پرسش خود را بپرسید
١٦,٠٠٠ تومان پاداش این پرسش تعلق گرفت به

خطرات روانشناسی شبه‌علمی (Pseudo-Psychology)

تاریخ
١ ماه پیش
بازدید
٨٤٢

چگونه می‌توان مردم را نسبت به خطرات

 روانشناسی شبه‌علمی  (Pseudo-Psychology)

آگاه کرد تا از تصمیم‌گیری‌های نادرست در زندگی شخصی و حرفه‌ای جلوگیری کنند؟

٣,٩٩٦
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
١٩٣

٨ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:
آموزش همگانی:

کارگاه‌ها و همایش‌ها: برگزاری کارگاه‌های آموزشی در دانشگاه‌ها، آموزشگاه‌ها و مراکز اجتماعی می‌تواند یاری رساند. موضوعات مشخص، مردم را با حقایق و داده‌های راستین آشنا می‌کند.

نوشته‌های برخط و منابع پذیرفته‌شده: آفرینش دستمایه‌های آموزشی در پایگاه‌ها و شبکه‌های اجتماعی که بر پایه پژوهش‌های دانشیک تأیید شده باشند. برای نمونه نماهنگ‌ها یا شنیدارهایی که روان‌شناسان کارآزموده می‌سازند.

نمایاندن نمونه‌های راستین:

پرسش و پاسخ با کارشناسان: یکی از راه‌ها این است که مردم با کسانی که از روان‌شناسی دانشیک بهره‌های نیک برده‌اند، گفتگو کنند و تجربه‌هایشان را بشنوند.

نمایاندن آسیب‌های موارد راستین: نمونه‌هایی از گزینش‌های نادرست بر پایه روان‌شناسی شبه‌دانشیک را به مردم نشان دهی تا پیامد ناگوار این‌گونه گزینش‌ها را دریابند.

نیرومندسازی توانش‌های اندیشه سنجشگرانه: آموزش توانش‌های اندیشه سنجشگرانه در آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌ها تا مردم بتوانند خود داده‌های درست را بازشناسند.

برگزاری آزمون‌ها و گفتگوهای گروهی: کنش‌های گروهی که اندیشه سنجشگرانه را نیرومند می‌کنند.

گسترش منابع پذیرفته‌شده: شناساندن کتاب‌ها و نوشتارهایی که دانشمندان نام‌آور نگاشته‌اند و از دید دانشیک پذیرفته شده‌اند.

نشان پذیرش دانشیک: پدیدآوردن برچسب یا نشان برای منابع و خدماتی که از دید دانشیک پذیرفته‌شده‌اند.

رویارویی با داده‌های نادرست در فضای مجازی: آشکارسازی داده‌های نادرست: شناسایی و راست‌گردانی داده‌های نادرست در شبکه‌های اجتماعی و پایگاه‌های اینترنتی.

همکاری با تأثیرگذاران آگاه و کارشناس که می‌توانند پیام دانشیک درستی را به شنوندگانشان برسانند.


٤,٤٢٦
طلایی
٢
نقره‌ای
٣١
برنزی
٥٥
تاریخ
١ ماه پیش

آگاه‌سازی مردم نسبت به خطرات روانشناسی شبه‌علمی (Pseudo-Psychology) نیازمند ترکیبی از آموزش، تفکر انتقادی، و استفاده از رسانه‌های مناسب است. در اینجا چند راهکار مؤثر برای این کار ارائه می‌شود:

۱. ترویج تفکر انتقادی و سواد علمی

  • آموزش مهارت‌های تفکر انتقادی در مدارس و دانشگاه‌ها
  • ارائه دوره‌های عمومی درباره شناخت مغالطات منطقی و روش علمی
  • تشویق به پرسشگری درباره ادعاهای غیرمستند

۲. آگاه‌سازی درباره نشانه‌های روانشناسی شبه‌علمی

  • توضیح معیارهای روانشناسی علمی در برابر روانشناسی غیرعلمی
  • معرفی روش‌های تشخیص ادعاهای بی‌پایه، مانند نبود شواهد تجربی، استفاده از اصطلاحات مبهم و اغراق‌آمیز، و عدم قابلیت آزمایش‌پذیری

۳. استفاده از رسانه‌های اجتماعی و تولید محتوای آگاهی‌بخش

  • تولید ویدئوهای کوتاه، پادکست‌ها و اینفوگرافیک‌ها برای توضیح خطرات روانشناسی شبه‌علمی
  • انتشار داستان‌ها و تجربه‌های افرادی که قربانی باورهای نادرست شده‌اند
  • استفاده از افراد تأثیرگذار (Influencers) برای گسترش آگاهی

۴. مقابله با اطلاعات نادرست

  • شناسایی و افشای منابعی که اطلاعات شبه‌علمی ارائه می‌دهند
  • ارائه جایگزین‌های معتبر و علمی برای موضوعاتی که توسط شبه‌علم تحریف شده‌اند (مانند تست‌های شخصیت علمی در برابر تست‌های زرد و بی‌اعتبار)

۵. ترغیب متخصصان به مسئولیت‌پذیری اجتماعی

  • تشویق روانشناسان و متخصصان به ارائه توضیحات علمی و نقد باورهای نادرست
  • درخواست از دانشگاه‌ها و مؤسسات علمی برای انتشار محتوای معتبر و آموزشی

۶. بررسی پیامدهای واقعی باور به شبه‌علم

  • نشان دادن عواقب خطرناک تصمیم‌گیری‌های نادرست بر اساس روانشناسی غیرعلمی (مثل اتلاف وقت و پول، آسیب به روابط، و مشکلات روحی و روانی)
  • ارائه نمونه‌هایی از پرونده‌های حقوقی و پزشکی که ناشی از اعتماد به روش‌های غیرعلمی بوده‌اند

با ترکیب این روش‌ها، می‌توان آگاهی عمومی را افزایش داد و از گسترش باورهای غیرعلمی در جامعه جلوگیری کرد.

