پیشنهاد‌های رسول امینی (١٢٦)

بازدید
٢,٧٧٩
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سگالشیه - می تواند به معنی مجلس قانون گذاران در نظر گرفته شود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سگالشیه - می تواند به معنی مجلس قانون گذاران در نظر گرفته شود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وَشتن به معنی رقصیدن است. انواری تبریزی: یارم ز در درآمد، وشتن کنید وشتن این خانه را به وشتن، گلشن کنید گلشن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وَشتن انواری تبریزی: یارم ز در درآمد، وشتن کنید وشتن این خانه را به وشتن، گلشن کنید گلشن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وَجَستَن = رقصیدن، پایکوبی کردن، بالاپایین پریدن یا جستن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وَجَستَن = رقصیدن، پایکوبی کردن، بالاپایین پریدن یا جستن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
-١

سنبوسه یا سمبوسه یا سنبوسگ

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهمیت، مهم بودن، جدی بودن، حیاتی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این واژۀ همریشه با کارواژۀ " توریدن و تاراندن " است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این واژۀ همریشه با کارواژۀ " توریدن و تاراندن " است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این واژۀ همریشه با کارواژۀ " توریدن و تاراندن " است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بادار در روستای بیهودِ قائن، مالکِ ملکِ اجاره داده شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هر ابزار یا نرم افزاری که برای نوشتن و دبیری باشد. دَبیرِشْتْ ( آنچه قرار داده شده برای دبیری ) پسوند "ـِشْتْ یا ـِش" در واژگانی مانند ( بهشت، خورش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژۀ پیشنهادی بجای حرف الفباء یا همان چیزی که امروزه نویسه می گویند: نویسـِشْتْ ( آنچه قرار داده شده برای نوشتن ) پسوند "ـِشْتْ یا ـِش" در واژگانی م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"دَرشناخت" از ریشۀ فعل "دَرشناختن ( کشف کردن، کشف نمودن، درک کردن ) "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دَرشناختن در معنی کشف نموندن است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دَرشناختن در معنی کشف نموندن است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یه نکته جالب اینه که پاس در پاس کردن می تواند همان "پاد" به معنی نگهبان و نگهبانی باشد. اکنون بررسی نکردم اما فکر می کنم احتمالاً این با واژۀ "پا" نی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آسی شدن، در معنی "خسته شدن و به ستوه رسیدن از دست کسی یا چیزی" است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آسی شدن، در معنی "خسته شدن و به ستوه رسیدن از دست کسی یا چیزی" است. نه دقیقا در معنی اندوهگین و پریشان شدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان بیهودی که یکی از لهجه های زبان فارسی قهستان است. از واژۀ "ویس veys" برای ترساندن و آرام کردن گاو استفاده می کنند. هنگامی که گاو به یکباره شرو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در ادبیات در معنی دست برداشتن، دست برکشیدن، دست را از چیزی جدا کردن و برگرفتن: از سر زلف عروسان چمن "دست بدارد" به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقابل، دربرابر؛ در جلو، نزدیک، جلوتر، پیش تر، نزدیک تر "ابیات از گرشاسپ نامه": درفش و کله دادش و اسپ و ساز - فرستاد مر جنگ را پیشباز چنان کن که شبگی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برزن بنظرتون برابر �City block� نیست؟ کسی نظری داره بگه لطفا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

@آقای نقدی زنده باشید! بسیار ممنون که یادآوری کردید در مورد موارد {مفعولی} همچون {ساخته، خورده، برده، شده. . . . }. پیشنهاد واژۀ پرداخته برای این واژ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

@محسن نقدی درود! بنظر می رسد منظور شما از مفعول، مفعول مستقیم باشد؛ زیرا واژۀ پرداخته که شما پیشنهاد دادید، با معنای انجام شده، ادا شده، با مفعول مست ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بُک - در گویش یا لهجۀ بیهودی قهستان معنی مجموعۀ �دهن و فک و دندان و چانه� را می دهد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قرآن خوانی به صورت مجازی ممکن است صرفاً معنای �متن عربی قرآن را خواندن بدون توجه به مفهوم آن� را بدهد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آسی، مربوط به مردم آسی و کشور اوستیا ( ایرون )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١

واژۀ پیشنهادی فزون دادشت ( Adjunct ) در زبان شناسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٣

واژۀ پیشنهادی دادشت ( argument ) در زبان شناسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحت تاثیر فعل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

آخه پوییده و کرده چه ربطی به مفعول داره؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

متمم نهادی ( زبانشناسی ) Subject complement

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

امیر خورسند ✋ لطفاً نمونه ای بیاورید از اینکه واژه �پارس کردن� در ابتدا بصورت �پارث نوشته� می شده. . . ؟! ما یک واژه �پاثرَ /path ra/� داریم که � ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

modifier = پیراینده modified = پیرایش یافته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

modifier = پیراینده modified = پیرایش یافته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

modifier = ویراینده modified = ویرایش یافته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

زابان از زاباندن : وجه وصفی ( دستورزبان ) - Participle

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

جانام ( دستورزبان )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

زیا، زیاگ به معنی زیست کننده، زندگی کننده را می توان جای حیوان بکار گرفت. پسوند ـاگ، ریخت کوتاه شده اش در فارسی ـا است که در واژگانی مانند �داناو ک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژۀ پیشنهادی بجای حرف الفباء یا همان چیزی که امروزه نویسه می گویند: نویسـِشْتْ ( آنچه قرار داده شده برای نوشتن ) نویسشت ها ( حروف الفبا ) پسوند � ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژۀ پیشنهادی بجای حرف الفباء یا همان چیزی که امروزه نویسه می گویند: نویسـِشْتْ ( آنچه قرار داده شده برای نوشتن ) پسوند �ـِشْتْ یا ـِش� در واژگانی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

واژۀ پیشنهادی بجای حرف الفباء یا همان چیزی که امروزه نویسه می گویند: نویسـِشْتْ ( آنچه قرار داده شده برای نوشتن ) پسوند �ـِشْتْ یا ـِش� در واژگانی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژۀ پیشنهادی بجای حرف الفباء یا همان چیزی که امروزه نویسه می گویند: نویسـِشْتْ ( آنچه قرار داده شده برای نوشتن ) پسوند �ـِشْتْ یا ـِش� در واژگانی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژۀ پیشنهادی بجای حرف الفباء یا همان چیزی که امروزه نویسه می گویند: نویسـِشْتْ ( آنچه قرار داده شده برای نوشتن ) پسوند �ـِشْتْ یا ـِش� در واژگانی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

زابیدن ( وصف شدن، صفت گرفتن، موصوف شدن )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

زابان ( وصف کننده، صفت دهنده ) - وجه وصفی ( دستورزبان ) - Participle زابیدن ( وصف شدن، صفت گرفتن، موصوف شدن ) زاباندن ( وصف کردن، صفت دادن، موصوف ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

وصف کردن، صفت دادن، موصوف کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

آیند = حاصل، نتیجه، بازده، آنچه بدست می آید، آنچه خواهد رسید، عاقبت، واکنش، آنچه در پایان می آید یا می شود.

١