زبان عربی ، قرآن کریم
١ پاسخ
بله، از نظر معنا و تصویرسازی میشود بین این دو تعبیر ارتباط بسیار نزدیکی دید، اما از نظر دقیقِ زبانی و تفسیری، مترادف کامل نیستند.
احتمالاً منظورتان این دو تعبیر قرآنی است:
> يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ
«شب را بر روز میپوشاند»
(اعراف ۵۴، رعد ۳، زمر ۵)
و:
> يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ
«شب را در روز داخل میکند و روز را در شب داخل میکند»
(آلعمران ۲۷، حج ۶۱، لقمان ۲۹، فاطر ۱۳، حدید ۶)
نکتهای که شما گرفتهاید جالب است: هر دو تعبیر دارند از یک پدیده کیهانی، یعنی جایگزینی تدریجی شب و روز، با دو تصویر متفاوت سخن میگویند.
تفاوت ظریف «یُغشی» و «یُولج»
غَشِیَ / یُغشی از ریشه «غ ش و» است و معنای اصلی آن چیزی مانند پوشاندن، فراگرفتن و پوشش قرار دادن است.
پس:
یُغشی اللیلَ النهارَ
تصویرش تقریباً این است:
> شب، روز را میپوشاند / فرا میگیرد.
اما یُولِج از ریشه «و ل ج» است، یعنی داخل کردن، وارد کردن چیزی در چیز دیگر.
بنابراین:
> یولج اللیل فی النهار
تصویر متفاوتی میسازد:
> شب را در روز داخل میکند.
و وقتی بلافاصله میگوید:
> ویولج النهار فی اللیل
دیگر یک رابطه یکطرفه نیست، بلکه رفتوبرگشت و درهمرفتگی شب و روز را به تصویر میکشد.
بنابراین اگر منظورتان این است که:
«آیا میتوان از نظر مفهومی گفت یغشی اللیل النهار همان پدیدهای را بیان میکند که یولج اللیل فی النهار بیان میکند؟»
بله، تا حد زیادی.
اما اگر بگوییم:
> «یُغشی» و «یُولج» مترادف لغوی دقیق هستند
نه.
یکی تصویر پوشانیدن دارد و دیگری تصویر داخلکردن.
و اتفاقاً این تفاوت کوچک، از نظر بلاغی خیلی مهم است.
---
یک نکته حتی جالبتر
اگر بخواهیم جملهای مانند:
> یغشی اللیل النهار و یغشی النهار اللیل
بسازیم، از نظر معنایی قابل فهم است، اما قرآن این ساختار را انتخاب نکرده است.
در آیاتی که «یولج» آمده، تعبیر دقیقاً:
> يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ
است.
این انتخاب «فی» بعد از یولج هم مهم است. «فی» به معنای در است و بنابراین رابطه فضاییِ «درونرفتن» را آشکار میکند.
مثلاً تصور کنید یک نوار سیاه و سفید دارید که مرز آنها آرامآرام حرکت میکند. وقتی شب در روز وارد میشود، بخشی از روز کم میشود و شب افزایش مییابد؛ سپس در جهت عکس، روز در شب داخل میشود.
پس یولج از نظر تصویرسازی، از «غشی» دقیقتر روی مفهوم تدریجیبودن و تعاقب متقابل تأکید میکند.
این نکته وقتی جالبتر میشود که به عبارت دیگری در قرآن نگاه کنیم:
> ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ
«این بدان سبب است که خداوند شب را در روز داخل میکند و روز را در شب داخل میکند...»
(حج ۶۱)
یعنی قرآن به جای اینکه صرفاً بگوید شب میرود و روز میآید، از یک تصویر بسیار پویا استفاده میکند: شب در روز فرو میرود و روز در شب.
بنابراین برداشت شما از ارتباط این دو تعبیر از نظر مفهوم پدیده شب و روز قابل توجه است؛ ولی اگر بخواهیم از نظر زبان عربی دقیق باشیم، بهتر است بگوییم:
«یُغشی» و «یُولج» دو تعبیر متفاوت برای توصیف جنبههایی از یک واقعیت طبیعیاند، نه دو مترادف کامل.
و یک نکته جالب دیگر هم هست: «یُکَوِّرُ اللیلَ علی النهار و یُکَوِّرُ النهارَ علی اللیل» در زمر ۵ هم آمده که تصویر سومی ارائه میدهد: «پیچیدن/درهم پیچیدن شب و روز». وقتی این سه تعبیر را کنار هم بگذاریم، تفاوتهای بسیار ظریف «پوشاندن»، «داخل کردن» و «پیچیدن» واقعاً قابل بررسی میشود.
بله ، کامل شد ، یکور الیل علی النهار و یکور النهار فی اللیل ، فقط یغشی اللیل النّهار ست که نمیتوان گفت یغشی النهار الیل ، چون امکان ندارد نه فیزیکی و نه متافیزیکی!!!