pound's price.
[ترجمه ترگمان]به احتمال زیاد تام بیش از ۳۰۰ پوند قیمت دارد
[ترجمه گوگل]احتمال دارد که تام به قیمت بیش از 300 پوند برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I can't hold out much hope that the weather will improve.
[ترجمه ترگمان]من نمی تونم امیدوار باشم که هوا رو به بهبود بگذارد
[ترجمه گوگل]من نمیتوانم خیلی امیدوار باشم که آب و هوا بهبود خواهد یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. 'How long will our fresh water supplies hold out?' captain asked.
[ترجمه ترگمان]این آب جدید چقدر طول میکشه؟ ناخدا پرسید:
[ترجمه گوگل]چقدر طول می کشد که آب تازه آب مانده است؟ کاپیتان پرسید:
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. We can't hold out against industrialization any longer.
[ترجمه ترگمان]دیگر نمی توانیم جلوی industrialization را بگیریم
[ترجمه گوگل]ما دیگر نمی توانیم در برابر صنعتی شدن مقاومت کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Some thought they would hold out until Sunday. The realists knew that the game was already up.
[ترجمه ترگمان]بعضی ها خیال می کردند که تا یکشنبه بیرون خواهند آمد واقع گرایان می دانستند که این بازی پیش از این آغاز شده است
[ترجمه گوگل]بعضی فکر می کردند که تا یکشنبه نگه می دارند Realists می دانستند که این بازی تا به حال ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. France has been the holdout in trying to negotiate an end to the dispute.
[ترجمه ترگمان]فرانسه در تلاش برای مذاکره برای پایان دادن به این مناقشه بوده است
[ترجمه گوگل]فرانسه در تلاش برای مذاکره برای پایان دادن به اختلاف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. It's time to shame holdouts like the USA into signing the treaty.
[ترجمه ترگمان]زمان شرم holdouts مثل آمریکا در امضای پیمان است
[ترجمه گوگل]وقت آن است که ایالات متحده را به امضای معاهده بسپاریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. If Torricelli, the last holdout, had supported the amendment, it looked likely to pass.
[ترجمه ترگمان]اگر روشنفکر، آخرین holdout، از این اصلاحیه حمایت می کرد، احتمالا رد می شد
[ترجمه گوگل]اگر Torricelli، آخرین نگهدارنده، این اصلاحیه را پشتیبانی کرده بود، احتمالا به نظر می رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. Cleveland avoided a holdout by Thomas, the highest selected player to come to terms this summer.
[ترجمه ترگمان]کلیولند توسط توماس، که بالاترین بازیکن منتخب برای رسیدن به این تابستان بود، اجتناب کرد
[ترجمه گوگل]کلیولند از تیم توماس، بازیکنانی که بیشترین انتخاب را انتخاب کرده بودند، از این تابستان امتناع ورزید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. It can also increase to a certain extent holdout stretch.
[ترجمه ترگمان]همچنین می تواند تا حد معینی گسترش یابد
[ترجمه گوگل]همچنین می تواند تا حدودی افزایش یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. The basketball star was a holdout until they offered more money.
[ترجمه ترگمان]این ستاره بسکتبال تا زمانی که پول بیشتری پیشنهاد کردند، یک holdout بود
[ترجمه گوگل]ستاره بسکتبال تا زمانی که پول بیشتری ارائه می داد، نگهداری می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. When you tread pattern is too thin and holdout is too thick causes the ink curing.
[ترجمه ترگمان]وقتی که الگوی tread خیلی باریک است و holdout خیلی ضخیم است، جوهر درمان خیلی ضخیم است
[ترجمه گوگل]هنگامی که الگوی تیرگی شما خیلی ضخیم است و ضخیم شدن آن باعث ضخیم شدن جوهر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. How long will our food supply holdout?
[ترجمه ترگمان]تامین غذای ما چقدر طول می کشد؟
[ترجمه گوگل]مدت زمان نگهداری مواد غذایی ما چقدر است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. Holdout: Resistance to ink absorption of a paper.
[ترجمه ترگمان]holdout: مقاومت در برابر جذب مرکب یک کاغذ
[ترجمه گوگل]Holdout: مقاومت به جوهر جذب کاغذ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. Their star pitcher was a holdout for six weeks.
[ترجمه ترگمان]pitcher Their برای شش هفته a بود
[ترجمه گوگل]شکارچیان ستاره آنها شش هفته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. Transfer card printing and membership card when heating compression(Sentence dictionary), heated holdout binders melting and substrate bonded.
[ترجمه ترگمان]کارت انتقال کارت و کارت عضویت در هنگام فشرده سازی heating (جمله لغت جملات)، holdout binders را گرم کرده و زیر لایه پیوند می دهد
[ترجمه گوگل]چاپ کارت انتقال و کارت عضویت در هنگام فشرده سازی حرارت (فرهنگ لغت حکم)، گرم نگهدارنده باطله ذوب و بستر باند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. Because the density of water - based ink color, covered up thick holdout, colors and transparency.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که تراکم رنگ جوهر بر پایه آب، holdout ضخیم، رنگ ها و شفافیت را پوشانده است
[ترجمه گوگل]از آنجا که تراکم رنگ جوهر بر پایه آب، پوشش ضخیم، رنگ و شفافیت را پوشش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

