despite

/ˌdɪˈspaɪt//dɪˈspaɪt/

معنی: مخالف، با وجود، علیرغم، با اینکه
معانی دیگر: نفرت، بیزاری، بدخواهی، کینه، بغض، رویگردانی، به رغم، برخلاف، فراسوی، توهین، کار تحقیرآمیز، خفیف سازی، تجاوز (به حیثیت و آبرو)، کینه ورزیدن
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. The player continued in the game despite his injuries.
بازیکن با وجود جراحتی که داشت به بازی ادامه داد

2. Despite his size, Ted put up a good fight.
تد به رغم جثه اش، مبارزه خوبی را ارائه داد

3. We won the game by a shutout despite the fact that our team got only three hits.
ما با وجود این حقیقت که فقط سه ضربه موفق داشتیم، توانستیم سه بر هیچ بازی را ببریم

4. despite all difficulties, we triumphed over the enemy
با وجود همه ی دشواری ها بر دشمن پیروز شدیم.

5. despite all the expenditures, the movie was a bomb
علی رغم کلیه ی مخارج فیلم با شکست روبرو شد.

6. despite all the pressures, he did not buckle under
علیرغم همه ی فشارها سر تسلیم فرود نیاورد.

7. despite all the setbacks and hard trials . . .
علیرغم همه ی ناکامی ها و دشواری های شدید . . .

8. despite enemy fire, we made three runs and left the target in flames
با وجود آتش دشمن سه بار شیرجه رفتیم و هدف را به حریق کشاندیم.

9. despite everything, iranian culture will endure
علی رغم همه چیز،فرهنگ ایرانی باقی خواهد ماند.

10. despite his goofy appearance, he is an intelligent and hard-working person
علیرغم ظاهر مضحکش آدم با هوش و پرکاری است.

11. despite his harsh exterior, he is a kind man
علی رغم ظاهر خشنش او مرد مهربانی است.

12. despite his snide remarks, soghra remained unruffled
با وجود حرف های کنایه آمیز او صغرا متانت خود را حفظ کرد.

13. despite his youth, he was very wise and learned
با وجود جوانی بسیار عاقل و دانا بود.

14. despite its natural riches, that country is lamentably backward
علیرغم ثروت های طبیعی،آن کشور به طور تاسف انگیزی عقب افتاده است.

15. despite its neutrality, the country was again sucked into war
علیرغم بی طرفی،آن کشور دوباره به ورطه ی جنگ کشیده شد.

16. despite living in the city, her feeling and thoughts remained native
علی رغم زندگی در شهر احساسات و افکار او ساده و خالص باقی ماند.

17. despite repeated defeats, he did not despond
علی رغم شکست های پی درپی دلسرد و افسرده نشد.

18. despite repeated enemy attacks, the town held
علیرغم حملات مکرر دشمن،شهر سقوط نکرد.

19. despite the accident, the contents of the box remained intact
علیرغم تصادف،محتویات جعبه صدمه ندید.

20. despite the aspirins he is still in pain
علیرغم آسپرین ها هنوز هم از درد رنج می برد.

21. despite the depression, he kept himself afloat
علی رغم بحران اقتصادی او خودش را حفظ کرد.

22. despite the great temperature, the material remained constitutionally the same
علیرغم حرارت زیاد،ماده از نظر ساختمانی بدون تغییر باقی ماند.

23. despite the hardships, they steeled themselves to hold out
علی رغم مصائب همچون پولاد آماده ی استقامت شدند.

24. despite the quake, rahim remained planted in his chair
با وجود زلزله رحیم در صندلی خود باقی ماند.

25. despite their great resemblance, these two animals are really distinct from each other
با وجود شباهت بسیار،این دو جانور واقعا از هم متمایزند.

26. despite their insults, he managed to stay calm
علیرغم توهین های آنها او موفق شد که خونسردی خود را حفظ کند.

27. despite their own poverty, they were generous to the poor
علی رغم فقر خود نسبت به بینوایان سخی بودند.

28. despite what they say, he is a nice guy
به رغم آنچه که می گویند او آدم خوبی است.

29. he continued speaking despite the deputies' protests
باوجود پرخاش نمایندگان به صحبت ادامه داد.

30. she married hassan despite his father's objection
علیرغم مخالفت پدرش با حسن ازدواج کرد.

31. she worked hard despite failing health
با وجود آنکه سلامتی او روبه وخامت بود سخت کار می کرد.

32. she tried to get ahead despite all impediments in her path
علیرغم همه ی موانع سر راهش کوشید که پیش برود.

33. the blacks and the whites mix freely bearing each other no despite
سیاهپوستان و سفیدپوستان با هم می آمیزند و نسبت به هم کینه ندارند.

مترادف ها

مخالف (حرف اضافه)
against, athwart, contrary to, despite, notwithstanding

با وجود (حرف اضافه)
despite, notwithstanding, but

علیرغم (حرف اضافه)
contrary to, despite, notwithstanding

با اینکه (حرف اضافه)
despite

تخصصی

[صنعت] با اینکه، با وجود اینکه، اگر چه
[ریاضیات] در صورت

به انگلیسی

• in spite of, notwithstanding
you use despite to introduce a fact which makes the other part of the sentence surprising.
if you do something despite yourself, you do it although you did not really intend to.

پیشنهاد کاربران

I enjoy the weekend, despite the bad weather

I ate some meat, despite I didn't like it
با وجود این که
برخلافِ
علارغمِ
باوجود اینکه
دور ریختن، بیخیال چیز بی ارزشی شدن
Without taking any notice of
علی رغم
علی رغم
بر خلاف
. Despite
. In spite of
. Although
These are the same
زوزه کشیدن
علیرغم آنکه ، باوجود آنکه
با آنکه. . .
با داشتن. . .
با بودن. . .
با دارایی. . .
با دارا بودن. . .
با هستی. . .
با فرتاش. . .
با نمود. . .
با رخداد. . .
با در پی بودن. . .
با به دنبال بودن. . .
با در میان بودن. . .
با پذیرفتن. . .
با در دید داشتن. . .
بی دگرگونی. . .
بدون نبود. . .
بی نبود. . .
با شمردن. . .
با به شمار آوردن. . .

صرفنظر از . . .
بد خواهی
in spite of
برخلافِ
به رغمِ
علیرغمِ
علی رغم
We played football despite the bad weather
ما علی رغم هوای بد فوتبال بازی کردیم ➗➗➗
کینه ورزیدن
even though

به رغم
علی رغم
با اینکه
با وجود
بدون توجه به
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما