پرسش خود را بپرسید
مترادف برای کلمه ی organize
٢ سال پیش
٤٤٨
مترادف میخوام برای کلمه organize به معنای مرتب کردن، سازماندهی کردن
١٧٢
٠
١
١٠
٦ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
اگر در معنای "نظمبخشیدن و ساماندادن" باشد:
order, arrange, sort, assemble, put straight, classify, collate,
اگر در معنای "هماهنگ کردن" باشد:
coordinate, sort out, put together, orchestrate,
(از کتاب فرهنگ مترادفها و متضادها، آکسفورد)
١١,٢٨٦
٣
١٦٤
٩١
٢ سال پیش
arrange, marshal, methodize, order, and systematize
٤٥١
٠
٧
٤
٢ سال پیش
Arrangement
Management
٨٦,٩٨٥
١٦
١٨٦
٤٠٥
٢ سال پیش
arrange, sort out, systematize, coordinate, structure, and manage.
٧١
٠
٢
١
٢ سال پیش
پیشنهاد میکنم این سایت رو ذخیره کنید چون به دردتون میخوره.
انواع مترادف ها و متضاد های هر کلمه رو میتونید اونجا پیدا کنید.
٣٦,٨١١
١٠
١٠٨
٩٧
٢ سال پیش
sort, sort out, arrange
٢٧,٣٢٩
١٠
٥٧٢
٢٢٨
٢ سال پیش