or

/ˈɔːr//ɔː/

معنی: چه، خواه، یا، یا اینکه، یا انکه
معانی دیگر: مخفف:، اتاق عمل، (معمولا پس از either) یا ... یا، وگرنه، والا، در غیر این صورت، (معمولا با: whether) چه ... چه، (پس از منفی) نه ... نه، به عبارت دیگر، بهتر بگویم، (محلی) پیش از، قبل از (اینکه)، (نشان های اعیانی) نماد طلا، تصویر طلا (که به صورت چند خال سیاه بر سطح سفید نشان داده می شود)، خواه
or_
پسوند:، کننده، انجام دهنده، - گر [incisor]

بررسی کلمه

پسوند ( suffix )
• : تعریف: a variant of -er
پسوند ( suffix )
• : تعریف: activity; quality; condition; characteristic.

- labor
[ترجمه گوگل] کار یدی
[ترجمه ترگمان] درد زایمان،
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- candor
[ترجمه گوگل] رک بودن
[ترجمه ترگمان] صراحت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
حرف ربط ( conjunction )
(1) تعریف: used to indicate alternatives.

- the door or window
[ترجمه گوگل] در یا پنجره
[ترجمه ترگمان] در یا پنجره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Either you go or I will.
[ترجمه دریا] یا برو یا من انجام می دم.
|
[ترجمه گوگل] یا تو برو یا من
[ترجمه ترگمان] یا برو یا من می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: used to indicate similar things or alternative ways of referring to such things.

- stars or suns
[ترجمه دریا] ستاره ها یا خورشید ها
|
[ترجمه گوگل] ستاره ها یا خورشیدها
[ترجمه ترگمان] ستارگان یا خورشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- monarchs or kings
[ترجمه گوگل] پادشاهان یا پادشاهان
[ترجمه ترگمان] پادشاهان و پادشاهان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: used to indicate uncertainty.

- I'll be there in three or four hours.
[ترجمه گوگل] سه چهار ساعت دیگه میام
[ترجمه ترگمان] سه یا چهار ساعت دیگه اونجام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم و ( noun, abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "Oregon," a northwestern U.S. state on the Pacific coast between Washington and California.
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "operating room."

جمله های نمونه

1. or the good of mankind
به خاطر سعادت بشریت

2. or anything
(عامیانه) و امثال آن،و غیره

3. or no
حتی اگر نخواهی

4. or something
(عامیانه) یا چیزی دیگر

5. . . . give or else a tyrant will take by force
. . . بده ورنه ستمگر به زور بستاند

6. apple or orange
سیب یا پرتقال

7. boom or bust
کامیابی یا ناکامی،رونق یا کسادی

8. dead or alive
مرده یازنده

9. donate or else a tyrant will take it by force
بده وگرنه ستمگر به زور بستاند.

10. east or west, home is best!
چه شرق و چه غرب وطن از همه جا بهتر است !

11. freeze! or i'll shoot!
بی حرکت،والا شلیک می کنم.

12. fresh or canned green bean?
لوبیا سبز تازه یا لوبیا سبز کنسروی ؟

13. geology or the science of the earth's crust
زمین شناسی یا دانش پوسته ی کره ی زمین

14. go or i'll call the police!
برو وگرنه پلیس را خبر خواهم کرد!

15. good or poor reception
خوب یا بد دریافت کردن

16. heads or tails?
شیر یا خط ؟

17. once or twice
یک یا دو بار

18. parking or even stopping is fobidden at crossroads
سرچهارراه ها پارک کردن و حتی توقف کردن قدغن است.

19. plus or minus reaction to men with blue eyes
واکنش مثبت یا منفی نسبت به مردان آبی چشم

20. sick or well, she should leave the hospital
چه بیمار و چه سالم (خواه بیمار و خواه سالم) باید از بیمارستان برود.

21. sit or i'll bust you on the head
بنشین والا می زنم تو سرت.

22. sooner or later she will pay for her evil deeds
دیر یا زود تقاص اعمال بد خود را پس خواهد داد.

23. sooner or later, the truth will out
حقیقت دیر یا زود آشکار خواهد شد.

24. whether or no you want it
چه بخواهی چه نخواهی

25. win or lose, i will give a party after the game
چه ببریم چه ببازیم بعد از مسابقه سور خواهم داد.

26. (be or go) on a rampage
وحشیانه پرسه زدن،وحشیگری کردن،ترکتازی کردن،یغماگری کردن

27. advisor or advis¨er, n.
رایزن،اندرزگر،مشاور،ناصح

28. all or nothing
یا همه یا هیچ

29. boom or bust
رونق یا ورشکستگی،موفقیت یا شکست

30. fish or cut bait!
یاحسابی کوشش کن یا اصلا دست بردار!

31. give or take
کم و زیاد،تقریبا

32. make or break
موجب موفقیت یا شکست شدن

33. make or mar somebody (or something)
(انگلیس - عامیانه) موجب موفقیت یا شکست کسی (یا چیزی) شدن

34. more or less
کم و بیش

35. normality or normalcy, n.
هنجاری،بهنجاری،حالت معمولی،وضع عادی،وضعیت طبیعی

36. one or two
یکی یا دوتا،یکی دو تا

37. rhyme or reason
(پس از no یا without و غیره) حساب و کتاب،معنی و ترتیب

38. sink or swim
(ضرب المثل) حیات یا ممات (به عهده ی خودشان است)

39. sink or swim
تباهی یا بقا

40. somehow or other
به طرق مختلف،به لطایف الحیل،هر جوری که شده

41. sooner or later
دیر یا زود

42. sooner or later
دیر یا زود،بالاخره

43. two or three
دو یا سه،دو سه تا

44. whether or no
در هر حال،چه . . . چه

45. win or lose
چه برنده چه بازنده

46. . . . give or else the tyrant will squeeze it out of you
. . . بده ورنه ستمگر به زور بستاند

47. . . . give or else the tyrant will wring it out of you
. . . . بده وگرنه ستمگر به زور بستاند.

48. be quiet or else i'll crack you on the head!
ساکت باش والا می کوبم تو سرت !

49. by gestures or vocal communication
از طریق اشاره یا با ارتباط شفاهی

50. don't tarry or the train will leave
تاخیر نکن والا ترن خواهد رفت.

51. either die or slay
یا بمیر یا بمیران.

52. either this or that
یا این یا آن

53. either tonight or tomorrow
یا امشب یا فردا

54. fifty dollars or so
کم و بیش پنجاه دلار

55. fifty rials or five tumans
پنجاه ریال یا (به عبارت دیگر) پنج تومان

56. five hours or over
پنج ساعت یا بیشتر

57. grade (elementary or primary) school
دبستان،مدرسه ی ابتدایی

58. his sister, or rather half-sister, has recently died
خواهر او یا دقیق بگویم خواهر ناتنی او تازگی مرده است.

59. hush up or i'll call your father!
ساکت می شوی یا پدرت را صدا کنم !

60. radio, television or whatnot
رادیو و تلویزیون یا هر چیز دیگر

61. take it or leave it
همین که هست (می خواهی قبول کن می خواهی رد کن)

62. ten dollars or under
ده دلار یا کمتر

63. the existence or nonexistence of god was not important to her
بودن یا نبودن خدا برایش اهمیت نداشت.

64. the policy or impolicy of such actions
عاقلانه بودن یا غیر عاقلانه بودن چنین اقداماتی

65. the right or wrong of his assertion is arguable
درست یا غلط بودن ادعای او قابل بحث است.

66. to be or not to be, that is the question
(شکسپیر) بودن یا نبودن،مسئله این است.

67. to be or not to be, that's the question
(شکسپیر) بودن یا نبودن،مسئله این است.

68. to be or not to be, that's the question
(شکسپیر) به بودن یا نبودن بحث آنست

مترادف ها

چه (حرف ربط)
if, whether, as, or, because

خواه (حرف ربط)
if, whether, or

یا (حرف ربط)
or

یا اینکه (حرف ربط)
or

یا انکه (حرف ربط)
or

تخصصی

[کامپیوتر] یای منطقی
[برق و الکترونیک] یا عملگر منطقی که خروجی آن 1 منطقی است . اگر حداقل یکی از ورودیهای آن 1 منطقی باشد. - operations reserch-تحقیق در عملیات استفاده ازروشهای تحلیلی برگرفته از ریاضیات، برای ایجاد شرایط بحرانی تصمیم گیری با در نظر گرفتن واکنشهای انسانها، سازمانها یجاری یا نظامی و ماشینها . - current-جریان ( یا ) شارش الکترونها یا حفره ها که بر حسب آمپر ( A) یا اجزاء آن ( میلی آمپر - میکرو آمپر )، نانو آمپر، و پیکو آمپر، اندازه گیری می شود . جریان از طریق اعمال میدان الکتریکی به رسانا یا با تغییر میدان الکتریکی در دو سر خازن ایجاد می شود .
[ریاضیات] یا

انگلیسی به انگلیسی

• male or female name (hebrew)
connecting two alternatives; indicating the result in the case of failure to do the preceding action; restating or clarifying the first item mentioned
-or is added to some verbs to form nouns referring to people who do a particular thing. for example, a supervisor is someone who supervises people. in this dictionary, nouns of this kind are sometimes not defined but are treated with the related verbs.

