پرسش خود را بپرسید

زبان عربی ، قرآن کریم

تاریخ
٣ هفته پیش
بازدید
٦٣

آیا مترادف یغشی اللیل النّهار و باشی النٌهار اللّیل ،آیا نمیشه گفت یولج اللیلّ فی النهار و یولج النهار فی اللیل ، 

البته جمله اول آیه نیست ولی جمله دوم ایه کتاب ست ، 

١٥,٠٨١
طلایی
٦
نقره‌ای
١٢٥
برنزی
٢٧٥

١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

بله، از نظر معنا و تصویرسازی می‌شود بین این دو تعبیر ارتباط بسیار نزدیکی دید، اما از نظر دقیقِ زبانی و تفسیری، مترادف کامل نیستند.

احتمالاً منظورتان این دو تعبیر قرآنی است:

> يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ

«شب را بر روز می‌پوشاند»

(اعراف ۵۴، رعد ۳، زمر ۵)

و:

> يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ

«شب را در روز داخل می‌کند و روز را در شب داخل می‌کند»

(آل‌عمران ۲۷، حج ۶۱، لقمان ۲۹، فاطر ۱۳، حدید ۶)

نکته‌ای که شما گرفته‌اید جالب است: هر دو تعبیر دارند از یک پدیده کیهانی، یعنی جایگزینی تدریجی شب و روز، با دو تصویر متفاوت سخن می‌گویند.

تفاوت ظریف «یُغشی» و «یُولج»

غَشِیَ / یُغشی از ریشه «غ ش و» است و معنای اصلی آن چیزی مانند پوشاندن، فراگرفتن و پوشش قرار دادن است.

پس:

یُغشی اللیلَ النهارَ

تصویرش تقریباً این است:

> شب، روز را می‌پوشاند / فرا می‌گیرد.

اما یُولِج از ریشه «و ل ج» است، یعنی داخل کردن، وارد کردن چیزی در چیز دیگر.

بنابراین:

> یولج اللیل فی النهار

تصویر متفاوتی می‌سازد:

> شب را در روز داخل می‌کند.

و وقتی بلافاصله می‌گوید:

> ویولج النهار فی اللیل

دیگر یک رابطه یک‌طرفه نیست، بلکه رفت‌وبرگشت و درهم‌رفتگی شب و روز را به تصویر می‌کشد.

بنابراین اگر منظورتان این است که:

«آیا می‌توان از نظر مفهومی گفت یغشی اللیل النهار همان پدیده‌ای را بیان می‌کند که یولج اللیل فی النهار بیان می‌کند؟»

بله، تا حد زیادی.

اما اگر بگوییم:

> «یُغشی» و «یُولج» مترادف لغوی دقیق هستند

نه.

یکی تصویر پوشانیدن دارد و دیگری تصویر داخل‌کردن.

و اتفاقاً این تفاوت کوچک، از نظر بلاغی خیلی مهم است.

---

یک نکته حتی جالب‌تر

اگر بخواهیم جمله‌ای مانند:

> یغشی اللیل النهار و یغشی النهار اللیل

بسازیم، از نظر معنایی قابل فهم است، اما قرآن این ساختار را انتخاب نکرده است.

در آیاتی که «یولج» آمده، تعبیر دقیقاً:

> يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ

است.

این انتخاب «فی» بعد از یولج هم مهم است. «فی» به معنای در است و بنابراین رابطه فضاییِ «درون‌رفتن» را آشکار می‌کند.

مثلاً تصور کنید یک نوار سیاه و سفید دارید که مرز آن‌ها آرام‌آرام حرکت می‌کند. وقتی شب در روز وارد می‌شود، بخشی از روز کم می‌شود و شب افزایش می‌یابد؛ سپس در جهت عکس، روز در شب داخل می‌شود.

پس یولج از نظر تصویرسازی، از «غشی» دقیق‌تر روی مفهوم تدریجی‌بودن و تعاقب متقابل تأکید می‌کند.

این نکته وقتی جالب‌تر می‌شود که به عبارت دیگری در قرآن نگاه کنیم:

> ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ

«این بدان سبب است که خداوند شب را در روز داخل می‌کند و روز را در شب داخل می‌کند...»

(حج ۶۱)

یعنی قرآن به جای اینکه صرفاً بگوید شب می‌رود و روز می‌آید، از یک تصویر بسیار پویا استفاده می‌کند: شب در روز فرو می‌رود و روز در شب.

بنابراین برداشت شما از ارتباط این دو تعبیر از نظر مفهوم پدیده شب و روز قابل توجه است؛ ولی اگر بخواهیم از نظر زبان عربی دقیق باشیم، بهتر است بگوییم:

«یُغشی» و «یُولج» دو تعبیر متفاوت برای توصیف جنبه‌هایی از یک واقعیت طبیعی‌اند، نه دو مترادف کامل.

و یک نکته جالب دیگر هم هست: «یُکَوِّرُ اللیلَ علی النهار و یُکَوِّرُ النهارَ علی اللیل» در زمر ۵ هم آمده که تصویر سومی ارائه می‌دهد: «پیچیدن/درهم پیچیدن شب و روز». وقتی این سه تعبیر را کنار هم بگذاریم، تفاوت‌های بسیار ظریف «پوشاندن»، «داخل کردن» و «پیچیدن» واقعاً قابل بررسی می‌شود.

٣,٥٣٤
طلایی
٣
نقره‌ای
٣٩١
برنزی
٦٧
تاریخ
٣ هفته پیش

بله ، کامل شد ، یکور الیل علی النهار و یکور النهار فی اللیل ، فقط یغشی اللیل النّهار ست که نمیتوان گفت یغشی النهار الیل ، چون امکان ندارد نه فیزیکی و نه متافیزیکی!!!

-
٣ هفته پیش
١

پاسخ شما