تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

1 - غلظت ( برای مایعات ) 2 - تراکم ( برای جامدات ) 3 - تمرکز ( برای انسان )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

به کار گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

وقتی اسم است به معنای ( کاربرد، مصرف ) است، وقتی فعل است یعنی دلالت داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

Tend to v در معنای فعلی: تمایل داشتن، گرایش داشتن در معنای قیدی: معمولاً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

1 - ایجاد کردن، ساختن 2 - انجام دادن 3 - پختن 4 - باعث شدن، سبب شدن 5 - مجبور کردن ، وادار ساختن 6 - سوراخ کردن 7 - موفق شدن ، موفق بودن 8 - توانستن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

اگر بعد از as یک جمله کامل بیاید بر اساس رابطه معنایی جمله پایه و پیرو معانی بدین ترتیب می باشد: 1 - رابطه همزمانی ( جمله پایه و پیرو همزمان اتفاق بی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

( در حالی که ) بهترین ترجمه آن است به این علت هم معنای همزمانی و هم معنای تضاد را می رساند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

Develop بر اساس متن به ترتیب اولویت کاربرد:1 - ایجاد کردن2 - توسعه دادن3 - رشد یافتن4 - مبتلا شدن، دچار شدن5 - ظاهر کردن ( در عکاسی ) مراقب تفاوت بی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

ترتیب ترجمه: 1 - همین و همان 2 - یک 3 - مشابه و یکسان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢١

1 - بالا بردن 2 - پرورش دادن 3 - مطرح کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢١

معنای آن وقتی اسم است به ترتیب: مسئله، نگرانی، اهمیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢١

1 - اگر بحث مالی باشد: استطاعت مالی داشتن 2 - اگر بحث مالی نباشد: توان کافی برای این کار را نداشتن 3 - جرئت راستگویی نداشتن به طور کلی نتوانستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

در ابتدا و انتهای جمله به معنای: با داشتن A given N به معنای: خاص، ویژه ، معین Given that به معنای: با فرض اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

می پردازد به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

عامیانه:از آب درامدن، معلوم شدن علمی: مشخص گردید که، از کار درامد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

قید: بسیار کمتر حرف ربط: چه رسد به حرف اضافه: چه رسد به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

معلوم شد است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

در قالب، از منظر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

1 - فهرست2 - طرح کلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

مستلزم. . . بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

1 - حرف تعریف2 - مقاله3 - قلم و کالا4 - بند قرار داد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

Come to V به هوش آمدن ( بعد آن فعل دیگری نیست ) بعدش فعل دیگری بیاید به معنای قیدی: به تدریج ، سرانجام و معنای فعلی آن: آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

با استفاده از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

لبخند بی صدایی که دندان ها را نشان می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

عامیانه:از آب درامدن، معلوم شدن علمی: مشخص گردید که، از کار درامد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

به اقتباس از پس از افعال name, design, . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

1 - مطمئن 2 - خاص، ویژه، معین 3 - برخی، بعضی ( s جمع داشته باشد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

پویایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

بسته به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

صفت: متناوب، جایگزین، دیگر اسم: گزینه، راه حل، چاره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

اول و وسط جمله به معنای: ( اما، ولی با وجود این ) و در آخر جمله سوالی و منفی به معنای: ( هنوز، تا کنون )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

And etc and so on and so forth and bla bla bla and the like

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

1 - تبدیل شدن 2 - روی آوردن 3 - چرخاندن، گرداندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

1 - ملاقات کردن2 - تامین کردن3 - برآورده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

1 - بازنمود2 - بازافرینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

وقتی فاعل آدم نیست: حاکی از آن است که ( حاکی بودن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

توانستن، موفق شد ( اگر بعد از manage to فعل بیاید )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

1 - همان قدر . . . که 2 - به صفت یا قید عناصر بعد از as دوم 3 - به اندازه عناصر بعد از as دوم صفت یا قید مثل Mary was as beautiful in the party as he ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

یعنی، به عبارت دیگر ، به سخن دیگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

معانی زیر را می دهد: 1 - بردن 2 - آوردن 3 - برداشتن 4 - بیارش پایین 5 - گرفتن6 - خوردن7 - مصرف کردن دارو 8 - در نظر گرفتن 9 - طلبیدن10 - نیاز داشتن 1 ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

ترتیب ترجمه: 1 - با اسم قابل شمارش مفرد بیاید به صورت یای نکره ترجمه می شود مثل some car = ماشینی 2 - با اسم قابل شمارش جمع بیاید به ترتیب به معنای: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

اسم: لطف، منفعت فعل: مناسب چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

وقتی بین دو کاما بیاید قید ربط معنا بوده و اول جمله ترجمه می شود به معنای: برای مثال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

در معنای فعلی: به نظر رسیدن در معنای قیدی: ظاهراً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

تا حدودی ، به نحوی ، یک جورایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

اگر فعل بعد آن ing داشت به معنای ادامه دادن و پیوسته بودن می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

نیروی نیابتی، نیروی شبه نظامی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

با حرف اضافه for به معنای فراهم کردن با حرف اضافه with به معنای تجهیز کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

( احتمالا ) ترجمه کنید چون ( شاید ) همه جا جواب نمیدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

در معنای فعلی: به نظر رسیدن در معنای قیدی: ظاهراً