٩١٤
طلایی
٠
نقره‌ای
٢٠
برنزی
٦
تاریخ
٤ هفته پیش

شبکه های  اجتماعی ایستاگرام تلگرام  واتس اپ  و... را نگاهی بیاندازید! پراست از روانشناسان رنگارنگی که به شما بشارت و انذار می دهند!تمامی رفتار شمارا آنالیز می نمایند و نسخه می دهند :گیاهی و یا حتا شیمیایی. هر حرکت ساده شما  اگرچه خاراندن بینی شما باشد مفاهیم زیادی را (از نظر ایشان)در بر دارد.بازار عشق و عاشقی هم که به سن 12و 13سال و گاه پایینتر رسیده!"آقایی"13ساله عاشق سینه چاک "خانمی"12ساله و بخاطرش حاضر است دنیا را به خون بکشاند گوش دادن به صحبتهای روانشناسان خودخوانده قد و نیم قد که اصلا کار سختی نیست. برخی از این روانشناسان "به مکتب نرفته" حتا پارا بیشتر پیش می گذارند و  درخواست ویزیت هم دارند ،ویزیتهای گاه چند ده میلیونی! "خجالت نکش2"علیرغم  مواجهه با اقبال سرد عمومی  دردسرهای یک زوج را در دام یکی از همین "نگارهای  به مدرسه نرفته"افتاده اند را به تصویر می کشد.

آسیب‌های روانشناسی شبه‌علم

روی آوردن برخی روانشناسان به روانشناسی زرد، با وجود تمامی آسیب‌هایی که شبه‌علم یا علم زرد به افراد وارد می‌کند، سبب شده تا متأسفانه امروزه به دلایل مختلف برخی افراد که حتی تحصیلات دانشگاهی روانشناسی دارند هم به شبه‌علم روی آورند و به جای استفاده از روش‌های علمی مبتنی بر شواهد، از روش‌های غیرعلمی و مبتنی بر «به چیزهای خوب فکر کن»، «دنیا در دستان توست» و مواردی مشابه استفاده ‌کنند. هر چند که این موضوع آسیب‌زننده است، اما ممکن است به دلیل ناآگاهی مردم، خطاهای شناختی و بسیاری از موارد دیگر، بازار علم زرد داغ‌تر از روش‌های علمی مبتنی بر شواهد باشد.

دکتر پیمان دوستی، روان‌شناس در گفتگو با ایسنا ضمن هشدار درباره رواج علم زرد، ویژگی های این نوع علم را چنین تشریح می‌کند: در علم، فارغ از هرگونه تعصب، می‌توان یافته‌ها را به چالش کشید و یافته‌های جدید را به یافته‌های قبلی افزود و در صورت لزوم یافته‌های قبلی را مردود اعلام کرد. این ویژگی همان چیزی است که به آن «ابطال‌پذیری» گفته می‌شود؛ یعنی یافته مطلقی وجود ندارد. همچنین ویژگی دیگر علم «آزمون‌پذیری» است، یعنی اگر ادعایی مطرح می‌شود، می‌توان با روش‌های علمی یا آزمایشگاهی آنها را آزمود. «تکرارپذیری» ویژگی دیگر علم است؛ بدین معنی که اگر دیگران هم روش‌های مورد ادعا را امتحان کنند، نتایجی مشابه به دست می‌آورند. همچنین علم ویژگی دیگری به نام «پایایی» دارد، یعنی اگر پس از مدت زمانی باز هم ادعا مورد آزمون قرار گرفت، نتایج تکرار شوند. هرچند اینها فقط بخشی از ویژگی‌های علم هستند، اما دانستن همین ویژگی‌ها به تشخیص تفاوت‌های بین علم و شبه علم کمک می‌کند.

شبه علم یا همان علم زرد، به باورها و ادعاهایی گفته می‌شود که با هیچ یک از ویژگی‌های علم همخوانی ندارند، باورمندان به آنها متعصبانه از باورهای خود دفاع می‌کنند و در عین حال این ادعاها نه قابل آزمودن با روش های علمی هستند، نه تکرارپذیرند و نه در بلندمدت پایایی دارند. طالع‌بینی، کف‌بینی، قانون جذب و برخی سخنرانی‌های انگیزشی، نمونه‌های بارزی از شبه‌علم هستند.

این مدرس دانشگاه با بیان این که «در برخی موارد شناسایی مرزهای بین علم و شبه علم به سختی امکان‌پذیر است» ادامه می دهد: برای مثال یکی از نمونه‌های بسیار بحث برانگیز در این حوزه، آزمون شخصیت MBTI است که هرچند تا کنون پژوهش‌های زیادی بر اساس آن انجام شده است، اما برخی یافته‌ها گواه از آن دارد که این ابزار، پایایی لازم برای سنجش ویژگی‌های شخصیت را ندارد و افراد در بازه‌های زمانی مختلف، در پاسخ به این آزمون با ویژگی‌های شخصیتی مختلفی روبرو می‌شوند. این درحالی است که علاقمندی افراد برای استفاده از این آزمون به منظور پیش‌بینی موفقیت شغلی، تحصیلی و … رو به افزایش است و با توجه به عدم پایایی کافی این ابزار که طی پژوهش‌های اخیر مشخص شده است، یعنی پاسخ‌ به آزمون در بازه‌های زمانی مختلف نتایج متفاوتی در بر خواهد داشت، آسیب‌هایی به افراد وارد می‌شود. بر این اساس، منتقدان توصیه می‌کنند در استفاده از این آزمون، جانب احتیاط رعایت شود.

این روانشناس هشدار می‌دهد: روانشناسی نیز از گزند شبه علم در امان نمانده است و امروزه شاهد آن هستیم که روان‌شناسی علمی تلاش می‌کند تا میان روانشناسی علمی و شبه علم یا همان علم زرد تمایز قائل شود. با این حال، روانشناسی زرد یا شبه علمی در بین مردم به دلایل مختلف از محبوبیت بالایی برخوردار است؛ زیرا مطالبی را بیان می‌کند که مردم دوست دارند بشنوند، فارغ از اینکه چقدر با واقعیت همخوان است یا خیر. روانشناسی زرد یا همان شبه علم، همیشه راه‌های آسان را پیشنهاد می‌کند و با جملات انگیزشی برای مدت کوتاهی، آنچه مردم می‌خواهند را به آنها می‌گوید.

نکته قابل تأمل این که افراد به وضوح می‌دانند این روش‌ها در طولانی‌مدت اثربخش نیستند، اما به دلیل پیامد کوتاه مدت که فرد در لحظه احساس بهتری دارد یا به زبان روانشناسی، به دلیل حذف محرک ناخوشایند، این رفتار را ادامه می‌دهد و چرخه ادامه پیدا می‌کند. این امر در حالی است که ما می‌دانیم پروسه روان درمانی و مبتنی بر روش‌های علمی، فرآیندی طولانی مدت و در برخی شرایط دردناک است که در نهایت منجر به بازسازی شخصیت و رفع مشکلات مربوط به روان می‌شود، اما باز هم تأکید می‌کنم انسان همیشه به دنبال راهکارهای ساده است و شبه علم با روش‌های ساده، آنچه مردم می‌خواهند را به آنها می‌گوید.

دکتر فرهاد طارمیان، عضو هیأت علمی گروه روانشناسی بالینی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی هم درباره‌ عواقب گسترش روانشناسی شبه علمی در فضای مجازی می‌گوید: توصیه‌ها و راهنمایی‌های غلط، در کوتاه‌مدت آسیب خود را نشان می‌دهند. این توصیه‌ها، پیامدهایی دارند که اصطلاحاً دود آن به چشم خود مخاطبان می‌رود.(منبع پایگاه خبری انصاف)

«ما در عصر اطلاعات نادرست بهداشتی زندگی می‌کنیم. این اطلاعات همه جا هست، در درگاه رسانه‌های اجتماعی آن‌ها را می‌بینیم، افراد مشهور و تاثیرگذار آن‌ها را تبلیغ می‌کنند و در میراث رسانه‌های خبری نفوذ کرده‌اند. ما با تبلیغاتی بمباران می‌شویم که می‌خواهند درمان‌های پشتیبانی‌نشده را به زور به ما تحمیل کنند. اطلاعات نادرست بهداشتی راهشان را به برنامه‌های تلویزیونی، فیلم‌ها و کتاب‌ها هم پیدا کرده‌اند و به طور فزاینده‌ای مورد استقبال و ترویج سیاستمداران برجسته قرار می‌گیرند».
در حوزه روان‌درمانی، وضعیت حتی از این هم نگران‌کننده‌تر است. 

«تخمین زده می‌شود ۶۰۰ برند روان‌درمانی در دنیای سلامت روان در گردش هستند و این تعداد در حال افزایش است. بسیاری از آن‌ها آزمایش نشده‌اند، پس ما نمی‌دانیم اثربخش هستند یا خیر. بسیاری از آن‌ها شبه‌علم هستند و می‌توانند مضر باشند. بسیاری از درمان‌های شبه‌علمی در صنعت سلامت با عنوان (طب جایگزین) ترویج می‌شوند.» 

نمونه‌های رایج این نوع صنعت شبه‌علم عبارتند از naturopathy یک اصطلاح فراگیر که هومیوپاتی، طب سنتی چینی و طب سوزنی را در برمی‌گیرد. بازار انرژی‌درمانی هم داغ است که شامل مواردی مانند ریکی (Reiki)، لمس‌درمانی، و بهره‌برداری از تکنیک‌های آزادی عاطفی (EFT) می‌شود. 

«همه این مثال‌ها مصداق‌های روشن شبه‌علم و از نظر علمی غیرقابل‌قبول هستند، چون اساس نظری آن‌ها از ادبیات علمی گسترده‌تر جدا شده است. برای نمونه، انرژی‌درمانی پیشنهاد می‌کند نوعی «میدان انرژی انسانی» وجود دارد که می‌توان آن را دستکاری و متعادل ساخت تا سلامت ارتقاء یابد، اما این میدان انرژی انسانی هیچ پشتوانۀ علمی ندارد».

مسئله فراتر از تئوری است
بدون تردید، این موضوع عواقب جدی دارد. ارزیابی و درمانِ نگرانی‌های مربوط به سلامت روان کار مهمی است که در آن، عواقب منفی بالقوه می‌تواند به معنای تداوم رنج و در موارد شدید، حتی مرگ باشد. 

