پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٥,٨٦٦)
مثال؛ The men were arrested and carted off to the police station. He is worried that his family might cart him off to a care home. We watched as ...
an instrument or device for making scientific measurements, for example of the atmosphere or physical features ابزار یا وسیله ای برای انجام اندازه گی ...
Achieve a distinct advantage over someone, especially through early or quick action; get a head start به خصوص از طریق اقدام زودهنگام یا سریع، مزیت مت ...
سرجوخه از درجه های ارتش است و به فرمانده چهار یا پنج سرباز گفته می شود. سرجوخه در نیروهای مسلح معمولاً سمت فرماندهی جوخه را دارد، که یگانی راهکنشی و ...
مثال؛ She was happy to oblige with the extra work. He was happy to oblige with their request for assistance. The staff are always happy to oblige ...
اسید دوموئیک ( DA ) تحت شرایط خاصی توسط شکوفایی جلبک دریایی دیاتومه هایی که به عنوان سودو - نیتشیا شناخته می شوند، تولید می شود. DA می تواند به طور م ...
planned, organized, or arranged in advance ( often of an event or situation intended to seem spontaneous ) از قبل برنامه ریزی شده، سازمان یافته یا م ...
to accept an offer or suggestion that seems good but is really a trick پذیرفتن پیشنهاد یا گزینه ای که به نظر خوب می آید اما در واقع یک حقه است وسوسه ...
a scene or a state of great disorder or confusion. an economy in shambles صحنه یا وضعیتی از بی نظمی یا آشفتگی شدید. اقتصاد نابسامان مثال؛ You were su ...
to become unproductive or ineffective; be unable to score بی فایده یا بی اثر شدن؛ قادر به گلزنی نبودن. مثال؛ The team's motivation seemed to go cold ...
The term "sanctum sanctorum" is a Latin phrase that means "holy of holies. " In religious contexts, it refers to the most sacred part of a temple or ...
مکان یا حریم خصوصی مثال؛ He ushered her into his sanctum and gave her something to drink.
someone that a person has sex with, not because they want a serious relationship, but because they want to have sex with as many people as possible ک ...
مثال؛ The shower had invigorated her. The mayor has plans to invigorate the downtown economy. He was invigorated by the positive feedback. Breath ...
Certified Public Accountant یک حسابدار رسمی ( CPA ) / یک متخصص حسابداری مورد اعتماد است که یک فرآیند آزمون سخت را پشت سر گذاشته است. آنها سه شاخه مور ...
🔸 معادل های رایج فارسی ( بسته به زمینه و لحن ) : زبونم لال ( رایج ترین و طبیعی ترین در فارسی روزمره ) خدا نکنه حاشا / حاشا الله به هیچ وجه / هرگز چ ...
آدمی که بیش از حد نرم و چاپلوس، لیز، متظاهر، یا حال به هم زن به نظر می رسه ( اغلب با حس منفی ) مثال ها: That guy at the party was so oily — always t ...
ریسک کردن مثال؛ I'm going to go out on a limb and approve his request for additional research funding. I wouldn't go out on a limb like this if I di ...
/ˌmarɪˈnɑːrə/ ( in Italian cooking ) a sauce made from tomatoes, onions, and herbs, served especially with pasta ( در آشپزی ایتالیایی ) سسی که از گ ...
a practical joke in which an unwitting victim is sent in pursuit of something that does not exist دنبال نخود سیاه فرستادن مثال؛ One or two gullible y ...
1. قفل باز کن ( وسیله ) مثال؛ He used a lockpick to open the door and stole the papers. 2. اصطلاح عامیانه a person who picks a lock, especially a ...
مثال؛ The U. S. military uses bleeding - edge semiconductor technologies in its newest warplanes, battleships, and missiles. Bleeding - edge technol ...
مثال؛ Being part of the Commonwealth Games has been a once in a lifetime experience. An offer like that will come just once in a lifetime. For a da ...
بررسی کردن / چک کردن/ تحقیق کردن یا مطمئن شدن از چیزی You should check out the reviews first. اول نظرات رو بررسی کن.
به طور اجتناب ناپذیر مثال؛ Anxiety is mounting among officials from several Gulf nations that President Donald Trump may be inexorably driving the Un ...
to publicly say false or bad things about someone ( such as a political opponent ) in order to harm that person's reputation گفتن حرف های نادرست یا ب ...
assume responsibility or blame on behalf of other people, especially by resigning from a position به عهده گرفتن مسئولیت یا سرزنش از طرف دیگران، به خص ...
in a dangerous situation in which they are extremely close to disaster or failure بودن در یک موقعیت خطرناک بسیار نزدیک به فاجعه یا شکست مثال؛ The kin ...
مثال؛ Give him a bit of limelight and away he goes—no one else can get a word in edgeways. Nancy loves to talk, and I couldn't get a word in edgeway ...
