😊MIRSMH

😊MIRSMH Seyed Muhammad Hussein Mirjalili
. The student of Senior Maleksabet highschool in Yazd

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



wager٢٢:٢٣ - ١٣٩٩/١١/٢٠شرط - شرط بندیگزارش
5 | 1
scallion١١:٥٦ - ١٣٩٨/١٢/١٢موسیرگزارش
14 | 0
convenience food٢٠:٤٨ - ١٣٩٧/٠٧/٣٠غذای از پیش آمادهگزارش
60 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



flea market١٢:٤٧ - ١٣٩٨/١٢/١٢
• You can find some antique in Flea Market if you are lucky.
اگر خوش شانس باشید می توانید عتیقه در سمساری ( بازار کهنه فروشان ) پیدا کنید .
9 | 0
litter١١:١٣ - ١٣٩٨/١٢/١٢
• It's against the law to litter in the park.
زباله ریختن در پارک خلاف قانون ( قانون شکنی ) است.
14 | 1
slope١٠:٢٠ - ١٣٩٨/١٢/١٢
• Be careful walking over the slope of the roof.
در هنگام راه رفتن روی سرازیری سقف مراقب باشید .
9 | 0
cube٠٩:٥٥ - ١٣٩٨/١٢/١٢
• He cubed the meat before cooking it.
او قبل از پختن گوشت را تکه تکه ( به قطعات کوچک تر تقسیم ) کرد .
9 | 0
retire٢٠:٠٧ - ١٣٩٧/٠٩/١٧
• She retired from teaching at age sixty-five.
او در سن شصت وپنج سالگی از درس دادن بازنشسته شد .
39 | 2
clue١٣:٤٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٢
• This fact clued him to the murderer's identity.
این حقیقت او را راهنمایی کرد تا به هویت قاتل برسد .
106 | 2
safe١٩:١٦ - ١٣٩٧/٠٨/٣٠
• The documents were kept in the safe.
اسناد در گاوصندوق نگهداری شدند .
44 | 1
safe١٩:١٥ - ١٣٩٧/٠٨/٣٠
• I'm confident she's a safe driver.
من اطمینان دارم که او یک راننده محتاط است .
32 | 1
safe١٩:١٣ - ١٣٩٧/٠٨/٣٠
• They fled to another country where they were safe from their persecutors.
آنها به کشوری دیگر فرار کردند جایی که از ( خطر ) آزار دهندگانشان ایمن بودند .
28 | 1
resource١٩:٠٩ - ١٣٩٧/٠٨/٣٠
• My parents did not have the resources to pay for my college education.
والدین من توان مالی برای پرداخت هزینه تحصیلات دانشگاه من را نداشتند .
30 | 1
exchange١٨:٣٣ - ١٣٩٧/٠٨/٣٠
• We can exchange some of our currency at the airport when we land.
ما می توانیم مقداری از ارزمان را وقتی فرود آمدیم در فرودگاه مبادله کنیم .
30 | 1
bill١٨:١٥ - ١٣٩٧/٠٨/٣٠
• I pay those bills monthly.
من آن قبض ها را ماهانه پرداخت می کنم .
85 | 5
article١٨:١٢ - ١٣٩٧/٠٨/٣٠
• Please remember to take all personal articles with you when you leave the airplane.
لطفا هنگام خروج از هواپیما به یاد داشته باشید که تمام وسایل شخصی خود را بردارید .
67 | 4
address١٨:٠٩ - ١٣٩٧/٠٨/٣٠
• The package had been sent to the wrong address.
بسته به آدرس اشتباه فرستاده شده بود .
28 | 1
attempt٢٢:٠٧ - ١٣٩٧/٠٨/٢١
• He attempted to escape from prison, but he was caught.
او تلاش کرد که از زندان فرار کند اما او دستگیر شد .
41 | 2
wing٢١:٥٤ - ١٣٩٧/٠٨/٢١
• the north wing of the mansion
بخش شمالی عمارت
34 | 1
spot٢١:٤٧ - ١٣٩٧/٠٨/٢١
• A leopard is famous for its spots.
پلنگ به نقاطش ( خال های روی بدنش ) معروف است .
37 | 3
sight٢١:٤١ - ١٣٩٧/٠٨/٢١
• The accident caused her to lose her sight.
تصادف باعث شد که او بینایی خود را از دست بدهد .
32 | 1