تراز ارزش کار انسان
از نگاه دوستان آیا ارزش کار یک بازیکن فوتبال بیشتر است یا یک رفتگر؟
ما در کجای عدالت و دادگری بهسر میبریم؟!
١٠ پاسخ
از دیدگاه من، هر کاری در جهان که بیشتر از کار دیگر به بهبود حال و اوضاع جهان منجر بشه، کار ارزشمندتری است. خواه این کار فوتبال باشه یا رفتگری یا نجاری یا مهندسی یا هر کار دیگر. ویژگی اصلی در دیدگاه من برای والاتر بودن جایگاه اون کار، میزان تاثیرگذاری و فایدهداشتن اون کار برای جهان است.
برداشت و نگاه من اینه که خرد جمعی برای این موضوع تصمیم می گیره. یعنی می خوام بگم من به خرد جمعی و آگاهی جمعی کل مردم اعتماد دارم. اگه آگاهی مجموع مردم داره نشون میده فوتبال سودمندتره، در دنیای امروز حتما فوتبال سودمندتره و اگه تصمیم میگیره رفتگری سودمندتره، پس حتما همونه.
به گمان من بجای خرد و آگاهی بهتره بگیم گرایش یا خواست مردمی، خرد و آگاهی همیشه دارای بار مثبته ولی گرایش و خواست میتونه مثبت یا منفی باشه. درباره گرایش به فوتبال از دید من این همه گرایش بیشتر از اینکه بخواد مثبت باشه منفیه،
جدای از اون همه فساد مالی و اخلاقی که در فوتبال هست و بی گمان توجه فراوان جوانان به این ناورزش باعث هم افزایش و هم سرپوش گذاشتن روی این فساد میشه این ناورزش درواقع ابزاریه برای یک حکمرانی ناکارآمد برای سرگرم کردن بیهوده جوانان برای دور شدن از واقعیت جامعه و چالشهای ژرف و بیشمار کشور ماست، دربنیاد یه جور اعتیاد یا یک نیاز دروغین برای جوانان درست کرده اند که آنها کمتر لرصت درگیر شدن با ناکارآمدی های این حکومت را پیدا کنند.
خیر من آگاهی رو مثبت یا منفی نمی دونم. هر میزان از درکی که امروز و الان مردم از جهان دارند میشه سطح آگاهی اونها تا امروز. هر جا و هر اندازه که باشه. من براش بار مثبت و منفی قائل نیستم. همین که شما دارید فساد مالی و اخلاقی رو تشخیص میدید ( و احتمالا الان خیلی های دیگه هم فهمیدن هرچند تعدادشون به کل کم باشه ) نشان از بالاتر اومدن سطح آگاهی جمعی ما انسان هاست و همین درک هاست که منشا آگاهی های بیشتر و بهبود اوضاع میشه.
خب هرآینه آگاهی در ذات خودش چیز مثبتیه نه منفی؛ آگاهی انسان از جهان پایه و بنیاد دانشه و دانش پایه ی خرد و فرزانگی. پس آگاهی، دریافت درست و راست از جهانه، اگر این دریافت درست نباشه که دیگه آگاهی نیست پایه دانش و خرد نیست، پندار و گمان و خرافات یا دانشنما ( شبه علم ) ست. آری دانستن فساد در فوتبال گونه ای آگاهی است ولی اگر کسی این ورزش را پاک از اینگونه چالش ها بداند ( بااینکه پر از ناراستی ست ) این دیگر آگاهی نیست توهم است.
درست و غلطی در جهان وجود ندارد از دیدگاه من و هرچه هست زاییده ذهن انسان هاست. اگر کسی این ورزش را پاک از این چالش ها بداند به این معنی است که سطح آگاهی و فهم او در آن حد بوده است. کسی نمیتواند تعیین کند چه چیزی توهم است و چه چیزی واقعیت. هر انسانی حقیقت درون خودش را دارد که از واقعیت جداست. به میزانی که خرد جمعی ما انسانها به فهم واقعیت ها نزدیکتر میشه، سطح آگاهی جمعی ما هم بالاتر میره.
شما اگر برین باور باشید که درست و نادرستی در جهان نیست که دیگر اون پرسش منم پرسش بیهوده ای خواهد بود!
