پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٣٢,٧٤٤)

بازدید
٣٠,٦٦٩
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • تعهد دادن / عهد بستن • ( در کاربرد رسمی و سیاسی ) سوگند یاد کردن / پیمان بستن • ( در کاربرد روزمره ) قول دادن ( به شکلی جدی و رسمی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این ترکیب با Make a promise و Take an oath: Make a promise ( قول دادن ) یک عبارت عمومی و غیررسمی برای تعهد به انجام کاری است. Take ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • با سختی و لنگ لنگان ادامه دادن / به زور سرپا ماندن • ( در کاربرد اقتصادی و سازمانی ) با مشکلات جدی اما به سختی به کار ادامه دادن • ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Go all in و Go all out: Go all in ( همه چیز را روی یک کار گذاشتن ) معمولاً در زمینه های مالی و قمار به کار می رود و بر سر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • با تمام وجود وارد شدن / تمام عیار وارد شدن • ( در کاربرد روزمره ) با حداکثر تلاش یا تعهد کاری را انجام دادن • ( در کاربرد ورزشی و ر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • افسر یونیفرم پوش / افسر نظامی یا انتظامی ( با لباس رسمی ) • ( در کاربرد انتظامی ) مأمور لباس شخصی ( در مقابل مأمور لباس شخصی ) • ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Dock و Berth: Dock ( پهلو گرفتن / لنگر انداختن ) به طور خاص به اتصال کشتی به اسکله اشاره دارد. Berth ( پهلو گرفتن ) به ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • پهلو گرفتن / لنگر انداختن ( کشتی یا ناو ) • ( در کاربرد دریایی ) وارد بندر شدن / به ساحل رسیدن • ( در کاربرد روزمره ) توقف کردن / ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تذکر مهم: این عبارت یک اصطلاح عامیانه، خشن، و گاهی توهین آمیز است و در مکالمات رسمی، نوشتار جدی، یا محیط های محترمانه استفاده نمی شود. کلمه ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • به شدت منفجر کردن / با خاک یکسان کردن • ( در کاربرد عامیانه ) حسابی نابود کردن / به باد دادن • ( در کاربرد مجازی ) به شدت شکست دادن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معنی: کارمند باسابقه / کارمندی که مدت طولانی در یک شرکت یا سازمان کار کرده است مثال: He is a long - term employee of the company. او کارمند باسا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • عادت دادن / خو گرفتن ( به چیزی ناخوشایند یا دشوار ) • ( در کاربرد حقوقی ) به اجرا در آمدن / نافذ شدن ( در مورد قانون یا حق ) • ( ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( اسم ) مایه ی خمیر / خمیرمایه / مخمر • ( اسم ) عامل تغییر یا تأثیرگذار ( در کاربرد مجازی ) • ( فعل ) ورآوردن / تخمیر کردن ( خمیر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Defecate و Urinate: Defecate ( مدفوع کردن ) و Urinate ( ادرار کردن ) اصطلاحات پزشکی، مستقیم، و بالینی هستند. Soil ones ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • خود را کثیف کردن / خود را آلوده کردن • ( در کاربرد غیرمستقیم و مؤدبانه ) خود را نجس کردن / خود را خیس کردن ( ادرار یا مدفوع ) • ( ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Hand over و Turn over: Hand over ( تحویل دادن ) به طور کلی به انتقال فیزیکی یا رسمی یک شیء یا مسئولیت ( اغلب غیررسمی تر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • تحویل دادن / تسلیم کردن ( به شخص یا نهاد دیگر ) • ( در کاربرد حقوقی و رسمی ) واگذار کردن / انتقال دادن ( مالکیت یا کنترل ) • ( در ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: She is an avid reader and finishes a book every week. او یک کتابخوان پرشور است و هر هفته یک کتاب تمام می کند. He is an avid football ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

📌 شمپاد مخفف شناور مدیریت پذیر از راه دور است . در برخی گزارش ها، شناورهای بدون سرنشین آمریکایی از جمله سیل درون ها/saildron با این عنوان معرفی شده ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: • سیل درون ( نام یک شرکت و محصولات آن ) • قایق بی سرنشین بادبانی ( نوعی شناور سطحی خودران ) • پهپاد دریایی بادبانی - خورشیدی 🔸 معن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • ( در کاربرد رسمی ) مسئولیت یا تعهد خود را ایفا کردن • ( در کاربرد اقتصادی ) توانایی پرداخت بدهی ها یا تعهدات مالی خود را داشتن • از ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 نکته: تفاوت این ترکیب با Lose a contract و Be rejected: Lose a contract ( از دست دادن قرارداد ) به از دست دادن یک قرارداد موجود یا بالقوه اشاره د ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • شکست در مناقصه / رد شدن پیشنهاد • ( در کاربرد تجاری و حقوقی ) ناکام ماندن در یک مزایده یا درخواست رسمی • ( در کاربرد سیاسی ) شکست د ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • به جز در اوجِ. . . / خارج از اوجِ. . . • ( در کاربرد خبری ) مگر در شدیدترین یا بحرانی ترین دوره ی. . . • ( در کاربرد عمومی ) به غ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • تصویری ارائه دادن / ترسیم کردن یک وضعیت • ( در کاربرد خبری و تحلیلی ) نشان دهنده ی یک واقعیت یا وضعیت خاص بودن • ( در کاربرد روزمره ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • جمعیت حاضر در گردهمایی • ( در کاربرد سیاسی ) حاضران در کنوانسیون حزبی • ( در کاربرد عمومی ) جمعیت یا مخاطبان یک رویداد بزرگ رسمی 🔸 ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 نکته: تفاوت این اصطلاح با Sit on the fence و Double - dealing: Sit on the fence ( بی طرف ماندن / بی تصمیم بودن ) به معنای عدم انتخاب یکی از دو طر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • در دو جبهه بودن / دو دوزه بازی کردن • به دو گروه یا دو طرف مختلف تعلق داشتن ( یا تعلق خاطر داشتن ) • همزمان با دو طرف مخالف ارتباط ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

وی اِمِنتلی ( با تأکید بر هجای اول ) 🔸 مثال ها: She vehemently denied the allegations against her. او به شدت اتهامات علیه خود را رد کرد. He veh ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Be in control و Be aware: Be in control ( کنترل داشتن ) به تسلط بر یک موقعیت ( اغلب با قدرت و اقتدار ) اشاره دارد. Be ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • بر اوضاع مسلط بودن / همه چیز را زیر نظر داشتن • ( در کاربرد مدیریتی و روزمره ) به روز و آماده بودن / از همه چیز باخبر بودن • ( در ک ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 نکته: تفاوت این صفت با Optimistic و Confident: Optimistic ( خوش بین ) به داشتن نگاه مثبت به آینده اشاره دارد ( عمومی ترین گزینه ) . Confident ( ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 نکته: تفاوت این اصطلاح با Toss - up و Cliff edge: Toss - up ( رقابت ۵۰ - ۵۰ ) به رقابتی اشاره دارد که شانس هر دو طرف برابر است، اما لزوماً حساس و ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 نکته: تفاوت این اصطلاح با Toss - up و Cliff edge: Toss - up ( رقابت ۵۰ - ۵۰ ) به رقابتی اشاره دارد که شانس هر دو طرف برابر است، اما لزوماً حساس و ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 مثال ها: She made a barbed remark about his performance. او یک اظهارنظر نیش دار درباره ی عملکرد او کرد. His barbed retort silenced the room. ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Defeat و Beating: Defeat ( شکست ) یک واژه ی رسمی و خنثی برای باخت در یک رقابت است. Beating ( کتک / باخت ) به شکست سخت ( ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

شِلاکینگ ( با تأکید بر هجای دوم ) 🔸 معادل فارسی: • شکست سنگین / ضربه ی سخت • ( در کاربرد سیاسی و ورزشی ) باخت قاطع و تحقیرآمیز • ( در کاربرد روزمره ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🔸 مثال ها: There is a wide disparity in income between the rich and the poor. شکاف درآمدی بزرگی بین ثروتمندان و فقرا وجود دارد. The report highl ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Close race و Dead heat: Close race ( رقابت نزدیک ) به رقابتی اشاره دارد که در آن اختلاف کم است، اما ممکن است یکی از طرفین ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Toss - up – اسم ( غیررسمی ) 🔸 معادل فارسی: • رقابت کاملاً نزدیک / نتیجه ی نامعلوم • ( در کاربرد سیاسی و ورزشی ) وضعیتی که در آن پیش بینی برنده تقری ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • خود را معرفی کردن ( به عنوان چیزی ) / خود را جا زدن • ( در کاربرد سیاسی و تبلیغاتی ) خود را به عنوان یک شخصیت یا دارنده ی ویژگی خاص ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Call oneself و Portray oneself: Call oneself ( خود را صدا زدن / نامیدن ) به استفاده از یک عنوان یا نام خاص برای خود اشار ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تْرایفِکتا ( با تأکید بر هجای دوم ) 🔸 نکته: تفاوت این واژه با Sweep و Landslide: Sweep ( پیروزی قاطع ) به برنده شدن یک حزب در تمام یا اکثر کرسی ها ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • سه گانه ی کامل / کنترل سه گانه • ( در سیاست آمریکا ) تسلط هم زمان یک حزب بر سه نهاد کلیدی • ( در کاربرد عمومی ) مجموعه ای از سه موف ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • بر حول چیزی بنا کردن / بر پایه ی چیزی ساختن • ( در کاربرد مدیریتی و ورزشی ) تیم یا سازمان را حول یک فرد یا ایده ی محوری شکل دادن • ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Base on و Center on: Base on ( بر اساس چیزی بنا کردن ) به استفاده از یک منبع یا دلیل به عنوان پایه اشاره دارد و عمومی تر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: The report details the causes of the accident. این گزارش علل حادثه را با جزئیات شرح می دهد. She detailed her plans for the project. ا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این اصطلاح با Abandon و Betray: Abandon ( رها کردن ) به ترک کردن کسی ( فیزیکی یا عاطفی ) اشاره دارد. Betray ( خیانت کردن ) به شکستن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • کسی را در موقعیت دشوار تنها گذاشتن / به حال خود رها کردن • ( در کاربرد سیاسی و سازمانی ) از حمایت از کسی دست کشیدن و او را قربانی ک ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Launch و Inaugurate: Launch ( راه اندازی / رونمایی ) خودِ عمل شروع یا معرفی یک چیز است. Inaugurate ( افتتاح کردن ) به ...