روانشناس فقید اسکات او. لیلینفلد دقیقاً گفته است که چرا شبه‌علم می‌تواند مضر باشد: «می‌تواند مستقیماً آسیب ایجاد کند و بنیان‌های علمی و اعتماد متخصصانی که آن را ترویج می‌کنند از بین ببرد».

علاوه بر این، اگر فردی ناخوش باشد، ممکن است سعی کند بیماری‌اش را خودش تشخیص دهد، تشخیصی که توسط جامعه پزشکی به رسمیت شناخته نشده اما در رسانه‌های اجتماعی تایید شده است. این وضعیت می‌تواند به راحتی افراد را به سمت درمان‌های غیرقابل‌قبول یا مضر از طریق موتورهای جستجوگر سوق دهد. 

ابزاری برای اجتناب از شبه علم
در این کتاب جدید، استیا، هاپ و متخصصان مختلف دیگر این حوزه در مجموعه‌ای از کنکاش‌های عمیق، به رهبری متخصصان دنیای روان‌شناسی بالینی، گرد هم آمده‌اند تا بین رویکردهای شبه‌علمی و علمی تمایز قائل شوند.(منبع میگنا)

٢٣,٥١٣
طلایی
١٢
نقره‌ای
٢١١
برنزی
١٩٣
تاریخ
٤ هفته پیش
درود ۱. درک مفهوم روانشناسی شبه علمی:  

روانشناسی شبه علمی به نظریه‌ها، روش‌ها یا باورهای غیردانشورزانه  ای گفته می‌شود که ادعای علمی بودن دارند اما فاقد شواهد تجربی هستند. این شامل طالع‌بینی، گرافولوژی (تحلیل دست‌خط)، جمجمه‌خوانی و برخی باورهای رایج در خودیاری(Self-help or self-improvement) است. در حالی که این روش‌ها اغلب متقاعدکننده به نظر می‌رسند، می‌توانند افراد و سازمان‌ها را گمراه کرده و منجر به تصمیم‌گیری‌های نادرست شوند.

 البته کارل ادوارد سیگن درباره   سرکوب شبه علم هشدار داده و می‌گوید:
"علاج یک استدلال سفسطه آمیز، یک استدلال بهتر است، نه سرکوب ایده‌ها."
(سیگن، ۱۹۹۶، دنیایی تسخیرشده توسط شیاطین: علم همچون شمعی در تاریکی).
این جمله بر لزوم آموزش صحیح به جای رد کردن محض و سرکوب  باورهای شبه‌علمی تأکید دارد.


۲. تأثیر روانشناسی شبه علمی بر زندگی شخصی و حرفه‌ای

 زندگی شخصی:

  • بسیاری از افراد برای تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی خویش به طالع‌بینی متوسل می‌شوند، در حالی که تحقیقات (شان کارلسون، ۱۹۸۵) نشان می‌دهند که طالع‌بینی هیچ پایه علمی ندارد.
  • اثر بارنوم  توضیح می‌دهد که چرا توصیفات مبهم شخصیتی (مثلاً  طالع‌بینی یا آزمون‌های شخصیت) برای افراد دقیق و درست به نظر می‌رسند. این امر می‌تواند باعث شود افراد به توصیه‌های نامعتبر اعتماد کنند.

 زندگی حرفه‌ای:

  • استخدام: برخی شرکت‌ها هنوز از گرافولوژی برای ارزیابی داوطلبان شغلی استفاده می‌کنند، در حالی که تحقیقات نشان می‌دهند این روش هیچ ارزش علمی پیش‌بینی‌کننده‌ای ندارد.
  • رهبری و کار تیمی: شاخص مایرز-بریگز (MBTI) با وجود محبوبیت در محیط‌های کاری، از نظر علمی اعتبار و پایایی ندارد (دیوید پیتنجر، ۱۹۹۳). استفاده از این آزمون برای تصمیم‌گیری‌های شغلی می‌تواند به پویایی ضعیف تیم و انتخاب‌های اشتباه منجر شود.

دنیل کانمن، برنده نوبل روانشناسی، درباره این ارزیابی های شهودی چنین هشدار می‌دهد:
"اعتمادبه‌نفس یک احساس است، نه یک قضاوت. و این می‌تواند گمراه‌کننده باشد."
(تفکر، سریع وآهسته، ۲۰۱۱).
 


 نمونه‌های واقعی و معاصر

مثال ۱: صنعت خودیاری
بسیاری از کتاب‌های خودیاری، مانند راز (روندا برن)، مفاهیمی مانند «قانون جذب» را ترویج می‌کنند که ادعا دارد صرفا با تفکر مثبت می‌توان موفق شد. اما تحقیقات روان‌شناختی نشان می‌دهند که خوش‌بینی افراطی بدون برنامه‌ریزی واقع‌بینانه  به ناامیدی و شکست منجر شود.

 مثال ۲: انتشار اطلاعات نادرست در شبکه‌های اجتماعی
امروزه، پلتفرم‌هایی مانند تیک‌تاک و اینستاگرام، ترندهای شبه‌روانشناسی مانند «جذب ثروت با ذهن» یا «همه افراد سمی، خودشیفته هستند» را گسترش می‌دهند. در حالی که برخی از این  مسائل ممکن است ریشه‌ای در روانشناسی و روانکاوی داشته باشند، اما ساده‌سازی بیش از حد آن‌ها می‌تواند باعث برداشت‌های نادرست از سلامت روان  گردد.

مثال ۳: شیوه‌های نادرست در کسب‌وکار و مدیریت منابع انسانی
برخی سازمان‌ها هنوز از مدل‌های روانشناسی نادرست مانند «برتری نیمکره راست یا چپ مغز» برای تعیین نقاط قوت کارکنان استفاده می‌کنند، در حالی که تحقیقات عصب‌شناختی  این باور را رد کرده و نشان داده‌اند که هر دو نیمکره مغز در تمام وظایف شناختی با هم کار می‌کنند.


راهکارها: چگونه آگاهی را افزایش دهیم؟

 ترویج سواد علمی
استیون هاوکینگ در این باره می‌گوید:
"بزرگ‌ترین دشمن دانش، نادانی نیست؛ بلکه توهم دانش است."
آموزش مردم درباره سوگیری‌های شناختی و روانشناسی علمی می‌تواند از گسترش شبه‌روانشناسی جلوگیری کند.

مدارس و دانشگاه‌ها باید  روش علمی را در برنامه درسی خود بگنجانند.

 تفکر انتقادی در آموزش و محیط‌های کاری

  • مدارس و دانشگاه‌ها باید دوره‌هایی در زمینه تفکر انتقادی علمی ارائه دهند.
  • شرکت‌ها باید از ارزیابی‌های روانشناسی مبتنی بر شواهد تجربی برای استخدام و آموزش کارکنان استفاده کنند.  سازمان‌ها باید از آزمون‌های شخصیتی معتبر مانند Big Five (مدل پنج عاملی شخصیت) به‌جای MBTI (مایرز-بریگز) استفاده کنند.

 راستی‌آزمایی و مسئولیت رسانه‌ها

  •  شبکه‌های اجتماعی باید محتوای روانشناختی تأییدشده را ترویج دهند.
  • استفاده از دانشمندان و روانشناسان متخصص برای تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی
  • تشویق مردم به شک‌ و پرسشگری هنگام برخورد با کتاب‌های خودیاری و تست‌های شخصیت غیرمعتبر.
  • خبرگزاری‌ها و رسانه‌های عمومی باید مسئولانه عمل کرده و از انتشار اطلاعات بی‌پایه در حوزه روانشناسی خودداری کنند.
  • استفاده از الگوریتم‌های هوشمند برای شناسایی و کاهش انتشار محتوای شبه‌روانشناسی
افزایش نقش دولت و نهادهای علمی در مبارزه با   روانشناسی  شبه علمی

 وضع قوانین و مقررات سخت‌گیرانه‌تر

  • جلوگیری از تبلیغات فریبنده در حوزه روانشناسی و ممنوعیت تبلیغ آزمون‌های غیرعلمی.
  • مجازات مؤسساتی که از روش‌های نادرست برای مشاوره‌های روانشناسی و استخدام استفاده می‌کنند.

 ایجاد مراکز ارزیابی علمی برای روش‌های روانشناسی

  • راه‌اندازی مراکزی برای بررسی علمی روش‌های روانشناختی و ارائه تأییدیه‌های علمی برای آزمون‌های روانشناسی.
  • ایجاد سامانه‌های گزارش‌دهی عمومی برای مقابله با افراد و مؤسساتی که اطلاعات نادرست در حوزه روانشناسی منتشر می‌کنند.

٤٣٠,٥٥٢
طلایی
٥٠
نقره‌ای
٤,١٧٧
برنزی
٨,٧٢٨
تاریخ
١ ماه پیش

برای آگاه کردن مردم نسبت به خطرات روانشناسی شبه‌علمی و جلوگیری از تصمیم‌گیری‌های نادرست در زندگی شخصی و حرفه‌ای، می‌توان از روش‌های زیر استفاده کرد:

روش‌های آگاهی‌بخشی:
  1. آموزش انتقادی:
    • تفکر انتقادی: آموزش افراد به تفکر انتقادی و ارزیابی شواهد علمی برای درک تفاوت بین علم و شبه‌علم.
    • مطالعه علمی: تشویق به مطالعه منابع علمی معتبر و درک روش‌های تحقیق علمی.
  2. مشارکت در رسانه‌ها:
    • مقالات و مقاطع ویدیویی: انتشار مقالات و ویدیوهای آموزشی در رسانه‌های اجتماعی و وبسایت‌ها برای توضیح خطرات شبه‌علم.
    • مصاحبه با کارشناسان: مصاحبه با روانشناسان و کارشناسان برای توضیح تفاوت‌های بین روانشناسی علمی و شبه‌علمی.
  3. برنامه‌های آموزشی:
    • دوره‌های آموزشی: ارائه دوره‌های آموزشی در مدارس و دانشگاه‌ها برای آموزش تفکر انتقادی و درک علم.
    • کارگاه‌های عمومی: برگزاری کارگاه‌های عمومی برای آموزش به عموم مردم.
  4. ترویج علم مبتنی بر شواهد:
    • پژوهش‌های علمی: ترویج و انتشار نتایج تحقیقات علمی در روانشناسی.
    • مثال‌های عملی: ارائه مثال‌های عملی از خطرات شبه‌علم در روانشناسی.
  5. جلوگیری از ترویج شبه‌علم:
    • نظارت بر رسانه‌ها: نظارت بر رسانه‌ها و پلتفرم‌های اجتماعی برای جلوگیری از ترویج شبه‌علم.
    • حذف محتوای شبه‌علمی: تلاش برای حذف یا محدود کردن محتوای شبه‌علمی از پلتفرم‌های آنلاین.
  6. همکاری با متخصصان:
    • همکاری با روانشناسان: همکاری با روانشناسان و متخصصان برای ترویج علم و جلوگیری از شبه‌علم.
    • توصیه‌های کارشناسی: ارائه توصیه‌های کارشناسی برای استفاده از روش‌های علمی در روانشناسی.

