رسول امینی

رسول امینی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



resonant٠٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٣/١٩تشدید افزاگزارش
7 | 0
pouring٠٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠٣/١٩ریخته کننده، ریخته شوندهگزارش
5 | 0
so much٠٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٣/١٥همان قدرگزارش
2 | 0
خفه٠٣:٣٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٧در گویش خراسانی ( قاینات ) خُفّه یعنی سرفه خُفّه کردن یعنی سرفه کردن Khoffeگزارش
7 | 0
voice٠١:١٣ - ١٣٩٩/١١/٢٧دستور زبان: جهت فعلگزارش
12 | 0
bisyllabic٢٢:٣٠ - ١٣٩٩/١١/١٤دو هجاییگزارش
2 | 0
چربیدن١٨:٢١ - ١٣٩٩/٠٨/١٩تاثیرگزارش
14 | 0
فیزیکی١٢:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/١٣پیشنهاد می کنم: گیتَوی {Gitavi} گیتی [و]ـی گزارش
18 | 1
by١٧:٢١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٨از نظر، از دید، از لحاظ و غیره. The concept of perfectivity is by nature alien to the presentگزارش
28 | 1
i just about died of starvation٢١:٠١ - ١٣٩٩/٠٤/١٠از گرسنگی {داشتم} می مُردمگزارش
21 | 0
to be going١٨:٥٩ - ١٣٩٩/٠٤/٠٨گذر کردن، گذشتن، گُذَردن، راه رفتنگزارش
21 | 0
to be giving١٧:٥٥ - ١٣٩٩/٠٤/٠٨ارائه دادن، بخشیدن ( دهش یا دهنده بودن )گزارش
14 | 0
spare١٦:١١ - ١٣٩٩/٠٣/٢٥دوستان نوشتن صرف کردن. . . این اشتباه است. . . باید گفت: � صرف نکردن� ، بکار نبردن، دریغ کردن، مضایقه کردنگزارش
44 | 1
errand١٢:٣٧ - ١٣٩٩/٠٣/٢٥برو - بیا ( ماموریت، دستوربری )گزارش
21 | 0
lowering١٢:٥٦ - ١٣٩٩/٠٣/٢٤پایین آورده lowering his head to his chest {به طور} سر بر سینه پایین آوردهگزارش
23 | 0
striving١٢:١٣ - ١٣٩٩/٠٣/٢٤کوشا کوششگزارش
18 | 0
clang١٨:٠٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٣جیرینگ جرینگ کردن جیرینگ جرینگ کنان، جرنگان جرنگانگزارش
18 | 1
jumping١١:٣٠ - ١٣٩٩/٠٣/٢٣پرشی jumping horse اسب پرشی، اسب پرنده ( پرش کننده )گزارش
18 | 0
boiling١١:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٣جوشانگزارش
21 | 0
however٢١:٣٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠بخاطر، به سبب، برای ( دلیل )گزارش
28 | 1
declension١٨:٢٨ - ١٣٩٩/٠٢/٠٦صرف، صرف واژگانگزارش
25 | 0
may there be no١٢:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/٣٠نباشد، ایکاش نباشدگزارش
23 | 0
faraway١٩:٣٦ - ١٣٩٩/٠١/١٣دورترگزارش
30 | 1
far outside١٩:٣٤ - ١٣٩٩/٠١/١٣خیلی بیرون، بیرون تر، خارج ترگزارش
23 | 0
deep inside١٩:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/١٣عمیقا، عمیق به درون، توتر ( بیشتر به تو )گزارش
18 | 0
preposition and postposition٠١:٥٠ - ١٣٩٩/٠١/٠٧حرف اضافه، حرف اضافه پیشین و پسینگزارش
25 | 0
postposition٠١:٤٨ - ١٣٩٩/٠١/٠٧حرف اضافه پسین ( مانند نقش نمای مفعول مستقیم - را )گزارش
28 | 0
preposition٠١:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/٠٧حرف اضافه پیشین ( به، از، در، با، بین، تا، جلو، میان و … )گزارش
60 | 1
opposite١٨:١٣ - ١٣٩٩/٠١/٠٦رو به رو، چشم تو چشم، دهن به دهن ( حرف اضافه، حرف اضافه مکان )گزارش
25 | 1
with١٦:٥٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٥می توان معنای �از� را نیز برای آن {در هنگام ترجمه به پارسی} در نظر گرفت. مثلا: �ill with malaria� - بیمار ( ناخوش ) از مالاریا ::: ( بیمار به خاطر ... گزارش
39 | 1
just as١٣:٣٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠٩هم سر یا همسر ( هم اندازه، به گویش خراسانی ) یا همانند ( بجای "مانند یا مثل" بکار رود؛ یعنی از دو واژه "مثل" و "مانند" استفاده نشود ) دقیقاٌ، همچونگزارش
44 | 1
ossetic١٣:٠٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠٩آسیگزارش
18 | 0
liquid٢٢:٤٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠٧روان ( آواشناسی - زبانشناسی )گزارش
39 | 1
voiced١٨:٤٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠٧واک دار ( زبانشناسی )گزارش
30 | 0
daughter in law١٢:٣٣ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣عروس ( به معنی زن پسر )گزارش
48 | 1
lexicalization٢٠:٤١ - ١٣٩٨/٠٤/١٥واژه گردانی ( زبانشناسی ) گروهی از کلمات که از نظر معنای ساختاری با معنای منظوری متفاوتند، مثل کلمه �نامرد�، این کلمه از نظر ساختاری یعنی �کسی که مر ... گزارش
37 | 1
lexicalized٢٠:٣٢ - ١٣٩٨/٠٤/١٥واژه گردانی شده ( زبانشناسی - Lexicalization )گزارش
23 | 0
cooing١١:٥٨ - ١٣٩٨/٠٤/١٤صدای کبوترگزارش
37 | 0
come running٢٢:١١ - ١٣٩٨/٠٤/١٢دوان دوان آمدن ( فعل همراه اسم مصدر )گزارش
37 | 0
bisyllable٢١:٢٩ - ١٣٩٨/٠٤/١١دوهجاییگزارش
25 | 0
simd dance١٩:٤٥ - ١٣٩٨/٠٣/١٦رقص سیمدگزارش
23 | 0
concessive١٣:٠٣ - ١٣٩٨/٠٣/١٦امایی ( دستور زبان )گزارش
37 | 0
kosta khetagurov١٠:٣٦ - ١٣٩٨/٠٣/١٥کستا ختاگوروفگزارش
28 | 0
digor٠٢:٣٧ - ١٣٩٨/٠٣/١١دیگور ( مربوط به قوم ایرانی" آسی یا اوستی" در قفقاز ) ، دیگوری، {گویش} دیگورونگزارش
30 | 0
actor٠٦:١٩ - ١٣٩٨/٠٣/١٠فاعلگزارش
39 | 1
interjections١٩:٢٩ - ١٣٩٨/٠٣/٠٩حروف نداگزارش
34 | 0
coaxing١٨:٥٨ - ١٣٩٨/٠٣/٠٩به طور خر کردن، به طور نوازش کردن، چرب زبانی، ریشخندگری، نازگزارش
39 | 0
disjunctives١٦:١١ - ١٣٩٨/٠٣/٠٩حروف ربط جداساز - جمع Disjunctiveگزارش
23 | 0
ossetia٠٥:١٤ - ١٣٩٨/٠٣/٠٦اوستیاگزارش
32 | 0
object٠٠:٣٦ - ١٣٩٨/٠٣/٠٦مفعول ( دستورزبان )گزارش
78 | 2