پیشنهاد کاربران

اتاق عمل
- -
OR می تواند مخفف Operating Room یا اتاق عمل باشد
ار = یا
مخفف اگر بمعنی یا:
اکنون که ترا تکلفی گویم
پیداست بر آفرینم ار نفرین.
دقیقی.
اگر گنج پیش آید ار خاک خشک
و گر آب دریا و گر زرّ و مشک.
فردوسی.
نگه کن بدل تا پسند تو هست
...
[مشاهده متن کامل]

ازو آگهی بهترست ار نشست.
فردوسی.
بدو گفت بهرام کایدر سپنج
دهید ار بباید گذشتن برنج.
فردوسی.
ز شاهانی ار پیشه ور گوهری
پدر برزگر داری ار لشکری.
فردوسی.
که چون بودتان کار با پور سام
بدیدن بهست ار به آواز و نام.
فردوسی.
اگرتندبادی برآید ز گنج
بخاک افکند نارسیده ترنج
ستمکاره خوانیمش ار دادگر
هنرمند خوانیمش ار بی هنر.
فردوسی.
چو رفتی سر و کار با ایزد است
اگر نیک باشدت کار ار بد است.
فردوسی.
سوی آبت اندازم ار سوی کوه
کجا خواهی افتاد دور از گروه.
فردوسی.
همه خاک دارند بالین و خشت
ندانم به دوزخ درند ار بهشت.
فردوسی.
چنین گفت گودرز زان پس بطوس
که نه پیل باید نه آوای کوس
همه یکسره تیغها برکشیم
برآریم جوش ار کشند ار کشیم.
فردوسی.
بپرسم که این دوستدار تو چیست
بد است ار پرستنده ایزدیست.
فردوسی.
بدو گفت هرمز که پس چیست رای
درنگ آورم ار بجنبم ز جای.
فردوسی.
نشان جست باید ز هر کشوری
اگر مهتری باشد ار کهتری.
فردوسی.
نگه کن که هوش تو بر دست کیست
ز مردم نژاد ار ز دیو و پریست.
فردوسی.
مگر آنکه گفتار او بشنوی
اگرپارسی گوید ار پهلوی.
فردوسی.
بتو داستان نیز کردم یله
از این شاهت آزادی است ار گله.
فردوسی.
از این خواب اگر کوته است ار دراز
گه مرگ بیدار گردیم باز.
( گرشاسب نامه ) .
کرا در جهان خوی زشت ار نکوست
بهر کس گمان آن برد کاندر اوست.
اسدی.
که داند کنون کو بماند ار بمرد
بدرید شیر ار پلنگش ببرد.
اسدی.
بجائی که رفتی برون با سپاه
برزم ار ببزم ار به نخجیرگاه.
اسدی.
مائیم و دو شیشگک می روشن و خوش
با قلیگکی و نانکی پنج ار شش.
انوری.

اعم از ؛ خواه. چه. خواهی. یا. ( یادداشت بخط مؤلف ) : ذَفَر؛ تیزی و تندی بوی خواه خوش و خواه ناخوش. اعم از اینکه بیاید یانیاید؛ خواه بیاید خواه نیاید. ( یادداشت بخط مؤلف ) .
Or اول جمله قید ربط محسوب میشود به معنای: 1 - به عبارت دیگر 2 - در غیر این صورت
شاید
حرف ربط or به معنای یا
معادل فارسی حرف ربط or یا است.
- برای معرفی امکان یا گزینه ای دیگر. مثال:
?would you like tea or coffee ( چای میل دارید یا قهوه؟ )
- در جملات منفی برای اشاره به دو یا چند چیز. مثال:
...
[مشاهده متن کامل]

. he can't read or write ( او نمی تواند بخواند یا بنویسد. )
- آمدن بین دو عدد برای نشان دادن میزان تقریبی. مثال:
. there were ten or twelve people in the room ( ده یا دوازده نفر در اتاق بودند. )
حرف ربط or به معنای یا به عبارت دیگر
حرف ربط or در مفهوم یا به عبارت دیگر برای معرفی واژه یا عبارتی دیگر که به همان معنای واژه یا عبارت قبل است، ولی با ساختاری متفاوت. مثال:
. geology, or the science of the earth’s crust ( زمین شناسی، یا به عبارت دیگر علم پوسته زمین )
منبع: سایت بیاموز

Or علاوه بر اینکه به معنای یا است به معنی وَگرنه و در غیر این صورت هم هست
Or به معنای یا /یا اینکه هست . برای مثال?saw or hammer به معنیه اره یا چکش؟
operating room = اتاق عمل
یا اینکه . . مثلا در این جمله وگرنه هم معنی میده i have to go to home or my mother gets angry
به معنا ( یا ) هست برای مثال
?Egg or rice
که به معنای: ( تخم مرغ یا برنج؟ ) هست
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)

بپرس