با استفاده از این روش‌ها می‌توان به مردم کمک کرد تا بین علم و شبه‌علم تفاوت قائل شوند و از تصمیم‌گیری‌های نادرست در زندگی شخصی و حرفه‌ای جلوگیری کنند.

منابع:
  1. https://www.chetor.com/259661-شبه-علم/ 
  2. http://www.buali.ir/fa/news/866/روانشناسی-شبه-علم 
  3. https://www.isna.ir/news/99082718254/شبه-علم-در-روانشناسی-چه-می-کندhttps://elc.care/روانکاوی-علم-یا-شبه-علم/https://fa.wikipedia.org/wiki/شبه‌علمhttps://ravanamooz.ir/blog/آیا-روانشناسی-علم-است/https://jivegi.school/products/Psychologyhttps://www.darmankade.com/blog/is-psychology-a-science/

٤٧٨,٢١٧
طلایی
٣٩٦
نقره‌ای
٥,١٣٩
برنزی
٣,٤٧٥
تاریخ
١ ماه پیش

آگاهی‌بخشی درباره خطرات روان‌شناسی شبه‌علمی (Pseudo-Psychology) و تأثیرات آن بر تصمیم‌گیری‌های شخصی و حرفه‌ای، نیاز به یک رویکرد چندوجهی دارد که شامل آموزش، اطلاع‌رسانی، و ترویج تفکر نقادانه است. در ادامه، چند راهکار عملی ارائه می‌شود:


۱. ارتقای سواد علمی و تفکر نقادانه
  • آموزش مهارت‌های تفکر انتقادی، ارزیابی منابع، و تحلیل داده‌ها در مدارس و دانشگاه‌ها.
  • برگزاری کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی درباره روش‌های علمی در روان‌شناسی.
  • معرفی روش‌های تشخیص شبه‌علم، مانند:
    • نبود مطالعات معتبر علمی
    • استفاده از اصطلاحات مبهم و بدون تعریف دقیق
    • تاکید بیش از حد بر شواهد حکایتی (Anecdotal Evidence)
    • عدم تکرارپذیری نتایج در تحقیقات مختلف

۲. استفاده از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی
  • ایجاد محتواهای روشنگرانه در قالب ویدئو، پادکست، اینفوگرافیک، و مقاله‌های کوتاه در شبکه‌های اجتماعی.
  • مبارزه با اطلاعات نادرست با ارائه تحلیل علمی درباره موضوعات رایج شبه‌علمی مانند تست‌های شخصیت غیرمعتبر (مثلاً MBTI در فرم غیرعلمی)، NLP، قانون جذب، انرژی درمانی، و سایر باورهای نادرست.
  • همکاری با اینفلوئنسرهای علمی و متخصصان روان‌شناسی برای خنثی‌سازی تبلیغات شبه‌علمی.

۳. مقابله با شبه‌علم در محیط کار و سازمان‌ها
  • طراحی دوره‌های آموزشی در محیط‌های کاری برای آموزش کارکنان در مورد تست‌های شخصیت معتبر، روان‌شناسی سازمانی علمی، و تأثیر سوء باورهای شبه‌علمی در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی.
  • استفاده از متخصصان روان‌شناسی علمی برای ارزیابی و استخدام کارکنان، به جای تکیه بر تست‌های غیرمعتبر.

۴. قانون‌گذاری و نظارت بر ادعاهای شبه‌علمی
  • درخواست از نهادهای مسئول برای نظارت بیشتر بر تبلیغات و دوره‌های آموزشی که ادعاهای غیرعلمی در حوزه روان‌شناسی مطرح می‌کنند.
  • افزایش آگاهی عمومی درباره مؤسسات و افراد غیرمتخصص که از عنوان "روان‌شناس" سوءاستفاده می‌کنند.

۵. تشویق مردم به ارجاع به منابع معتبر
  • معرفی منابع علمی معتبر مانند مقالات پژوهشی، کتاب‌های علمی، و دوره‌های تاییدشده توسط نهادهای معتبر (مانند انجمن روان‌شناسی آمریکا APA و سازمان بهداشت جهانی WHO).
  • توصیه به استفاده از روان‌شناسان مجاز با مجوزهای رسمی به جای مراجعه به کوچ‌های بدون صلاحیت علمی.

جمع‌بندی

با ترکیب آموزش، رسانه، قانون‌گذاری، و استفاده از منابع معتبر، می‌توان گام‌های موثری برای کاهش اثرات روان‌شناسی شبه‌علمی برداشت و مردم را از تصمیم‌گیری‌های نادرست در زندگی شخصی و حرفه‌ای بازداشت.

١,٦٦٣
طلایی
٢
نقره‌ای
٤٨
برنزی
٤
تاریخ
١ ماه پیش

 شبه روان‌شناسی یا روانشناسی شبهه علمی علم روان‌شناختی است که با پشتیبانی تجربی پشتیبانی نمی‌شود. در اصل، این اطلاعات نادرست است. برخی از درمان‌ها از ارزیابی‌های شخصیتی گمراه‌کننده و دیگر مفاهیم شبه روان‌شناختی استفاده می‌کنند که ممکن است به طور کلی به افراد آسیب برساند. متاسفانه شبه روانشناسی عمدتاً به دلیل اینترنت به طور تصاعدی در دنیای مدرن خطرناک تر می شود و می تواند تهدیدی قابل توجه برای رفاه اجتماعی ما باشد.

با رشد اینترنت، فیلتر کردن منابع غیرقابل اعتماد دشوار می شود. البته، سایت‌هایی مانند بریتانیکا و دامنه‌های “.gov” اطلاعات قابل اعتمادی را ارائه می‌دهند، اما میلیاردها وب‌سایت دیگر نیز وجود دارند که اطلاعات نادرست ارائه می‌دهند. از آنجایی که افراد بیشتر در معرض اطلاعات تایید نشده قرار می گیرند، در معرض آسیب روانی قرار می گیرند. شاید فکر کنید که فقط اینترنت پر از اطلاعات جعلی است، اما می توانید در دنیای فیزیکی نیز در معرض اطلاعات غیرقابل اعتماد قرار بگیرید. بسیاری از کتاب‌های آموزنده محبوب در کتابفروشی به نفع افراد نیستند، بلکه برای منافع خود ناشر به فروش می‌رسند.

اعمال مداوم شبه روانشناسی منجر به خطر بالقوه برای اعمال واقعی روانشناختی می‌شود. به عنوان مثال، تصمیم گیری برای مردم سخت تر خواهد شد که چه چیزی واقعی است یا غیر واقعی است. بیایید بگوییم که شما به دنبال سریع‌ترین خودروی جهان هستید و اینترنت می‌گوید که این La Ferrari است، نه کونیگزگ. اگر دانش خودرویی ندارید، به این فکر خواهید کرد که لا فراری سریع‌ترین خودرو است. این مرز بین علم روانشناسی واقعی و شبه علم است که شوربختانه در حال مبهم شدن است و تشخیص اینکه چه چیزی قابل اعتماد است برای عموم دشوارتر شده است.

علاوه بر این،  روانشناسی شبهه علمی کلیشه ها و انگ‌های مضر ایجاد می‌کند. بسیاری از شیو‌ های شبه روانشناختی مانند نمودار شناسی یا طالع بینی، تعمیم های غیر واقعی درباره شخصیت و رفتارهای ما را ترویج می کنند. تا به حال در مورد علائم زودیاک شنیده اید؟ آنها ممکن است سرگرم کننده به نظر برسند تا زمانی که با استفاده از ویژگی های سطحی افراد، تبعیض بیش از حد ساده ای را علیه آنها ایجاد کنند. همانطور که تصورات غلط و کلیشه ای بیشتر و بیشتر می شود، طبیعی است که مردم شروع به تبعیض بیشتر کنند و نتایج نادرستی به دست آورند.

شبه روانشناسی علیرغم معایبش، برای افرادی که نیاز به آرامش عاطفی دارند جذابیت دارد. وقتی سطح استرس یک فرد خیلی زیاد است، گاهی اوقات ترجیح می‌دهد به جای مقابله مستقیم با آن، شبه روانشناسی را تمرین کنید. در این سناریو، این نوع استدلال علمی نادرست به عنوان مکانیزم مقابله ای برای افرادی که در وضعیت روحی بدی هستند استفاده می شود. علاوه بر این، اگرچه برخی از اعمال آیین‌های فرهنگی علمی نیستند، اما همچنان به افراد کمک می‌کنند تا به شکلی کاذب آرامش پیدا کنند و استرس را رها کنند.

تأثیر شبه روانشناسی به همین جا ختم نمی شود. درمانگران از مفهومی به نام «حافظه بازیابی شده» برای «شفای» بیماران بدون داشتن هیچ گونه روش پشتیبانی استفاده می کنند. برای توضیح بیشتر، حافظه سرکوب شده مفهومی است که توسط شبه روانشناسی رایج شد. این موضوع توسط مطالعات متعدد بی اعتبار شده است، با این حال مردم هنوز به آنها اعتقاد دارند و فکر می‌کنند که می توانند از طریق این روش های مشکوک از اختلالات روانی مانند PTSD بهبود یابند. چنین چیزی برای افرادی که از نظر روانی آسیب دیده اند بسیار خطرناک است زیرا می تواند منجر به پریشانی عاطفی و سردرگمی غیر ضروری شود.

در دنیای امروزی، دسترسی به اینترنت، انتشار محتوای شبه روان‌شناسی را آسان‌تر می‌کند. پلتفرم های رسانه های اجتماعی اغلب بدون تحقیق مناسب ادعاهایی را مطرح می کنند. در طول همه‌گیری COVID-19، فیس‌بوک به دلیل پست‌هایی که داروهای اثبات‌نشده‌ای مانند هیدروکسی کلروکین یا سفیدکننده را تبلیغ می‌کردند، با نفرت زیادی مواجه شد. در X، پستی وجود داشت که می‌گفت COVID-19 یک فریب است یا به فناوری 5G مرتبط است. همه پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، تیک‌تاک و واتس‌اپ ادعاهای هشداردهنده و تایید نشده‌ای درباره خطر ابتلا به ویروس دادند.