28. If the UV energy band and power changes, will affect the holdout after curing performance.
[ترجمه ترگمان]اگر گروه انرژی UV و تغییرات قدرت UV، بعد از پرداخت عملکرد، بر the اثر بگذارند
[ترجمه گوگل]اگر باند انرژی انرژی و UV تغییر می کند، پس از عمل خنثی سازی، پس از خنک شدن عملکرد را تحت تاثیر قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

29. The IAEA's additional protocol, which allows for more aggressive, short-notice inspections should be made universal, through concerted efforts to persuade key holdout states to join.
[ترجمه ترگمان]پروتکل اضافی آژانس بین المللی انرژی اتمی که اجازه کنترل بیشتر و short را می دهد باید فراگیر شود، از طریق تلاش های هماهنگ برای متقاعد کردن دولت های عضو کلیدی برای پیوستن به آن ها
[ترجمه گوگل]پروتکل الحاقی آژانس بین المللی انرژی اتمی که اجازه می دهد بازرسی های تهاجمی تر و سریع تر از طریق هماهنگی برای متقاعد ساختن کشورهای اصلی برای پیوستن به آن، جهانی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

30. All coated sheets were evaluated for their post - calendering ink holdout, gloss, and surface strengths.
[ترجمه ترگمان]تمامی صفحات پوشش داده شده برای نقاط قوت post، holdout، و مقاومت های سطحی شان مورد ارزیابی قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]تمام ورق های پوشش داده شده برای چسباندن جوهر پستالنگری، رنگ براق و خطوط سطحی مورد بررسی قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

حاکی بودن از (فعل)
smell, bode, bespeak, hold out, betoken, signify, symbolize

بسط یافتن (فعل)
expand, hold out, overspread

به انگلیسی

• hang on, endure; extent, stretch forth
act of refusing to do something; one who delays in signing a contract in the hopes of getting a better deal; one who refuses to cooperate
a holdout is someone who does not want to agree to something that others want to do; used in american english.