مگه میشه درست و نادرست نباشه و هرچه هست زاییده ذهن ما باشه؟ خدای نکرده اگر کسی به شما بی احترامی کرد یا دزدی و هزار کار نادرست دیگه کرد شما حق اعتراض و شکایت دارید چرا؟ چون ترازو و سنگ محک درستی و نادرستی برای انسان از آغاز آفرینش او تا پایان جهان همیشه یکسان و دگرناپذیر است مگر برای کسانی که ثروت و قدرت بیش از حد و ناروا چشمان حق بین شون را کور کرده باشه
مانند فوتبالیستی که گمان می کند ثروت بیش از اندازه اش او را مجاز به هر کار و سخنی می کند.
پس اون آدم بزهکار و سرکش نمی تواند دلیل آورد درستی و نادرستی چیزی ذهنی ست و کار من از نگاه خودم درست بوده پس سزاوار کیفر نیستم! هرچند ذهن انسان توانایی آراستن نادرستیها و وانمود کردن به درستی را دارد ولی فقط برای خودش، در پیوند با دیگران سزاوار کیفر می شود.
درود،این پرسش خیلی عمیق و مهمیه، چون به ارزشگذاری اجتماعی، عدالت و حتی فرهنگ جامعه برمیگرده، اما چرا این تفاوت وجود دارد؟!
بازیکنان فوتبال، معمولاً به دلیل محبوبیت ورزش، درآمدزایی بالا برای باشگاهها و رسانهها، و تأثیرگذاری بر افکار عمومی، حقوق و مزایای زیادی دریافت میکنند.
رفتگران (و بسیاری از مشاغل ضروری دیگر) اگرچه نقش مستقیم و حیاتی در سلامت، نظافت و نظم جامعه دارند، اما به دلیل عدم توجه رسانهای و درآمدزایی مستقیم، کمتر دیده و قدردانی میشوند.
این تفاوت بیشتر به ساختار اقتصادی و فرهنگی جامعه برمیگرده، نه به ارزش واقعی کار افراد.
عدالت و دادگری، این معقوله در کجای این ماجرا واقع شده؟!
عدالت اجتماعی میگوید هر فرد باید بر اساس تلاش، تأثیر و نیازهای جامعه، حقوق و احترام متناسب دریافت کنه، اما در عمل، بسیاری از مشاغل ضروری (مثل معلمان، پرستاران، رفتگران) حقوق و احترام کمتری نسبت به مشاغل سرگرمیمحور (مثل فوتبال) دریافت میکنند، این موضوع نشاندهنده عدم تعادل در نظام ارزشگذاری جامعه است.
خب چه میتوان کرد؟آگاهیبخشی، صحبت کردن در مورد اهمیت مشاغل ضروری و قدردانی از آنها، تغییر فرهنگی، حمایت از سیاستهایی که حقوق و مزایای منصفانه برای همه مشاغل فراهم کنه، قدردانی فردی که این قدردانی حتی با یک تشکر ساده از رفتگران، معلمان و دیگران میتونه تأثیرگذار باشه.
انسانها تال (در طول) تاریخ با هم با عدالت و آنگونه که شایسته و بایسته هست برخورد نکردن. براستی عدالت به چم برابری و همسنجیست نه رفاه انبوهی هرزه در هازه (جامعه).
نمیگم کسانی که از نوجوانی پی خوشی بودن و آنچه باید رو نکردن و در هازه به جایگاهی نرسیدن و کارگر شدن باید هم سنج با بزرگان باشن ولی باید یک رفاه فراخوری داشته باشن.
چکیده سخن اینکه من به عدالت میان انسان ها باور ندارم و از دیدم تا اکنون نه عدالتی میانشون برپا بوده، نه هست و نخواهد بود و حکومتی هم نخواهد توانست آنچنان که بایستهست عدالت رو بر پا کنه. انسانها همواره پی مزهها (لذتها) خواهند بود و همه راهها رو آزمایش خواهند کرد و به گونههای فساد دچار خواهند شد و سرانجام خسته و درمانده واخواهد ماند و جهان به تباهی و فساد کامل خواهد رسید.
