پیشنهادهای حمید زارعی (٧٩٦)
در مقایسه
1 - مفهوم، معنا 2 - حس، احساس
در نقش قید به معنای: مدت ها، از دیر باز و در نقش صفت به معنای: دراز ، طولانی
پرداختن به چیزی ( می پردازد )
1 - می توان 2 - ممکن است اجازه یا احتمال انجام یک کار
قید ربط: به علاوه، ضمناً، علاوه بر این، در ضمن، مضاف، مضاف بر این
کاربرد ها
ترتیب ترجمه :1 - ی ( نکره ) مثل a book = کتابی 2 - ترجمه نمی شود 3 - یک ( مثل یک بلایی سرت می آورم در حالت نکره و در حالت معرفه یک دانشجو A student ) ...
چارچوب
هم نقش قیدی و هم نقش حرف اضافه دارد
رسوب کردن، بر جای گذاشتن، سپرده گذاشتن
زمانی، وقتی
فرآیند پر کردن، تشکیل، تسلیم و به جریان انداختن پروند در دادگاه
اگر not و only پشت سر هم بیایند not فعل را منفی می کند و only صفت را حذف می کند: به معنای نه صرفا ، نه فقط
تک تک ، فرد فرد ، هر
پرداختن به
نام تجاری
در یادگیری عمیق: همانطور که عناصر اصلی مغز ما از نورون ها تشکیل شده اند، ساختار پایه ی شبکه های عصبی نیز نورون ها هستند. فقط کافی است به این فکر کنید ...
آیین مثل آیین ادبی
در نقش حرف اضافه: به جای در نقش جز قیدی: به جای اینکه حرف ربط : به جای
قید چیزی را زدن
1 - مربوط به 2 - مرتبط با 3 - درباره
به کامپیوترهای متصل به شبکه، میزبان یا هاست ( Host ) می گویند. هر هاست در شبکه یک آدرس IP منحصر به فرد دارد و می تواند با دیگر هاست ها داده تبادل کند.
در حوضه الگوریتم ژنتیکی به معنای ( ترکیب یا آمیزش ) ژن های والدین و تولد فرزند ( راه حل جدید ) می باشد.
یعنی، به عبارت دیگر ، به سخن دیگر
تصدیق آمیز
وجود خواهد داشت
در کامپیوتر:نوعی علامت که کامپیوتر در پردازش یا تفسیر اطلاعات از آن استفاده میکند ; همچنین سیگنالی است که وجود یا وضعیت یک شرایط خاص را مشخص میسازد ...
اگرچه، به رغم آنکه
ناشی شدن، نشات گرفتن
Seem ( to ) معنای فعلی: به نظر رسیدن معنای قیدی: ظاهراً
خرد یا خرده فروش مثل معامله گر های خرد یا کوچک در بازار های مالی مثل فارکس و ارز دیجیتال
صورت گرفتن ( بسیاری از پژوهش ها در این زمینه صورت گرفته است )
سوق دادن، هدایت کردن
اقدام کردن ( رسمی و قانونی )
فراهم کردن برای کسی
فیلم برداری یا عکس برداری
برش زدن تصویر. وقتی می خواهیم حاشیه های تصویر را حذف کنیم در رایانه حاشیه های آن تصویر را برش می زنیم
قالب، چارچوب
ایجاد شدن، در جای خود قرار گرفتن
به واسطه
معنی: از بسیاری از افراد یک سوال رو پرسیدن مثال: I asked around but nobody has seen my wallet. من از همه پرسیدم ولی کسی کیف پولم رو ندیده بود.
جز قیدی مرکب به معنای: تا جاییکه
چشم ها را درویش کردن ( avert )
با به بکارگیری
اگر قبلاً در مورد موضوعی در متن صحبت شده باشد به معنای همین و همان می باشد و اگر در مورد موضوعی صحبت نشده باشد به معنای خاص، ویژه، معین می باشد
استنباط کردن بیان کردن
اصولی
( ساختار ) مطرح است
در نقش قید به معنای: فقط ، درست و دقیق ، به تازگی ، تازه، همین الان و در نقش صفت به معنای: عادل بودن