پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٥,٨٦٦)
همچنین chat for england This idiom describes a person who talks a lot The phrase talk for England describes someone who is talkative ( i. e. talks a ...
to have no support for what one thinks, says, or does نداشتن هیچ مدرک و پشتوانه ای درباره آنچه یک فرد فکر می کند، می گوید یا عمل می کند مثال؛ He cla ...
کوفتی where's that flaming taxi?
find or get something مثال؛ I haven't got my hands on a copy yet.
slang to incriminate ( someone ) on a false charge; frame اصطلاح عامیانه متهم کردن کسی با یک ادعای بی اساس، دسیسه کردن برای کسی، پاپوش دوختن برای کس ...
فهمیدن، یاد گرفتن یا تسلط پیدا کردن به یک موضوع یا مهارت. این عبارت معمولاً در موقعیت هایی استفاده می شود که فرد به خوبی چیزی را یاد گرفته و یا درک ...
1. to support someone during a difficult time حمایت کردن از کسی در دوران سختی مثال؛ He was a real friend to see me through my long illness. 2. See ...
مثال؛ It strikes me that there is a larger issue at stake. به نظرم می رسد که مسئله ی مهم تری در میان است. It strikes me as peculiar that she left ...
to develop and finish naturally به طور طبیعی توسعه و به پایان رسیدن مثال؛ The doctor's advice is to let the fever run its course. I had to accept th ...
المُلک عقیم یعنی اگر فرزند حاکم و یا پادشاه با ریاست و حکومتش مخالفت کند، به دست پدر کشته می شود و این گونه می اندیشد که گویا هیچگاه فرزندی نداشته اس ...
اسکادران یا گُردان هوایی در نیروی هوایی، نیروی هوابرد نیروی زمینی و دریایی به واحدی متشکل از ۱۲ تا ۲۴ فروند هواپیمای نظامی گفته می شود که معمولاً از ...
شابک یک سیستم برای شماره گذاری کتابها در سطح بین المللی است. شماره شابک متشکل از سیزده عدد می باشد که رقم های آن در چند گروه قرار داده می شود و هر گر ...
1 - بلند پایه و برازنده و ارجمند 2 - ( به مجاز ) ورجمند و دارای فره ی ایزدی. 3 - وَرجاوَند واژه ای فارسی و به معنی مقدس است. یکی از افراد موعود در ...
used among German - speaking people as a title equivalent to Mr. کلمه آلمانی، معادل آقا
1. عرقه . [ ع َ ق َ / ق ِ ] ( ص ) در اصطلاح عامه مردم، آدم ناقلا و بدجنس و زرنگ 2. کلمه �عرقه� در زبان فارسی به معنای عرق و رطوبت جسم و همچنین به عنو ...
To have sexual intercourse for the first time برای اولین بار آمیزش جنسی داشتن زبان عامیانه انگلیسی/ برای از دست دادن باکرگی از اواخر قرن نوزدهم بیشتر ...
avoid dealing or being associated with مثال؛ we have no truck with that style of gutter journalism
مُسَمَّط به نوعی از قصیده یا اشعاری گفته می شود که شاعر بنای آن را بر چند مصراع هم قافیه بنهد و مصراع آخر را بر قافیه ای دیگر قرار دهد. هر بخش از مسم ...
1 - گرفتن چیزی به زور. 2 - لاف زدن . 3 - تندی ، خشونت . 4 - ظلم ، زور.
- خانم کوچک ؛ بانوچه . دوشیزه . - خانم کوچولو ؛ لقب گونه ای است که به دختران دهند.
واژه حیص بیص در لغت به معنی گرفتاری، تنگنا و سختیِ گریزناپذیر است و بنابر قول مشهور از نظر نحوی آخر هر دو جزء کلمه مبنی بر فتح است. در مثل های عربی ...
چُلمن در تداول عامه ، کسی که زود فریب خورد. گول . در اصطلاح عوام ؛ مرادف پخمه و پپه و پفیوز است . فریب خوار.
انفلاسیون یا تورم، بالا رفتن سطح عمومی قیمت ها در یک جامعه و یا یک اقتصاد به مدت یک سال و یا بیشتر از یک سال است.
جلوافتاده . ترقی کرده . مترقی : امم راقیة، ملل راقیة؛ امروزه این ترکیب اصطلاح مطبوعاتی و سیاسی است که به معنی ملت های مترقی و پیش رفته و جلوافتاده فر ...
دستمال جیب مربع شکلی است که در جیب روی سینه کت قرار می گیرد. می توان بنا به سلیقه شخصی، به روش های مختلفی تا کرد.
strongly encourage or urge ( someone ) to do something. با تاکید کسی را به انجام کاری تشویق و ترغیب کردن مثال؛ I exhorted her to be a good child
مخفف اتحادیه تعاونی کارکنان ارتش
رسد ( بر وزن سبد ) = سهم ، حصه
برانگیزاننده احساسات ، محرک احساسات
پتیاره = بلا همانکه از مردم یک نافرمانی دید به خشم آید و پتیاره فرستد، سپس که پشیمان شدند و بازگشتند بسر خشنودی آید و پتیاره باز گرداند.
- شدسیدن ( بر وزن برچیدن ) = دریافتن با یکی از حس های پنجگانه
خستوش = اعتراف
عبادت کردن، نیایش کردن
کرف ( بر وزن برف ) = ثواب
چخش ( بر وزن جهش ) = مجادله
وحی در این باره نیز اگر سخنی از راه فره داشتی، بایستی از قرآن باشد نه آنکه در بستر مرگ یک سخنانی گوید.
سرسام، مرکب از دو کلمه فارسی سر و سام به معناى ورم و آماس است. سرسام به معناى آماس سر می باشد که نوعى بیمارى روانی با شروع حاد و همراه با اختلال در م ...
عکس العمل
ویراستار
خط تالوگ، یک واژه قدیمی آلمانی الاصل می باشد که در لغت به مفهوم دره است. در اصطلاح خط تالوگ یا خط القعر به مفهوم عمیق ترین بخش رود به کار می رود. تقس ...
پیمان مرکزی ( سنتو ) CENTO طرح ایجاد یک کمربند امنیتی از غرب اروپا تا جنوب شرق آسیا به ادعای جلوگیری از نفوذ کمونیسم، نیاز به یک حلقه ی زنجیر به نام ...
گروه غوغاطلب؛ اوباش. مترادف؛ اراذل، الواط، اوباش
دماگوگ یا عوام فریب کسی است که با ادعا و دروغ و وعده های بی پایه و اساس با تحریف حقایق سعی می کند مردم را به سوی خود بکشد و موافقت و پشتیبانی آنان را ...
از کسی به گدایی و تردستی چیزی گرفتن
آدم خرّاج و دست و دل باز و خوش سر و وضع
کم کم از جایی چیزی به دست آوردن
چرکی است که روی اشیاء می بندد.
کسی را از زور اصرار کردن و حرف زدن، خسته کردن
قُرمُپوف دیوث و احمق ( بلانسبت همه )
فریاد و هلهله