پیامبر (ص): روزگاری خواهد آمد که دین خدا تکه تکه خواهد شد. سنت من در نزد آنان بدعت و بدعت در نزد آنان سنت باشد، بزرگان دین در نزد آنان فریبکار و حیلهگر خوانده میشوند و مکاران، موجه و وزین نامیده خواهند شد. مؤمنین، خوار و حقیر شمرده میشوند و فاسقین محترم و ارزشمند! کودکان گستاخ و پلید و زنان بیشرم و به دور از عفت و حیا خواهند بود. در آن دوران، خداوند باران به هنگام و رشد دهنده را از آنان دریغ سازد و به باران نابهنگام و مخرب مبتلا شوند».
براستی که بسیاری از اینها رو دیدیم و در آخرالزمان میزیستیم.
تنها چاره تمام مشکلات ظهور صاحب الزمان امام مهدی (عج) روحی فداه هست که کارگشا و پاک کننده همه فسادها از روی زمینه.
حضرت محمد (ص): فتنه هايی چون پاره هاى شب تاريك و ظلمانی. صبحگاهان مرد مؤمن است و به هنگام غروب كافر. گروهى دين خود را به بهاى ناچيز و متاع اندك میفروشند. كسی كه در آن روز
به دين خود چنگ زده و پاى بند است، همانند كسی است كه گلوله اى از آتش را در دست گرفته يا بوته اى از خار را در دست میفشرد.
امام حسين(روحی فداه) عليه السلام :
در بيان آنچه هنگام ظهور امام زمان عليه السلام رخ می دهد : بركت از آسمان به سوى زمين فرو می ريزد، تا آن جا كه درخت از ميوه فراوانی كه خداوند در آن می افزايد، می شكند.(مردم) ميوه زمستان را در تابستان و ميوه تابستان را در زمستان می خورند و اين معناى سخن خداوند است كه: (و اگر مردمِ آبادى ها ايمان می آوردند و تقوا پيشه میكردند، بركت هايی از آسمان و زمين به روى آنان می گشوديم، ليكن تكذيب كردند).
مختصر بصائر الدرجات، ص 51
چکیده سخن اینکه چیزی با ارزشتز از جهان پایا و جاودان نیست و با چیزی قابل جایگزینی نیست که انسان بخواد دین و ایمانش رو با لذتی زودگذر دگش (معاوضه) کنه و عدالت رو ناچیز بفروشه. امیدوارم انشاءالله همه ما با عدالت و مومنانه زندگی کنیم و از یاران خاتم الاوصیاء نور آل محمد(ص) ولی خدا صاحب الزمان (عج) باشیم.
اللهم عجل لولیک الفرج.
در این جهان آن اندازه سخنان و جستار های بی ارزش را برای مردم درست می کنند و مردم را {بازی می دهند} که آدم خودش را هم فراموش می کند
پنالتی بازی دو تیم رو یک داور نگرفته.آن اندازه توی تارنما ها و رسانه ها پخش میشه که آدم دیوونه میشه.
ولی اگر یه چیز با ارزشی بود گُم میشه،اگر کسی سخن با ارزشی را بر زبان آورد،دیده نمیشه.
یا بهمان بازیگر رفته چیکار کرده،اون فوتبالیست چیکار نکرده...... همیشه چیزهای {بیرون از چارچوب و کم ارزش}
مردم هم سرشان گرم به این چیز هاست.و اینکه مردم هم بدجور خوی می گیرند(عادت می کنند). پاییز که شد هوا سرد شد،اون روزها ناله و نفرین می کنند که این چه هواییه و .... ولی 10 روز که بگذره،همه چیز برایشان چندباره(تکرار) می شود و دیگر فراموش می کنند....
یا خودشان را زدند اون دَر یا اینکه نمی دانند دارند با آنها بازی می کنند! این روزگاران،روزگانِ {بیرون از چارچوب} نام دارد....
سنجه ای که برای ارزشِ یک کاری گرفته می شود بیشتر {کمک کردن و یاری رساندن به مردم و جامعه} است.
هرچه که کسی کارِ ارزشمند تری برای مردم انجام دهد،آنگاه بهای بیشتری باید به آن پرداخته شود.برای نمونه دانشمندان بزرگی که ما را بسیار پیشرفت دادند(پیش انداختند)،باید بهای بسیاری دریافت کنند.
