پیشنهادهای حمید زارعی (٧٩٦)
هم نقش حرف اضافه و هم نقش قیدی دارد
شرایط و الزامات چیزی را داشتن تامین کردن
مثل: سیر نظریه پردازی یا روند نظریه پردازی
به همین ترتیب ، به علاوه ، همچنین
پرداختن به
1 - پس، بنابراین 2 - سپس 3 - آنگاه 4 - در آن زمان
مشترک استفاده کردن یا برخوردار بودن ، تبادل کردن
نادر، به ندرت
از امروز به بعد
با فرض اینکه
Appear ( to ) معنای فعلی: به نظر رسیدن معنای قیدی: ظاهراً
نقش، موضع ( در حقوق )
زمان آن زمان حال است و در معنای فعلی: جستجو کردن در معنای قیدی: درصدد، در پی، به دنبال
ly speaking. . . . مثل : generally speaking, scientifically speaking به معنای: به لحاظ علمی، عموماً ، به طور کلی ، به بیان عام ، به بیان علمی، به لح ...
حاکی از آن است
در متون حقوقی به معنای محل توضیحات
بی سابقه مثل : Untapped demand تقاضای بی سابقه
باعث شدن، سبب شدن
در اختیار نهادن
به عنوان جز قیدی: به شرط آنکه ، مشروط بر آنکه
اطراف
1 - ساختن 2 - گرداندن، سبب شدن 3 - تهی یعنی ترجمه نمی شود
تردد
طراحی، ابداع، اختراع
در مقابل، در مقایسه با
1 - معنا و مفهوم 2 - معقول ، معنی دار
پا به عرصه. . . نهادن. مثل پا به عرصه وجود نهادن
از، خارج از
ورود
به رغم از جهت ویرایش بهتر است
فنی صنعتی، اختصاصی، اصولی، اجرایی، متغیر، دگرگون شونده، اصطلاحات و قواعد فنی، علوم مهندسی: تخصصی، معماری: صنعتی، قانون فقه: صنعتی، روانشناسی: فنی، عل ...
گروه ( در گروه خونی )
اگر قبل از ضمایر انعکاسی و تاکیدی حرف اضافة by به کار رفته باشد، معنی خود و یا به تنهایی را می رساند By myself: من خودم، به تنهایی
1 - پرداختن 2 - پردازش کردن ( با توجه به متن معانی متفاوت میشود )
در علم کامپیوتر به معنای:در هر مرحله تکرار از الگوریتم ژنتیکی تعدادی مشخص از کروموزوم ها مورد ارزیابی قرار می گیرد. به مجموعه این کروموزوم ها جمعیت م ...
دست یافتن، وارد شدن
گونه دستکاری شده
به طور کلی، عمدتاً
حرکت سریع ، تکانش
دست شستن از چیزی
Or اول جمله قید ربط محسوب میشود به معنای: 1 - به عبارت دیگر 2 - در غیر این صورت
1 - مربوط به 2 - مرتبط با 3 - درباره
باعجله راهی شدن/ حرکت کردن Zac rushed off to get to his medical appointment. زاک باعجله به سمت جلسه پزشکی اش راهی شد
Cease to در معنای متوقف کردن در معنای قیدی: دیگر فعل منفی
Fail to V به معنای نتوانستن
مفهوم
محل اقامت ، اقامتگاه در متون تخصصی حقوقی
حیوان، سبوع، بی خرد، بی شعور ، بی جان، صرف و محض
پیشرفتی است که به تدریج و در گذر زمان به وجود می آید. مثل پیشرفت تحصیلی که در گذر سال ها تحصیل به دست می آید.
به رغم، با وجود