seek to

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
seek to do something و try to do something تقریبا هم معنی هستند، اما از نظر سبک تفاوت دارند:
try to → رایج تر و محاوره ای تر
seek to → رسمی تر، اداری تر و بسیار رایج در اخبار و متون سیاسی
🔸 معادل فارسی:
• تلاش کردن برای انجام کاری
• درصدد انجام کاری بودن
• کوشیدن برای انجام کاری
• سعی داشتن که کاری را انجام دادن
🔸 مثال ها:
The government seeks to reduce inflation.
دولت تلاش می کند تورم را کاهش دهد.
...
[مشاهده متن کامل]

The company is seeking to expand its business overseas.
این شرکت در تلاش است کسب وکار خود را در خارج از کشور گسترش دهد.
The lawyer sought to explain the decision.
وکیل تلاش کرد این تصمیم را توضیح دهد.

Ex. Mrs Tatcher will be seeking to narrow the gap between the King and the Israelis.
خانم تاچر در صدد خواهد بود تا شکاف موجود بین پادشاه و اسرائیلی ها را کمتر کند.
خواستن
زمان آن زمان حال است و در معنای فعلی: جستجو کردن
در معنای قیدی: درصدد، در پی، به دنبال
به دنبال . . . . . بودن
در پی ، درصدد
در صدد برآمد ن
در صدد بودن
جویای - خواستار - درپی