ولی اینجا یک پرسش دیگر هست:هنر هایی همچون نگارگری،موسیقی،فرهنگ و زبان(ادبیات)...... هستند که گرچه درونمایه یِ پرباری دارند،ولی خب قیمت و ارزش بسیاری دارند.
برای نمونه اگر کسی نگارگری(نقاشی) ای را بکشد با درونمایه یِ {دروغ نگفتن}،آیا با کسی که روی کاغذ بیاید بنویسد:{دروغ نگویید}،آیا کارِ این دو یکسان است؟
درست است که آن نقاشی {زیبا تر} است،ولی خب،چه سودیبیشتری دارد،جز این که تنها برایمان زیبا تر است؟ آیا زیبایی این اندازه ارزشمند است؟
برای همین است که مردم فیلم دیدن را دوست دارند.اگر بخواهیم درونمایه فیلم ها را بنویسیم،شاید یک بند هم نشود.ولی خود فیلم ها بسیار بلند تر هستند و آن درونمایه را زیبا تر به نمایش می گذارند.
درباره یِ {فوتبالیست} و {رفتگر}،{فوتبالیست} زیبایی(شور و شوق) می آورد و {رفتگر} از زشتی جلوگیری می کند،و شوربختانه مردم نخستی(زیبایی آوردن) را به دومی(از زشتی جلوگیری کردن) را برمی گزینند.(اگرچه برای نمونه فوتبالیست ها می توانند ورزش را در میان مردم رواگمند کنند..... گرچه در جهان امروزی،چیزهای دیگری از این رخداد جلوگیری می کنند)
به هر روی،گویا ارزشِ کارها،افزون بر نوآوری و پیشرفت دادن فناوری و دانش،به زیبایی و شور آوردن هم بستگی دارد،و گویا {مایه یِ زیبایی شدن} از {جلوگیری از زشتی} بها و ارزش بالاتری میانِ مردم دارد،گرچه فوتبالیست ها هم بیش از آنچه سزاوارش هستند،می گیرند.
بِدرود!
درودوسپاس از پاسختون
پشت این نمای انگار زیبا در فوتبال چه هست؟
جز آلودگی، هرزگی، حق خوری، دروغگویی، درگیری، ناسزاگویی، نابودی بخشی از دارایی کشور و مردم در جیب یک مشت جوان بیسوادِ دوزاری و. . .
روهمرفته با دیدگاهتان همسواَم، اینکه برخی قانونهای فسادزا حکمفرماست و بدتر اینکه گرفتار اجراگران کارنابلد قانون هم شدهایم تا اینجا درست ولی زمینهی سخن من اینها نیست،
من میگم اگر در جایی فساد هست اگر آش فاسدی داره برای مردم پخته میشه چرا ما مردم هم اون آش گندیده رو هممیزنیم و کمک آشپز میکنیم؟
اگر ما هم پشت این فوتبال رو بگیریم یعنی که ما هم با فسادگران همدستیم، نمیتونیم تنها فسادگران رو سرزنش کنیم و خودمون رو کنار بکشیم و پاک بدونیم.
فوتبال ما یکجور دزدی که نه، خودِ دزدی است از جیب مردمی که سنگشو به سینه میزنند یا نمیزنند.
پس منی که از دزدی، اختلاس، فساد و.. بدم میاد کمترین کاری که از دستم برمیاد اینهکه باید همبازی در این بازار فریب و خر داغکنی نباشم وگرنه شریک گناه خرداغکنها و کلاهبردارها خواهم بود.
در کل فوتبال در جهان حتا همونجاهایی هم که قانونمند انجام میشه درواقع یه کلاه گشاده سر مردم،
نگاهها و حواسهای مردم و رسانهها رو پرت میکنه تا یه جای دیگه یک گندی درست کنند برای خودشون.
سپاس از شما
به نظر من شما اگه بخواین ریشه فساد در فوتبال (یا در هر مورد دیگه ای که گرفتار فساده) رو در ایران بررسی کنید آخرش به این نتیجه میرسید که قوانین در ایران به گونه ای تدوین شده که تولید فساد میکنه، یعنی خودِ قانون بستر تولید فساده! وقتی میگن ایران گرفتار فساد سیستماتیکه منظور اینه که قوانینی در ایران حاکمه که فسادزاست و در عین حال به بهانه های واهی و مطابق بر نظر اقلیتِ جامعه غیرِ قابل تغییر!!
اینکه اگه رفتگر نباشه چه اتفاق بدی می افته و اگه فوتبال نباشه هیچ اتفاق بدی نمی افته شاید فقط مربوط به ایران نباشه بلکه در همه ی جوامع دنیا صدق کنه حتی جوامع نسبتا سالم. برخی کالاها مثل آب و غذا جزو کالاهای حیاتی اند و اگه نباشن شاید بشر بیش از یه هفته دووم نیاره ولی بعضی کالاها جزو کالاهای لوکسند مثل جواهرات. ولی آیا درآمد یک کشاورز بیشتر از درآمد یک طلافروشه؟ در شرایط بحران و قحطی کدوم شغل اول کنار گذاشته میشه؟ و آیا درسته یه نفر که به نون شب محتاجه مثل یه ثروتمند سر تا پای خودش رو طلا بگیره؟ تو ایران بنا بر منفعتِ ملت تصمیمگیری نمیشه. یکی، یه جایی، یه سرمایهی شخصی ای رو با هزینه کردن ثروت ملت به این طریق بدست میاره که به ملتم هییچ ربطی نداره! و مسئولیه که هیچ وقت مورد سوال قرار نمیگیره!
درود
سپاس از کاربران پاسخگو
شما گفتید مگه چند درصد مردم توانمندی و استعداد فوتبال دارند؟
سخن شما درسته ولی نه برای فوتبال ما و خواسته من هم از این پرسش، بیشتر نگرنده به وضعیت ناهنجار فوتبال خودمونه نه جهان.
من کاری به اینکه در دیگر کشورها چگونه بازیکن فوتبال گزینش میشه یا چگونه استعدادیابی میکنند ندارم ولی توی کشور ما که دیگه همه میدونند چهخبره! زدوبند و باندبازی، پارتیبازی، پول، سفارش، دلالبازی و...
همهچی هست بجز استعداد و توانمندیو هنر، بعله توی این فوتبال فاسد همه میتونند داوطلب باشند .
برآیندش چی میشه؟ همین فوتبال ضعیفی که میبینیم تو مایههای شوتشوتیبازی زمان بچگی خودمون! چندتا پاس درست نمیتونند به هم بدند، موقعیت گل نمیتونند بسازند اونایی هم که بختکی جلوی پاشون میوفته بیشترش با یه شوت به تاقی فقط باعث سرنگونی ماهوارههای ایلان ماسک شده!
کمترین گل زده در فوتبال ماست، بیشترین فساد در فوتبال ماست، با یه جو تماشاگری بسیار آلوده به دشنام و توهینهای ناموسی به داور و مربی و بازیکن.
مثلن حرفهایه با دستمزدهای چند ده میلیاردی که از جیب همهی ما در خواهد رفت، این همه پول رو توی خوابهای شیرین کودکی یا پندارهای دور و دراز بزرگسالی هم نمیتونیم بینیم برای چه کاری؟
برای دو ساعت تمرین در روز اگر بروند و دو ساعت فوتبال شوت به تاقی در هفته اگر همهاش را رو نیمکت نباشند و بیشتر این بازیکنان کمسواد و بیسواد که الف(علف) را روی زمین دیدهاند و ب(به) را رو درخت حتا نمیتونند اون دستمزد آنچنانی رو به شماره بنویسند ولی خب مثل کرم توی لجن این درآمدهای بیحسابو بیصاحب میلولند و خوشند.
این فوتبال برآیندش نهتنها مثبت نیست که این پول سردررفته و ناروا(حروم) فقط باعث افزایش فساد و هرزگی توی یک قشر وابسته به فوتبال شده که هرازگاهی خبراش درز پیدا میکنه و همین هرزگیها بیگمان سهمی از افزایش تباهی در جامعه و جوانان ما خواهد داشت.
چه شادیی؟ این شادی دروغین که روبروش هم غم و افسردگی برای یک گروه بزرگ دیگهاس که حتا اون جوزدههای نادان رو تا خودکشی هم پیش برده و میبره!
شادیی که مایه ناشاد شدن گروهی دیگر شود با سر در آخور کردن یک چارپا همسان است.
