tend to

شبکه مترجمین ایران

تخصصی

[ریاضیات] میل کردن به

پیشنهاد کاربران

تمایل داشتن به
معمولا
تمایل داشتن
to be inclined or have a tendency to do something
to focus or apply one's attention to someone or something
to take care of someone or something
اغلب
Usually do it
گرایش به
1 - معمولا2 - تمایل داشتن به، گرایش داشتن به
محتمل بودن ( اغلب )
We tend to get cold winters اغلب زمستانهای سردی داریم. ( محتمل است. . . )

میل و رغبت به انجام کاری داشتن
در معرض و مستعد و مهیا بودن برای چیزی
تغییر جهت یا تغییر عقیده دادن



Tend to somebody
مراقبت کردن
منجر به
انتظار می رود
تمایل داشتن/خواستن
معمولا
مراقبت کردن
Like to do something
Want to do something
متمایل بودن
تعیین کردن
پرستاری کردن از
خواستن /دوست داشتن
رسیدگی کردن
مراقبت کردن
پرستاری کردن

Would you mind waiting? I'm tending to another customer at the moment

Nurses tended to the injured

منجر شدن به
سوق دادن به
To see to
رسیدگی کردن به . . .
منجر شدن به . . .
یکی از اساتید می گفت اگر فاعل جمله شی ء باشد tend to یعنی معمولا ولی درغیر این صورت معنی تمایل داشتن می دهد
For example
People tend to think that the problem will never effect them.
مردم اغلب فکر میکنن که این مشکل هیچ وقت اون ها رو تحت تاثیر قرار نمیده
to tend to do something میل داشتن به انجام کاری
to tend to be something معمولا . . . . بودن
Men tend to be taller than women
مردان معمولاً [به طور معمول] از زنان بلندقدتر هستند.
وابسته
be apt to do something
to have a natural tendency to do something SYN tend to
1. tend to:want to
2. tend to do:often, likely
3. tend to sb:care so, take care sb
در پذیرش آنچه mehdi گفته است، می گویم بهترست به جای معمولا �بیشتر/همواره/هماره� را بکار بریم.
برابرهای پارسی واژه ی متمایل: گرایش - دلبسته - خواستار - خم - چرخش - گراینده - چرخنده
( tend to )

1 ) معمولا They tend to be late

2 ) تمایل داشتن I tend to go for coffee rather than tea
Often
"Tend to"
People have the habit of doing something.
از نظر یک نیتیواسپیکر
یه نکته دوستان
به تفاوت tend not to و doesn't tend to توجه کنید
Tend not to به معنی عادت به نکردن کاری داشتنه
e ) we tend not to talk about money too much, we are not comfortable talking about money.
عادت / تمایل داریم حرف نزنیم در مورد پول

اما در مورد دومی یعنی عادت یا تمایل نداریم به انجام کاری
e ) she doesn't tend to playing chess
یعنی به شطرنج بازی کردن تمایل / عادت نداره
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما