article

/ˈɑːrtəkl̩//ˈɑːtɪkl̩/

معنی: ماده، عمل، شرط، اسباب، مقاله، بند، گفتار، فقره، فصل، حرف تعریف، متاع، کالا، چیز، بصورت مواد در اوردن، تفریح کردن
معانی دیگر: (در قراردادها و اساسنامه ها و قوانین اساسی) بند، اصل، تکه، قلم، (از طریق قرارداد) ملزم کردن، (قدیمی) اتهامات را در کیفر خواست ذکر کردن، (دستور زبان) حرف تعریف (مانند: the و a و an)، حرف تعریف مثل the
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a single item or thing, esp. one of a class or group.
مترادف: item
مشابه: element, object, thing, thingamabob, thingamajig, unit

- A dress is an article of women's clothing.
[ترجمه نشر آرسس] لباس جزیی از پوشش های بانوان است.
|
[ترجمه صادق] مانتو یک نوع لباس برای بانوان است
|
[ترجمه سما] پیراهن یکی از لباس های زنان است
|
[ترجمه Iliya One] پیراهن زنانه یکی از پوشاک بانوان است.
|
[ترجمه ترگمان] لباس یک نوع لباس زنانه است
[ترجمه گوگل] لباس یک مقاله از لباس های زنانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Please remember to take all personal articles with you when you leave the airplane.
[ترجمه 😊MIRSMH] لطفا هنگام خروج از هواپیما به یاد داشته باشید که تمام وسایل شخصی خود را بردارید .
|
[ترجمه ترگمان] لطفا به یاد داشته باشید زمانی که هواپیما را ترک می کنید تمام لوازم شخصی خود را باخود بردارید
[ترجمه گوگل] لطفا در هنگام ترک هواپیما با تمام مقالات شخصی خود به یاد داشته باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a piece of nonfiction writing on a particular subject, as in a magazine.
مشابه: composition, critique, editorial, essay, monograph, paper, paragraph, piece, report, review, sidebar, story, study, theme, write-up

- There was an interesting article about election fraud in last Sunday's newspaper.
[ترجمه ترگمان] در روزنامه یکشنبه گذشته یک مقاله جالب درباره تقلب در انتخابات وجود داشت
[ترجمه گوگل] یک مقاله جالب در مورد تقلب انتخاباتی در روزنامه روز گذشته یکشنبه وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: in grammar, the words "a," "an," and "the" as well as words equivalent to these in languages other than English, which are used with nouns and act to limit the nouns' applications. (See "definite article," "indefinite article.")
مشابه: definite article, indefinite article

(4) تعریف: a specific section in a document such as a constitution or piece of legislation.
مترادف: clause
مشابه: paragraph, provision, proviso, section

جمله های نمونه

1. an article full of conjectures
مقاله ای مملو از حدسیات

2. an article of clothing
یک (تکه) لباس

3. an article that deserves careful perusal
مقاله ای که در خور مطالعه ی دقیق است

4. an article that was larded with humor
مقاله ای که مزاح آن را دلچسب کرده بود

5. her article was printed in one of new york's, famous monthlies
مقاله ی او در یکی از ماهنامه های معروف نیویورک به چاپ رسید.

6. his article is a mosaic of quotations
مقاله ی او موزاییکی است از نقل قول های گوناگون.

7. his article is full of padding
مقاله ی او پر از لفت و لعاب است.

8. his article is full of statistical inaccuracies
مقاله ی او پر از اشتباهات آماری است.

9. his article was very disorganized
مقاله ی او بسیار درهم و برهم بود.

10. kamali's article was published in a number of newspapers
مقاله ی کمالی در چند روزنامه چاپ شد.

11. my article was published in a book entitled milton and homer
مقاله ی من در کتابی با عنوان ((میلتون و هومر)) چاپ شد.

12. that article contained some underhanded libel
آن مقاله حاوی تهمت های ناجوانمردانه ای بود.

13. the article conveyed the impression that he would resign
مقاله حاکی از این بود که او استعفا خواهد داد.

14. the article was entitled "the sources of discord"
عنوان مقاله ((سرچشمه های ناهمسازی)) بود.

15. this article consists of a clear exposition of jung's ideas
این مقاله شرح روشنی از نظریات یونگ را دربر دارد.

16. this article pleases ourselves but no one else
این مقاله به جز ما کسی را دلشاد نمی کند.

17. a front-page article
مقاله ی صفحه ی اول

18. a libelous article
مقاله ی افترا آمیز

19. a perceptive article
یک مقاله ی ژرف نگرانه

20. a rousing article
یک مقاله ی شورانگیز

21. a scholarly article about ferdowsi
یک مقاله ی حکیمانه درباره ی فردوسی

22. according to article 20 of the u. n. charter
طبق بند بیستم اساسنامه ی سازمان ملل متحد

23. an untitled article
مقاله ی بی عنوان

24. her latest article discusses iran's economy
آخرین مقاله ی او اقتصاد ایران را مورد بحث (جستار) قرار می دهد.

25. the third article treats of economic problems
مقاله ی سوم مسائل اقتصادی را مورد بحث قرار می دهد.

26. to invoke article three of the u. n. charter
بند سوم اساسنامه ی سازمان ملل را پیش کشیدن

27. "the" is a definite article
"the" حرف تعریف معرفه است.

28. she wrote a feature article about the homeless
او یک مقاله ی بلند درباره ی بی خانمان ها نوشت.

29. the aim of this article is to derogate the recent tendencies of some officials
هدف این مقاله خرده گیری از تمایلات اخیر اولیای امور است.

30. to kill a newspaper article
جلو چاپ مقاله ی روزنامه را گرفتن

31. we must trim this article dow to half its size
باید این مقاله را به نصف اندازه ی آن تقلیل بدهیم.

32. you must read this article carefully and digest its meaning
این مقاله را باید با دقت بخوانید و معنی آن را درک کنید.

33. an abstract of his recent article
چکیده ی مقاله ی اخیر او

34. the title of the newspaper's article
عنوان مقاله ی روزنامه

35. to look for a lost article
دنبال چیز گمشده ای گشتن

36. to incorporate various views in one article
اندیشه های مختلفی را در یک مقاله تلفیق کردن

37. to refund the price of defective article
قیمت یک کالای معیوب را پس دادن

38. to search a house for a lost article
برای (یافتن) چیز گمشده خانه را گشتن

39. his disclaimer of the authorship of that critical article by him
تکذیب نگارش آن مقاله ی انتقادی از طرف او

40. the problem is discussed at large in my article
مسئله به طور کامل در مقاله ی من مورد بحث قرار گرفته است.

41. i finally managed to root out a copy of the article
بالاخره موفق شدم نسخه ای از آن مقاله را پیدا کنم.

مترادف ها

ماده (اسم)
abscess, article, material, matter, female, substance, stuff, point, clause, provision, paragraph, res, woman, metal

عمل (اسم)
article, function, process, practice, act, action, operation, doing, deed, issue, fact, proceeding, production, gest

شرط (اسم)
qualification, article, agreement, vow, term, condition, bet, if, clause, provision, stake, reservation, limitation, modality, proviso

اسباب (اسم)
article, gear, apparatus, thing, implement, tool, tackle, instrument, apparel, utensil, trap, paraphernalia, appurtenance, device, engine, rigging, rig, furniture, gadget, appliance, contraption, contrivance, layout, doodad, gizmo, whigmaleerie, gismo, mounting

مقاله (اسم)
article, treatise, dissertation, tract, chapter, paper, essay, editorial, disquisition, tractate

بند (اسم)
fit, article, articulation, joint, link, bind, bond, clause, provision, snare, segment, levee, facet, hinge, line, dyke, dike, paragraph, dam, wristband, tie, frenum, clamp, binder, sling, fastening, manacle, weir, canto, ligation, commissure, ligature, noose, facia, fascia, funiculus, joggle, holdback, holdfast, internode, ligament, proviso, stanza, trawl

گفتار (اسم)
article, word, speech, sermon

فقره (اسم)
article, point, subject matter, detail, paragraph, item, vertebra, dorsal, particular

فصل (اسم)
article, clause, book, chapter, item, season

حرف تعریف (اسم)
article

متاع (اسم)
article, thing, effects, commodity, goods, merchandise, chattels, ware

کالا (اسم)
article, object, stuff, lot, commodity, merchandise, ware, traffic, trafficker, mercery

چیز (اسم)
article, matter, object, thing, stuff, work, effects, res, nip, odds and ends, thingummy, widget

به صورت مواد در اوردن (فعل)
article

تفریح کردن (فعل)
article, play, disport, game, recreate

تخصصی

[حقوق] ماده، مقاله، کالا

به انگلیسی

• item, object; paragraph of a contract; message sent to a newsgroup (computers); word placed next to a noun (such as the, a) to indicate the presence of a noun (grammar); person who causes objection (slang)
bind with a contract
an article is a piece of writing in a newspaper or magazine.
you can use article to refer generally to an object.
an article of a formal document is a section dealing with a particular point.
in grammar, articles are the words `a', `an', and `the'. in this dictionary, articles are called determiners.

پیشنهاد کاربران

ماده [ماده و مقرره حقوقی]
مقاله
stuff; a thing esp one of a group of things
example: she left articles of clothing all around the living room

A piece or writing in a newspaper or magazine
جنس، چیز، وسیله
و همچنین این معانی رو هم شامل میشه.
در حالت مفرد و جمع : مقاله ، ماده یا مواد طبیعی یا شیمیایی ، جنس یا کالا ولی نه به صورت تجاری ، اسباب واساس و بخش نامه یا اساسنامه که بیشتر در حالات جمع مورد استفاده هستش.
نوشتار
شیء
خبر یا مقاله
some tripe in newspaper or magazine
در گرامر و مورفولوژی عربی article به "ادات" ترجمه و به articles یعنی" ادوات" جمع بسته شده است؛ لذا می توان معادل فارسی آن را "ابزار" قرار داد و به "ابزارها" جمع بست؛ که شامل "واژگان" - اعم از اسم و فعل و حرف - و "مورفم ها" هر دو می شود.
A piece of writing in a newspaper or magazine
در حقوق و سیاست: �ماده� یا �بند�
حرف تعریف
به معنایthings. stuff
یا هر شی که معمولا در مورد گروهی از یک ماده است
a particular item or object
A thing
An itme
An object
خرت و پرت
معنای �حرف تعریف� هم میده
حروف تعریف در انگلیسی :
a, an, the
معنی انگلیسی میشه
A piece of writing about particular subjects in the newspaper or magazine
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما