پرسش خود را بپرسید

مترادف برای کلمه ی organize

تاریخ
١ سال پیش
بازدید
٢٨٥

مترادف میخوام برای کلمه organize به معنای مرتب کردن، سازماندهی کردن

١٥٢
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
١٠

٦ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

اگر در معنای "نظم‌بخشیدن و سامان‌دادن" باشد:

order, arrange, sort, assemble, put straight, classify, collate, 

اگر در معنای "هماهنگ کردن" باشد:

coordinate, sort out, put together, orchestrate, 

(از کتاب فرهنگ مترادف‌ها و متضادها، آکسفورد)

١٠,٤٢٢
طلایی
٣
نقره‌ای
١٦٢
برنزی
٨٦
تاریخ
١ سال پیش

arrange, marshal, methodize, order, and systematize

٤٤١
طلایی
٠
نقره‌ای
٧
برنزی
٤
تاریخ
١ سال پیش

Arrangement 

Management 

٨٤,٩٥٨
طلایی
١٦
نقره‌ای
١٧٦
برنزی
٣٩٦
تاریخ
١ سال پیش

arrange, sort out, systematize, coordinate, structure, and manage.

٦١
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
١
تاریخ
١ سال پیش

https://www.thesaurus.com/browse/organise

پیشنهاد میکنم این سایت رو ذخیره کنید چون به دردتون میخوره.

انواع مترادف ها و متضاد های هر  کلمه رو میتونید اونجا پیدا کنید.

٣٤,٦٠٩
طلایی
١٠
نقره‌ای
١٠٣
برنزی
٩١
تاریخ
١ سال پیش

sort, sort out, arrange

٢٦,٢١٥
طلایی
١٠
نقره‌ای
٥٦٧
برنزی
٢٢٢
تاریخ
١ سال پیش

پاسخ شما