پرسش خود را بپرسید

مترادف برای کلمه ی organize

تاریخ
٢ سال پیش
بازدید
٤٤٢

مترادف میخوام برای کلمه organize به معنای مرتب کردن، سازماندهی کردن

١٧٢
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
١٠

٦ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

اگر در معنای "نظم‌بخشیدن و سامان‌دادن" باشد:

order, arrange, sort, assemble, put straight, classify, collate, 

اگر در معنای "هماهنگ کردن" باشد:

coordinate, sort out, put together, orchestrate, 

(از کتاب فرهنگ مترادف‌ها و متضادها، آکسفورد)

١١,٢٣٦
طلایی
٣
نقره‌ای
١٦٤
برنزی
٨٩
تاریخ
٢ سال پیش

arrange, marshal, methodize, order, and systematize

٤٤١
طلایی
٠
نقره‌ای
٧
برنزی
٤
تاریخ
٢ سال پیش

Arrangement 

Management 

٨٦,٩٠٧
طلایی
١٦
نقره‌ای
١٨٥
برنزی
٤٠٣
تاریخ
٢ سال پیش

arrange, sort out, systematize, coordinate, structure, and manage.

٦١
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
١
تاریخ
٢ سال پیش

https://www.thesaurus.com/browse/organise

پیشنهاد میکنم این سایت رو ذخیره کنید چون به دردتون میخوره.

انواع مترادف ها و متضاد های هر  کلمه رو میتونید اونجا پیدا کنید.

٣٦,٧٩١
طلایی
١٠
نقره‌ای
١٠٨
برنزی
٩٧
تاریخ
٢ سال پیش

sort, sort out, arrange

٢٧,٢٦٩
طلایی
١٠
نقره‌ای
٥٧٢
برنزی
٢٢٧
تاریخ
٢ سال پیش

پاسخ شما