برابر پارسی واژه تصمیم در سره گرایی
درود بر شما روز خوش
برای واژه تصمیم واژه های آهنگ، قصد و برآنش یاد شده است اما باید بدانیم برای گسترش شبکه واژگان واژگان نو و تازه و بدیعی را بیافرینیم و به کار ببریم
برخی واژه ویدایش را به کار برده اند، آیا می توانیم و شایسته و روا است از مصدار آن یعنی ویدایش و ویداییدن بهره ببریم؟
١ پاسخ
درود بر شما.
آری،سد در سد.
به هر روی،این ویژگیِ زیبای زبان پارسی است که بتوان از همخانواده های یک واژه نیز بهره برد.
ولی درباره "ویدایش" :(این پرسش ها برای بازجویی نیست! من خودم هم نمی دانم.اگر پاسخ پرسشی را می دانید،بفرمایید تا آشکار سازی شود و بدانیم آیا این واژه درخور است یا نه)
۱-آیا ساختار این واژه وی.دای.ش است؟
-اگر بله،*وی* همان *گُ* امروزی باید باشد و بهتر است بگوییم "گُدایِش"
-آیا *دای* همان بن کنونی *دودن* در *ز.دایش* است؟
-به هر روی بگمان شما این ساختار چگونه معنای "تصمیم گرفتن" دارد؟
۲-آیا ساختار این واژه* ویدای.ش* است؟
-اگر بله،گویا دوستان در آبادیس،برای "ویدا" یکی نوشته اند *آشکار،هویدا* که بی گمان *ویدایش* باید بشود "آشکار کردن،هویدا کردن"،نه "تصمیم گرفتن"
-معنای دیگرش "یابنده،جوینده" است،باز هم چنان "تصمیم" ای در اینها نیست!
-کاربری به نام "فانکو آدینات" در آبادیس برای "ویدا" آورده است:
*: این نام در سنسکریت ویده vida به معنی دانش است.
( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز، چاپ 1964 ص. 963 ستون سوم )
در اوستایی vidā با همین گویش امروزی فعل و صفت است به معنی:
1 - چسبیدن ـ وصل ـ ملحق شدن به. 2ـ مؤمن، باورمند 3ـ جستجو ـ تحقیق ـ کاوش ـ پژوهش کردن، کاویدن، پالیدن. 4ـ بنیاد ، تأسیس کردن. 5 ـ پذیرفتن، قبول ـ تأیید ـ تصدیق کردن. 6ـ سراسر گسترده بودن. 7ـ به حال خود رها کردن. 8ـ به خدمت درآوردن، استخدام کردن. 9ـ هدیه کردن یا دادن. 10ـ سودمند، مفید. 11ـ فراهم ـ تهیه شده. 12ـ روال ـ روند ـ مسیر چیزی را مشخص کردن. 13ـ آماده شدن. ( فرهنگ واژه های اوستا، احسان بهرامی )*
باز هم چنان *تصمیم* ای در اینها نیست.