پیشنهاد کاربران

قالتاقی کردن - تیزی کردن
Hold out میتونه به معنی دراز کردن و کشیدن دست هم باشه

She held out her hand to take a piece of cake
او دستش را دراز کرد تا یک تکه کیک بردارد.
Now hold out your hand, how many finger do you have between the horizon
? and sun
نگهداشتن/ دراز کردن ( دست )
. Hold out your hand
ادامه دادن، دست نکشیدن، طاقت آوردن
ارائه کردن
Every time we hold out the hand of friendship به معنای " هر زمان که دستی را برای دوستی می فشاریم " است .
در واقع hold out به معنای دست دادن است .
سوال : ایا به معنای " فشردن" هم میتونه باشه؟
من هم مثل Fatemeh فکر میکردم که hold out به معنی دست دادنه:
His hand hold out in greeting
دستش را برای خوشامد گویی در دست گرفت/باهاش دست داد
البته که shake hands در اصل به معنی دست دادنه و استفاده از hold out به این معنا درست نیست اما میشه اینطور معنی کردش
و درمورد معنی فشردن که فاطمه خانوم بهش اشاره کردن. . . من دقیق نمیدونم. . . اما فکر نمیکنم چنین معنی ای رو بده یعنی من هیچ جا ندیدم
ولی فکر کنم حرف خانم مریم درست باشه که معنی این کلمه دراز کردنه. . .
و معنی اون جمله این باشه که او دستش را دراز کرد و جلو آورد برای خوشامد گویی ( به منظور دست دادن )
امیدوارم از نوشته هام استفاده کنین و البته تمام حرفام درست بوده باشه: )
Stop holding outدست از مقاومت بکش
to put your hand or arms, or something in your hand, toward someone, especially to give or offer something
این معنی دیکشنری آکسفورد هست دقت کنید میگه استفاده کردن از دست یا بازو یا چیزی که در دست هست به سمت کسی بردن
پس معنی دست دادن نمیتونه بده
پس معنی مثلا he held out his hand اینه دستش رو اورد بیرون به سمت من یا جلوی من ( مثلا میخواست دست بده )
خلاصه برای همچین جملاتی برید تو سایت دیکشنری آکسفورد چون معنی فارسی سخت میشه توضیح داد
چیزی را جلو بردن جلو آوردن دست دراز کردن
تاب آوردن، دوام آوردن؛ مقاومت کردن
باز کردن دست ها
My mother stood before me and held her arms out .

۱ - پایداری کردن؛ پایداری نمودن، استقامت کردن
Hold out against the disease
در برابر بیماری پایداری نمودن
۲ - با دستان و بازوان محکم گرفتن
۳ - نگهداری کردن؛ محافطت کردن
Hold out بیشتر به معنی دوام آوردن و سرپا ماندن در وضعیت دشوار است
Those who are most luck should hold their hands out to those who aren't.
در این جمله به معنای دراز کردن دست برای کمک هست.
معنی چیزی رو به سمت کسی بردن هست مثلا:
She hold the present out to him
او کادو / هدیه را به سمت او گرفت / برد.
جلوی خود را گرفتن - مقاومت کردن

مقاومت ورزیدن در برابر موافقت کردن با کسی یا عقیده ای
بیرون آوردن
لجباز
با شرائط سخت ساختن

last
remain
باقی موندن
موجود ماندن

How long will the power hold out?


اگر بعد از hold out از حرف اضافه ی on استفاده شود و بعد اسم شخصی با چیزی آورده شود به معنی " پنهان کاری" ، " رازی رو مخفی کردن" می باشد.
hold out on someone/something ) to not tell someone something
مثال:
They’ve been holding out on the details of the plan.
you were holding out on us.
Hold out your hand آغوشت را باز کن، بگشا
1. کافی بودن
2. مقاومت کردن
3. پافشاری یا اصرار کردن
مقاومت کردن
Hold out for something :
( Phrasal verb )
قبول نکردن چیزی که کمتر از مقدار مدنظر است.
to not accept anything less than you have asked for

به عنوان مثال:

Transport workers are holding out for a 20% pay rise.
دراز کردن ( دست ) ؛ مقاومت کردن , دووم آوردن ؛ داشتن ( امید )

# She held out her arms in welcome
# He held out his hand to help her climb up
# we held out against the attacks
# He can only hold out a few more weeks
# He seems to hold out no hope of success
# Doctors hold out little hope of her recovering
The sensors are designed to work as long as their batteries hold out
سنسورها جوری طراحی شدند که تا وقتی که باتری دارند، کار کنند.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما