دوستان ترجمه ترکی به فارسی لطفاً؟ آغلار ساوالان در اثر زلزله گشته ويران
دوستان ترجمه ترکی به فارسی لطفاً؟ آغلار ساوالان
در اثر زلزله گشته ويران
آن وطن مادريم گلستان
زلزله نين گوجونّن اولدى ويران
او آنامون يوردى عزيز گلستان
آغلار ساوالان، اشعارى است با زبان آذرى در رابطه با زلزله ۱۳۷۵ شمسی اردبيل درباره روستاى صددرصد تخريب شده و مصيبت ديده گلستان و اطراف آن
دوستانی که ترکی بلد هستند این ابیات را معنی کنند، سپاسمند:
مين اوچ يوزون يتمش بشی سانّادى
ويرانه لر بايقوشلارى با نّادى
حيواناتين آيقلارى آنّادى
كايناتين وضعی عوض اولوبدى
اردبيلون اوزونه توز قونوبدى
اسفندماهين اونيمجی گون فلگين
قهرى دوتدى گوزلّرين اتگين
اوشاقلارين اوتا چكدى بلگين
اوت ويروبدى انسانلارا مالّارا
يولّيوبدى گيدر گلمز يولّارا
جمعه گونی محبّتين ساخلادى
شدّتلن ير تتردى لاخلادى
٧ پاسخ
يكی از دوستان، بسیار مهمان نواز بود و در حجره اش به روی همه باز. این دو بيت زیبا هم روی ديوار اتاقش جا خوش كرده بود:
از فروغ روی مهمان شد منوّر حجره ام
حجرهام فانوس و مهمان شمع و من پروانهام
و
در حجره ما روغن اگر نیست صفا هست
آن جا که صفا هست در آن نور خدا هست
در طرح عرفانی هستی، انسان كامل در جايی قرار ميگيرد كه حذف و يا غفلت از آن به ويرانی جهان و بيهودگی آفرينش میانجامد. در دايره خلقت، حلقه آخرين، وجود خاتم اوصياست و نسبت اين حلقه به دايره، نسبت ثمر است به شجر و يا قافيه به بيت:
ظاهر آن شاخ اصل ميوه است
باطنا بهر ثمر شد شاخ هست
گر نبودی ميل و اوميد ثمر
كی نشاندی باغبان بيخ شجر؟
پس به معنی آن شجر از ميوه زاد
گر به صورت از شجر بودش ولاد
لالاییهای کرمان
لالا لالا گُل سوسن
سرت بردار، لبت بوسم
سرت بردار که اللّه
زبانت قل هُو اللّه
*
لالا لالا گُلی دارم
عزیز و بلبلی دارم
لالا لالا گُل لاله
گل دایی، گُل خاله
محتوای لالاییها عبارت است از زیباییهای طبیعت، بیان ویژگی های روحی و شخصیتی و مشکلات و مسایل خانوادگی و اجتماعی زنان و مادران و آلام و آرزوهای مادر در مورد فرزندش. ویژگی دیگر لالایی ها، بدیهه گویی در مضمون و وزن و قافیه و الفاظ میباشد که توجّه برخی از شاعران را جلب کرده است بطوری که با الهام از لالایی، آثاری بوجود آورده اند که از این جمله اند برخی از شعرای دوره مشروطیّت که لالاییهای سیاسی ساخته اند.
چو دلبر من به نزد فصّاد نشست
فصّاد سبك دست سبك دستش بست
چون تيزی نيش در رگانش پيوست
از كان بلور شاخ مرجان برجست
مهستی گنجوی
اگرچه ما همه از یک ریشه زبانی سخن میگوییم، اما به دلیل قرنها جدایی جغرافیایی و سیاسی، سه شاخه اصلی فارسی مدرن وجود دارد: فارسی ایران (تهرانی، لری، بختیاری، گیلکی، مازندرانی، کردی، بلوچی، سیستانی و...)، فارسی دری (افغانستان) و فارسی تاجیکی (تاجیکستان) این سه شکل از زبان، مانند شاخههای یک درخت واحد هستند که هر کدام میوهای متفاوت اما از یک ریشه رشد کردهاند. درک متقابل بین فارسیزبانان ایران و افغانستان بسیار بالاست، در حالی که درک متقابل با تاجیکستان به دلیل تفاوت در خط و واژگان روسیتبار کمی دشوارتر است.
از مختصات و ویژگیهای شعری دوره سامانیان عبارت است از:
۱. کاربرد واژگان مهجور و کهن پارسی. موضوعات شعر این دوره مدح و وصف و حکمت و عشق است.
۲. بیان شعر ساده و تعبیرها کهنه است.
۳. قالب شعر هم مانند دورۀ قبل قطعه است، البته لازم به ذکر است که در این دوره قالبهای دیگری هم مانند مثنوی رواج پیدا میکنند.
۴. شاعران برای مضمون آفرینی با اشیاء و طبیعت برخورد مستقیم دارند و تشبیهات اغلب محسوس به محسوس هستند. (یعنی تشبیه به اعتبار حسی و عقلی بودن دو طرفش (مشبه و مشبه به) که چهار نوع است، یک قسم آن تشبیه محسوس به محسوس است؛ یعنی مشبه و مشبه به، هر دو حسی اند و با یکی از حواس پنجگانه ظاهری درک میشوند)
یکی رفیق جون جونیش از دنیا رفت. خیلی براش گریه و زاری میکرد. بنده خدایی بهش گفت: چرا گریه میکنی؟ گفت: آخه رفیقم مرده؟ گفت: خب تقصیر خودت بوده که رفیق مردنی انتخاب کردی. رفیقی برای خودت پیدا میکردی که زپرتی نباشه و زود نمیره! تو دعای جوشن میخونیم: یا رفیقُ و یا شفیق.... آره جونم، رفیق بی کلک، خداست. هیچ موقع هم گوشیش اشغال نیست، به همین دلیل حضرت ابراهیم علیه السلام میگفت: لا أُحِبُّ الآفِلِینَ، من غروب کنندگان را دوست ندارم.
جور دشمن چه كند گر نكشد طالب دوست
گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به هماند