convention crowd

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• جمعیت حاضر در گردهمایی
• ( در کاربرد سیاسی ) حاضران در کنوانسیون حزبی
• ( در کاربرد عمومی ) جمعیت یا مخاطبان یک رویداد بزرگ رسمی
🔸 مثال ها:
The convention crowd cheered as the candidate took the stage.
...
[مشاهده متن کامل]

حاضران در کنوانسیون حزبی با ورود نامزد به صحنه تشویق کردند.
He worked the convention crowd, shaking hands and posing for photos.
او در میان جمعیت حاضر در گردهمایی رفت و آمد کرد، دست داد و برای عکس ها ژست گرفت.
The convention crowd was smaller than expected this year.
جمعیت کنوانسیون امسال کمتر از حد انتظار بود.
She gave a speech that energized the convention crowd.
او سخنرانی ای ایراد کرد که جمعیت حاضر در گردهمایی را به وجد آورد.