مثال؛ If Arthur's dog is not fed adequately, he becomes highly irascible, even growling at his own shadow. He's a difficult, irascible person. Dunm ...
مترادف؛ possibly. potentially مثال؛ She is arguably the greatest woman tennis player of all time. He is arguably the best writer of his generation.
lose self - control کنترل خود را از دست دادن مثال؛ I got a bit carried away when describing the final game. The crowd were carried away by his passi ...
این می تواند موقعیت هایی را توصیف کند که در آن ها اختلاف نظر پیش می آید - وقتی کسی با شخص دیگری ( مانند معلم یا رئیس ) درگیر می شود، به این معنی است ...
یک واکنش بسیار شوکه کننده، به ویژه واکنشی که در آن بیشتر از آنچه واقعاً احساس می کنید، شوک نشان می دهید تا نشان دهید که فکر می کنید چیزی از نظر اخلاق ...
see someone/something in a new light با دید تازه/جدید دیدن، از زاویه ای متفاوت نگاه کردن یا درک کردن به شیوه ای نو و اغلب مثبت تر مثال ها: After tal ...
1. پذیرفتن چیزی بدون اعتراض، باور کردن چیزی ( حتی اگر سخت یا مشکوک باشد ) . I can't swallow that excuse. → نمی تونم این بهانه رو باور کنم / قبول کنم ...
1. **رد کردن، بی اهمیت دانستن، نادیده گرفتن** ( رایج ترین در اخبار و سیاست ) وقتی کسی چیزی ( انتقاد، ادعا، ایده، یا شخص ) را جدی نمی گیرد و آن را ک ...
1. **در جلسات، کنفرانس ها، مصاحبه ها یا ارائه ها** وقتی مجری یا سخنران می گوید: "Now I'll take questions" یا "I'm happy to take your questions" ...
**لازم بودن** / **مناسب بودن** / **به نفع بودن** / **شایسته بودن** / **باید/بهتره انجام دادن** یعنی چیزی که برای کسی **ضروری**، **مناسب**، **مفید** ...
**"Rare - ish"** ( یا گاهی rareish بدون خط فاصله ) یک کلمه غیررسمی و محاوره ای ( slang - ish! ) در انگلیسیه که از ترکیب **rare** ** - ish** ساخته شده ...
( تلفظ: /ˈkruː. pi. eɪ/ یا به فارسی تقریبی: کروپی یه یا کروپی اِر ) یک کلمه فرانسوی الاصله: **کروپیه** یا **دیلر کازینو** ( کسی که میز بازی رو مدیری ...
**"Blow off steam"** ( یا گاهی **"let off steam"** ) یک اصطلاح عامیانه خیلی رایج در انگلیسیه: **فشار/استرس/عصبانیت رو خالی کردن** **خودت رو تخلیه ک ...
**از چیزی خیلی لذت بردن / هیجان زده شدن / تحریک شدن** ( به خصوص اغلب با بار **جنسی** یا خیلی شدید ) معمولاً به این شکل استفاده می شه: **get off ...
**Belated** یعنی �دیر شده�، �با تأخیر�، �پس از موعد� یا به فارسی ساده تر: **�دیرهنگام�** یا **�با عذرخواهی بابت تأخیر�** رایج ترین کاربردش در عبارات ...
### ۱. اسم ( رایج تر ) : - **دیوانه**، **مجنون**، **فرد روانی** یا **آدم خلّ**. این کلمه اغلب توهین آمیز و منفی است و امروزه در زبان رسمی یا پزشک ...
( تلفظ: بو - دی - گا ) اصالتاً اسپانیایی است و در انگلیسی آمریکایی ( به ویژه در نیویورک و شهرهای بزرگ ) رایج شده. معانی اصلی آن: ### ۱. معنای اصلی و ...
### ۱. اسم ( در سیاست ) : - **نخست وزیر** ( به ویژه در کشورهای با نظام پارلمانی مثل بریتانیا، کانادا، استرالیا یا چین ) . - در چین، عنوان رسمی دوم ...
- **خوش یمنی**، **فرخندگی**، **مبارک بودن**، **نویدبخش موفقیت بودن** یا **حالت مساعد و مثبت**. این کلمه از صفت **auspicious** ( خوش یمن، فرخنده، مس ...
یک ترجمه مستقیم از یک **ضرب المثل چینی معروف** است: - اصل چینی: **风物长宜放眼量** ( Fēngw� ch�ng y� f�ng yǎn li�ng ) ### معنای تحت اللفظی: - "چشمان خود ...
- **انتقاد پنهان**، **طعنه تلویحی**، **کنایه انتقادی** یا **حمله کلامی مخفیانه**. یعنی اظهارنظری که ظاهراً بی ضرر یا حتی مثبت به نظر می رسد، اما در ...