may

/ˈmeɪ//meɪ/

معنی: مه، بهار جوانی، قادر بودن، امکان داشتن، توانایی داشتن، میتوان، ایکاش
معانی دیگر: امکان دارد، محتمل است، شدنی است، شایش دارد، شاید، ممکن است، اجازه دارید (دارند و غیره)، دستوری، باشد که، تا این که، خدا کند، امید است که، الهی که، (حقوق) بایستی، باید، الزام آور است، (قدیمی) رجوع شود به: maiden، ماه مه (پنجمین ماه فرنگی - 31 روز است - مخفف: my)، بهار، بهاران، شباب، برنایی، (گیاه شناسی) ولیک انگلیسی (crataegus oxycantha)، اسم خاص مونث، انشاءالله، جشن اول ماه مه، ریعان شباب
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the fifth month of the Gregorian calendar year, having thirty-one days.

(2) تعریف: prime; youth.

- the May of her life
[ترجمه A.A] بهار جوانی زندگی اش
|
[ترجمه 🐾 مهدی صباغ] دوران جوانی او
|
[ترجمه ترگمان] ماه مه زندگیش،
[ترجمه گوگل] ماه مه زندگی اش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. may god bless you
خدا خیرت بده !،عافیت باشد!،خدا تو را برکت بدهد!

2. may god fulfill your prayers
خداوند دعاهای تو را مستجاب کند.

3. may god give you patience!
الهی خدا به شما صبر بدهد!

4. may god have mercy on us all
الهی که خدا به همه ی ما رحم کند.

5. may god keep him from harm!
خدا او را از بلا حفظ کند!

6. may god overrule our decisions!
الهی که خداوند حاکم بر تصمیمات ما باشد!

7. may god repay you!
الهی خدا تو را عوض بدهد!

8. may he be forgiven of his sin!
الهی که گناهان او بخشوده شود!

9. may he rest in peace!
خدایش بیامرزد!

10. may i ask why?
آیا می توانم بپرسم چرا؟

11. may i borrow your pen for a minute?
آیا ممکن است برای لحظه ای قلم خود را به من بدهید؟

12. may i have the honor of this dance?
آیا به من افتخار این رقص را می دهید؟

13. may i have the loan of your dictionary?
ممکن است دیکسیونر خود را به من قرض بدهید؟

14. may i have the next dance?
آیا می توانم (اجازه می دهید) رقص بعدی را با شما برقصم ؟

15. may i offer another suggestion?
اجازه دارم پیشنهاد دیگری بکنم ؟

16. may i see your authorization for this?
آیا ممکن است مجوز قانونی خود را برای این کار ارائه دهید؟

17. may i smoke here?
در اینجا اجازه سیگار کشیدن دارم ؟

18. may nothing but good betide them
الهی جز خیر چیزی برایشان رخ ندهد.

19. may sweater is a stitch too short
ژاکت من یک گره کوچک است.

20. may he (or she) rest in peace
خدا او را بیامرزد،الهی قرین آرامش ابدی بشود

21. as may be inferred from the picture, he was a happy man
به طوری که از عکس استنباط می شود او مرد شادی بود.

22. he may be ill
ممکن است بیمار باشد.

23. he may come as well
او هم می تواند بیاید.

24. he may have queered his own promotion
ممکن است که ترفیع خود را به مخاطره انداخته باشد.

25. illness may come from a poor diet
غذای بد ممکن است موجب بیماری گردد.

26. it may be a matter of days before he returns
ممکن است چندین روز طول بکشد تا مراجعت کند.

27. it may cause illness too
ممکن است منجر به بیماری نیز بشود.

28. it may easily rain
احتمال باران زیاد است.

29. it may interest you to know that. . .
ممکن است بخواهید بدانید که . . .

30. it may rain
شاید باران بیاید.

31. lime may slake in moist air
آهک ممکن است در هوای مرطوب آبدیده شود.

32. prices may plummet later
ممکن است بعدا قیمت ها شدیدا تنزل کند.

33. resignation may provide an easy out
ممکن است که استعفا دادن چاره ی سهلی باشد.

34. tehran may need a complete sewer network
ممکن است تهران به یک شبکه ی کامل فاضلاب نیاز داشته باشد.

35. they may have difficulty establishing their political bona fides
در اثبات حسن نیت سیاسی خود ممکن است دچار دشواری شوند.

36. they may never come
ممکن است هرگز نیایند.

37. we may instance the increase in crime
ازدیاد جرایم را می توان به عنوان نمونه ذکر کرد.

38. we may succeed if the gods are propitious
اگر خدایان بخواهند موفق خواهیم شد.

39. you may decide at your convenience
هر هنگام بخواهید می توانید تصمیم بگیرید.

40. you may go
شما می توانید بروید.

41. you may well ask why
جا دارد که علت را بپرسید.

42. actions that may invite scandal
اعمالی که ممکن است به افتضاح بکشد

43. any student may answer
هر شاگردی می تواند جواب بدهد.

44. cheap paint may check
رنگ ارزان ممکن است ترک ترک بشود.

45. continued stress may result in stomack ulcer
تنش مداوم ممکن است منجر به زخم معده بشود.

46. excuse me, may i open the window?
ببخشید،اجازه می دهید پنجره را باز کنم ؟

47. gamma rays may continue to be emitted for years
ممکن است برون فشانی اشعه ی گاما تا چندین سال دیگر ادامه داشته باشد.

48. headaches which may be ascribed to stress
سردردهایی که ممکن است ناشی از فشار روانی باشد

49. her carelessness may put her job in jeopardy
ممکن است بی دقتی او شغل او را به مخاطره بیاندازد.