اینها را به هرکس بگویی خواهد گفت نه! من فوتبال ایرانی نمیبینم فقط باشگاههای نمیدونم کدوم ناکجاآباد رو میبینم تو هم همونجا رو ببین!
پس منم نمیدونم این همه هوادارای میلیونی باشگاههای نافرهنگیناورزشی پس کیانند که صدهزار در ورزشگاه، هزاران بیرون ورزشگاه، میلیونها هم پای قاب جادویی توی سر خود میزنند و دشنام میدهند و سکتهی ناقص از سر میگذرانند.
آیا تنهاوتنها جز این است که همین هواداریهای بیخردانه است که مایهی پیدایش آن تباهیها و هرز رفتن سرمایههای انسانی و مالی ما شده و اگر این هواداریهای بیارزش و ناسودمند نباشد آن چالشها و نادادگریهایی که در این زمینه داریم خودبخود حل خواهد شد؟؟؟
اینک من این پرسش را اینگونه پیشمینهم:
اگر این فوتبال(از آنگونهای که ما داریم و با دستمزدهای ماهانه چهار پنج میلیارد کمتر یا بیشتر) نباشد چه خواهد شد؟ کمکمش اینکه اون گرفتاریهای یاد شده را نخواهیم داشت.
و اگر رفتگران(با دستمزد ماهانه ده میلیون کمتر یا بیشتر) نباشند چه خواهد شد؟
آیا پس از یک هفته، دیگر میتوان توی کوچه و خیابان راه رفت یا بوی گند آشغال که خانهها را هم فراگرفته و گسترش بیماریها، آیا دیگر مجال تماشای فوتبال و لذت از هنرنمایی بازیکن حرفهای حتا برای یک فوتبال سالم و قانونمند را برای کسی باقی خواهد گذاشت؟ آیا اصلا مجال زندگی که هیچ، مجال زنده ماندن خواهد ماند؟
به جرات میگویم کار این پیشهگرانی که همهجا نادیده انگاشته میشوند حتا ازکار پزشکان و کارمندان درمان همچو من ارزندهتر است و دستکم باید دستمزدی همتراز دریافت کنند.
داد چیست؟ دادگر کیست؟ خانهی دوست کجاست؟
درود و شاد باش
جهان در ستايش کوروش بزرگ
نام خیابان یا میدان یا رود را به نامش آراسته میکند
و خود کوروش بزرگ در سنگ نوشته پارسوماش خود را پیام آور شادی مردمان میخواند
شادی مردمان یک اجتماع کمی از پاکیزه بودن پیاده رو نیست . چه بسا مهمتر هم هست
سرگرمی مردم در تماشای فوتبال و لذت بردن از آن در گرو فوتبالیست حرف ای هست ک در زمین هنرنمای میکند
و هرکسی توان و استعدا آن هنر را ندار د
اما سپور بودن
با کارهای ک میتوان با کوشش در آن توانمند شد و ب مردم خدمت کرد در راستای پاکیزگی و سلامتی همشانه و مهم است
سپاس از خاک ایران
ارزش کار و چی مشخص میکنه؟
داوطلبان کار رفتگری بیشتر است یا فوتبالیستی؟
چند درصد استعداد فوتبال بازی کردن دارن و چند در صد استعداد رفتگری کردن؟
فوتبال کار بی ثمری هم نیست بالاخره باعث شادی قشر بزرگی از جامعه میشه و شاد بودن تو دنیا شاید از همه چی مهمتر باشه.
اما از نظر عدالت فکر نمیکنم اصلا عدالتی وجود داشته باشه.
با سپاس از پاسختون
پرسش من هم همین بود، من گفته ام [ارزش]، شما گفتید [سود و فایده و اثرگذاری].
اگر سود کاری برای مردم بیشتر و اثرگذاری آن بر جهان مثبتتر باشد پس باارزشتر است.
و درخواست من از دوستان، گفتنِ برداشت خودشون از این دو کار است که از نگاه آنها رفتگری برای مردم سودمندتر است یا فوتبال؟
شاید در نگاه نخست، فوتبال خود را بر جهان [اثرگذارتر] از رفتگری بنمایاند ولی آیا درواقع همین گونه است؟
و اگر اینگونه نیست چرا ما با چنین نَهِشی ( وضعیتی ) روبروییم؟