در بیت زیر از مثنوی هر فریقی مر امیر را تبع بنده گشته میر خود را از طمع "را"ی نخست فک اضافه هستش یا نشانه مفعول؟ اگر فک اضافه هست پس چرا قبل مفعول "مر" اومده؟ مگه "مر" فقط نشانه مفعول نیست؟
سلام. در انگلیس به جمله دستوری چی میگن؟
سلام دوستان در مبحث مجموعههای ریاضی ، متمم یک مجموعه چجوری خوانده میشه؟ متمِم یا متمَم؟ قاعدتا باید صفت فاعلی باشه، درسته؟ بعد داخل دستور زبان فارسی هم نقش متمم مثل همین مورد تلفظ میشه؟
درود! دوستان خواهشمندم که نظر خود را در رابطه با چیستی این جمله و جملات مشابهش از نظر دستوری بگویید: من تو را هستم. یعنی "من به تو میل دارم؛ من تو را میخواهم؛ من خواستارتم؛ من میلِ تو دا ...
این دریای سبز معلقی که برآن ،مرغان الماس پر ، ستارگان زیبا و خاموش ،تکتک از غیب سر می زنند .
آنگاه اتش عشق او را چنان گرداند که همه جهان اتش بیند
مضارع اخباری(ساده) با ماضی استمراری رو با هم اشتباه میگیرم و قاطیشون میکنم ،روش تشخیصش چجوریه؟ که بتونم سریع از هم تفکیک کنم و تشخیصش بدم؟ مثلا،فعل(می سراید) الان من نمیدونم این فعل ماضی استمراری یا مضارع اخباری،مبهمِ برام؟!
مفعول در این مصراع کدامه ؟ "آتش آهیم چنین آب کرد"
نوع "را" د رجمله ی "ما را بباید گریخت" چیست؟
نقش صمیر "م" در "با این همه ،هنوزم جرئت آن است" چیست ؟