50. his illness may have had some connection with his recent trip
احتمالا بیماری او با سفر اخیر او رابطه داشت.

51. if i may be so bold--how long do you plan to stay?
اگر گستاخی نباشد -- خیال دارید چند روز بمانید؟

52. no garbage may be emptied on highways
آشغال ها را در جاده ها خالی نکنید.

53. no, you may not
نه مجاز نیستی.

54. o, son, may god requite you!
الهی خدا عوضت بدهد ای پسر!

55. old clothes may be of use to those refugees
ممکن است لباس های کهنه به درد آن پناهندگان بخورد.

56. our discord may be a preface to the enemy's victory
همدل نبودن ما ممکن است پیش درآمد پیروزی دشمن باشد.

57. some people may disagree, to be sure, but that doesn't mean i am wrong
البته برخی از مردم ممکن است مخالف باشند ولی این به آن معنی نیست که من در اشتباهم.

58. such influences may operate remarkable changes
این گونه نفوذها می توانند باعث دگرگونی های قابل ملاحظه ای بشوند.

59. the driver may be liable for anything that happens to the passengers
مسئولیت هر اتفاقی که برای مسافران پیش بیاید ممکن است به گردن راننده بیافتد.

60. the soul may be considered an emanation of divinity lodged in man
می توان پنداشت که روح تجلی خداوند در بشر است.

61. the workers may insist that he be fired
ممکن است کارگران اخراج او را خواستار شوند.

62. this drug may have caused deformed babies
احتمالا این دارو موجب معیوب شدن نوزادان شده است.

63. this mission may involve unforeseen dangers
این ماموریت ممکن است خطرهای پیش بینی نشده ای را در برداشته باشد.

64. those caves may house snakes
آن غارها ممکن است مار داشته باشند.

65. if i may be so bold (as to . . . )
اگر جسارت نباشد

66. a labor pinch may be in the making
ممکن است با کمبود کارگر مواجه شویم.

67. a salary raise may somewhat cushion the impact of price increases
افزایش حقوق ها ممکن است تا اندازه ای از تاثیر (سو) بالا رفتن قیمت ها بکاهد.

68. a tree cought may view
درختی نظر مرا جلب کرد.

69. an alimony agreement may be an incident of a divorce proceeding
توافق نسبت به نفقه می تواند از دادخواست طلاق ناشی گردد.

70. changes of water may upset the baby's bowels
تغییر آب ممکن است روده های بچه را آزرده کند.

مترادف ها

مه (اسم)
haze, fog, mist, brume, may, pea souper

بهار جوانی (اسم)
prime, may

قادر بودن (فعل)
can, may

امکان داشتن (فعل)
can, may

توانایی داشتن (فعل)
can, may

میتوان (فعل)
may

ایکاش (فعل)
would, may

به انگلیسی

• fifth month of the gregorian calendar; female first name
hawthorne tree or bush; flowers of the hawthorne bush; young woman (archaic); springtime
can; allow; be possible; wish, would that
if you say that something may happen or be true, you mean that it is possible.
if someone may do something, they are allowed to do it.
you can use may when saying that, although one thing is true, another contrasting thing is also true.
you can also use may to express a wish that something will happen; a formal use.
may is the fifth month of the year in the western calendar.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیمه، بهار جوانی، قادر بودن، امکان داشتن، ...معانی متفرقهامکان دارد، محتمل است، شدنی است، شایش دا ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • ( 1 ) تعریف: the fifth month of the Gregorian calendar year, having thirty - one ...جمله های نمونه1. may god bless you خدا خیرت بده !، عافیت باشد!، خدا تو را برکت بدهد! 2. may god fulfill your pra ...مترادفمه ( اسم ) haze, fog, mist, brume, may, pea souper بهار جوانی ( اسم ) prime, may قادر بودن ( ...انگلیسی به انگلیسیfifth month of the gregorian calendar; female first name hawthorne tree or bush; flowers of the hawt ...

پیشنهاد کاربران

شاید
توانستن
اجازه داشتن
آیا می توانم . . . ؟
الهی که . . .
باشد که . . .
خدا کند که . . .
با این امید که . . .
امید است که . . .
پنجمین ماه میلادی
( 11 اردیبهشت تا 10 خرداد )
50%
could
ممکن است
بادا . . .
1 شاید
2 نیمه ی دوم خرداد ماه با نیمه ی اول تیر ماه
امکان داشتن , ممکن بودن . . .
عبدالخلیل قوطوری مگه اینجا کلاس زبان ترکیه!!!
ممکن
?May I have two
میتونم دوتا داشته باشم
1 ممکن بود ( در باره احتمال )
2 توانستن ( در باره اجازه دادن گرفتن و مجاز بودن )
Who may drive a motor vehicle in Texas
چه کسی میتواند یک دستگاه موتوری ( وسیله نقلیه transportation ) را در تگزاس براند ( مفهمو مجاز شدن و اجازه داشتن )
3 باشد که. . . ( امیداورم با نیت خیر )

در متون حقوقی نشان دهنده الزام است
باید، بایستی، مستلزم
ماه از سال میلادی و در جمله به معنای ممکن - میشه مثال :ممکن - میشه - امکان داره - فلان چیز رو بگیرم
may i come in میشه بیام تو
May به معنای شاید معنی می دهید که معمولا با be
گذشته اش might است
May be I go to Tehran last weak
شاید در هفته اینده به تهران بروم
برای عرض و درخواست در بعضی جاها به کار می رود
May I can I sit
اجازه می توانم بشینم
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما