🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Be in control و Be aware:
Be in control ( کنترل داشتن ) به تسلط بر یک موقعیت ( اغلب با قدرت و اقتدار ) اشاره دارد.
Be aware ( آگاه بودن ) به دانستن اطلاعات ( بدون لزوم تسلط عملی ) اشاره دارد.
... [مشاهده متن کامل]
Be on top of things اما خاص ترین گزینه است که به ترکیبی از آگاهی، تسلط، و آمادگی فعال اشاره دارد و بر به روز بودن و مدیریت مؤثر تأکید می کند.
تفاوت این عبارت با Be in control و Be aware:
Be in control ( کنترل داشتن ) به تسلط بر یک موقعیت ( اغلب با قدرت و اقتدار ) اشاره دارد.
Be aware ( آگاه بودن ) به دانستن اطلاعات ( بدون لزوم تسلط عملی ) اشاره دارد.
... [مشاهده متن کامل]
Be on top of things اما خاص ترین گزینه است که به ترکیبی از آگاهی، تسلط، و آمادگی فعال اشاره دارد و بر به روز بودن و مدیریت مؤثر تأکید می کند.
🔸 معادل فارسی:
• بر اوضاع مسلط بودن / همه چیز را زیر نظر داشتن
• ( در کاربرد مدیریتی و روزمره ) به روز و آماده بودن / از همه چیز باخبر بودن
• ( در کاربرد عمومی ) کنترل امور را در دست داشتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
She is always on top of things at work.
او همیشه در محل کار بر اوضاع مسلط است.
A good manager needs to be on top of things.
یک مدیر خوب باید بر همه چیز اشراف داشته باشد.
I've been on top of things since I started using this planner.
از وقتی شروع به استفاده از این برنامه ریز کردم، بر همه چیز مسلط شده ام.
Despite the crisis, he remained on top of things.
با وجود بحران، او کنترل امور را در دست داشت.
• بر اوضاع مسلط بودن / همه چیز را زیر نظر داشتن
• ( در کاربرد مدیریتی و روزمره ) به روز و آماده بودن / از همه چیز باخبر بودن
• ( در کاربرد عمومی ) کنترل امور را در دست داشتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او همیشه در محل کار بر اوضاع مسلط است.
یک مدیر خوب باید بر همه چیز اشراف داشته باشد.
از وقتی شروع به استفاده از این برنامه ریز کردم، بر همه چیز مسلط شده ام.
با وجود بحران، او کنترل امور را در دست داشت.