همانطور که دنیای اینترنت به رشد خود ادامه می دهد، ما باید برای مبارزه با شبه روانشناسی در آموزش خود سرمایه گذاری بیشتری کنیم. تمرکز بر مهارت های تفکر و ترویج حقایق علمی در پشت همه ادعاهای مطرح شده در اینترنت می تواند از جوامع ما محافظت کند. مدارس و دانشگاه های ما باید بر اهمیت شواهد معتبر تاکید کنند. کمپین های آگاهی عمومی نیز می توانند با نشان دادن خطرات اطلاعات نادرست و تشویق مردم به کمک گرفتن از متخصصان کمک کنند.

شبه روانشناسی ممکن است پاسخ‌های سریع و آسانی به سوالات پیچیده‌ای که داریم ارائه دهد، اما تجربیات آسیب‌زای گذشته ما را اصلاح نمی‌کند یا حقیقت را به ما نمی‌گوید که مثلا سریع‌ترین خودرو کدام است. ما باید اطلاعات نادرست را بشناسیم تا از خود در برابر کلیشه‌های مضر و روش‌های شبه روان‌شناختی که منجر به پیامدهای مخرب می‌شود محافظت کنیم.

* مرجع انگلیسی: سایت 👇

https://uhsswordandshield.com/32195/opinion/how-pseudo-psychology-affects-our-society/
٤٥,٢٠٦
طلایی
٥٥
نقره‌ای
١,٠١٩
برنزی
٣٠٦
تاریخ
١ ماه پیش

 با راهکارهای زیر  میتوان  نسبت به خطرات  روانشناسی شبه‌علمی  (Pseudo-Psychology) آگاه کرد تا از تصمیم‌گیری‌های نادرست در زندگی شخصی و حرفه‌ای جلوگیری کنند:

آموزش تفکر نقادانه وبالا بردن سطح علمی:


آموزش و ارتقاء مهارت‌های تفکر انتقادی در افراد به آنها کمک می‌کند تا بتوانند اطلاعات را به دقت تجزیه و تحلیل کرده و نسبت به ادعاهای غیرمعتبر شک کنند. این می‌تواند شامل سوال کردن از منابع، مقایسه اطلاعات و آزمون پذیری و تکرار پذیری مباحث و به کاربردن پژوهش های معتبر جهانی و شواهد علمی ثابت شده در زمینه روانشناسی باشد.
 

شفاف‌سازی تفاوت روانشناسی علمی و شبه‌علمی:

ارائه‌ی نمونه‌هایی از باورهای نادرست مانند تست‌های شخصیت غیرمعتبر (مثل MBTI)، روانشناسی رنگ‌ها، زبان بدن بیش از حد ساده‌سازی‌شده، و روش‌های درمانی تأیید نشده.

نشان دادن پیامدهای منفی شبه‌علم، مانند اتلاف وقت و هزینه، تصمیم‌گیری‌های غلط در روابط و کسب‌وکار، یا اعتماد به درمان‌های نامعتبر.

مقابله با اطلاعات نادرست در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی:

ایجاد محتوای آموزشی جذاب مانند اینفوگرافیک، ویدئوهای کوتاه، پادکست و مقالات ساده برای توضیح خطرات شبه‌علم.

افشاگری درباره منابع نامعتبر و ترویج صفحات علمی معتبر در فضای مجازی.
 

آموزش و اطلاع‌رسانی همگانی: برگزاری کارگاه‌ها، سمینارها و دوره‌های آموزشی برای عموم مردم در مورد عواقب و شناخت روانشناسی شبه‌علمی. این آموزش‌ها می‌توانند شامل مقالات، کتاب‌ها و ویدئوهای آموزشی باشند. 

انتشار منابع معتبر: توزیع کتاب‌ها و مقالات علمی که به تفصیل درباره تمایز بین روانشناسی علمی و شبه‌علمی صحبت می‌کنند. می‌توان از متخصصان روانشناسی برای نوشتن و تولید محتوای دقیق و معتبر دعوت کرد. 
استفاده از رسانه‌ها: بهره‌گیری از رسانه‌های اجتماعی و دیگر پلتفرم‌های ارتباطی برای انتشار اطلاعات درست و علمی درباره روانشناسی. می‌توان با تولید محتوای جذاب و قابل فهم، افراد را به شناخت بهتر تشویق کرد. 

تشویق به مشاوره با افراد مجرب: تأکید بر اهمیت مشاوره با روانشناسان و متخصصان مجرب به جای اتکا به روش‌ها و دیدگاه‌های غیرعلمی. افراد باید دانسته‌های لازم را در مورد اینکه چه زمانی و چگونه باید به متخصصان مراجعه کنند، کسب کنند. 

تجربه شخصی و داستان‌های واقعی: به اشتراک‌گذاری تجربیات واقعی افرادی که تحت تأثیر روانشناسی شبه‌علمی قرار گرفته‌اند می‌تواند تأثیر بیشتری نسبت به داده‌های علمی داشته باشد. این تجربیات می‌توانند به دیگران کمک کنند تا خطرات این نوع از روانشناسی را بهتر درک کنند. 

ایجاد گروه‌ها و شبکه‌های حمایتی: تشکیل گروه‌ها و انجمن‌هایی که در آنها افراد می‌توانند در مورد تجربیات و اطلاعات خود در زمینه روانشناسی تبادل نظر کنند و به یکدیگر کمک کنند تا از تصمیم‌گیری‌های نادرست پرهیز کنند. 
 

١,٧٥٩
طلایی
١
نقره‌ای
٣٩
برنزی
٧
تاریخ
١ ماه پیش

پاسخ شما