پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٣٢,٧٤٤)

بازدید
٣٠,٦٦٨
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معادل فارسی؛ تملق بد و ذلیلانه کردن از کسی با رکیک ترین شکل چاپلوسی کردن خود را به شکل ذلیلانه برای کسی خوار کردن بدترین شکل تملق و چاپلوسی مثال ها: ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • خیلی مزخرف / خیلی بی مزه • گندش بزنن چقدر ضایع / واقعاً مسخره • خیلی ضعیف و بی حال / خیلی بی مخ • واقعاً ضایع 🔸 مثال ها: • That en ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • تقریباً ظالمانه / مرزِ ظلم • تا مرزِ بی رحمی / نزدیک به سنگدلی • شبه ظالمانه / نیمه بی رحم • آن قدر سخت که به ظلم می زند 🔸 مثال ها ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: • . . . when he was booted off his scheduled speech slot on Wednesday so his boss could "set the tone" of the event. . . . وقتی او را چه ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Obvious، Blatant، و Barefaced: • Obvious به معنای �واضح / آشکار� است و عام ترین و خنثی ترین واژه است؛ فقط به روشن بودن چیز ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Offer، Promise، و Tempt: • Offer به معنای پیشنهاد دادن است و عام ترین و خنثی ترین واژه است؛ لزوماً بار وسوسه یا طعمه ندارد ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • وعده دادن ( با چیز فریبنده ) / پیشنهاد وسوسه انگیز دادن • توی چشم گذاشتن / به رخ کشیدن ( برای وسوسه ) • آویزان کردن ( در معنای فیز ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • فزاینده / رو به افزایش ( به طور مهارنشدنی ) • مارپیچی / دورانی ( در حال چرخش ) • سرسام آور / لجام گسیخته • روزافزون / به طور فزای ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Flaw، Weakness، و Facade: • Flaw به معنای �عیب / نقص� است و می تواند آشکار یا پنهان باشد، بدون تصویر �ظاهر براق� و �ترک ز ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ترک هایی زیر ظاهر براق / لایه ی براق • ایرادهای پنهان زیر ظاهر فریبنده • زخم های زیر پوست / شکاف های زیر ظاهر • ضعف های نهفته در پس ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Lollapalooza، Rally، و Convention: • Lollapalooza نام یک جشنواره ی موسیقی معروف است و ریشه ی پسوند - palooza از آن گرفته ش ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ترامپ پالوزا ( ترکیبی از �ترامپ� و �لولاپالوزا� ) • جشنواره ی ترامپ / کارناوال ترامپ • نمایش بزرگ ترامپ / مهمانی ترامپ 🔸 معنی دق ...

پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این اصطلاح با In a corner، Under pressure، و Between a rock and a hard place: • In a corner به معنای �در گوشه گیر افتادن� است و بسیار ...

پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • در وضعیت دفاعی و بحرانی قرار داشتن • کارد به استخوان رسیدن / راه فراری نداشتن • در موضع ضعف و تحت فشار بودن • پشت به دیوار بودن / د ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هُراح ( با تأکید بر هجای دوم ) 🔸 معادل فارسی: • هورا / فریاد شادی • ( در بافت last hurrah ) آخرین بدرقه / آخرین شادباش • آخرین نمایش / آخرین جشن خد ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این ساختار با Make a stand، Take a stand، و Stand: • Make a stand به معنای �ایستادگی کردن / مقاومت کردن� است و معمولاً آشکار و مستقیم ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( موضع خود را ) تثبیت کردن / ایستادن • آخرین مقاومت خود را انجام دادن • خود را نشان دادن / خودی نشان دادن 🔸 مثال ها: • Texas is a ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • دور ریختن اضافه ها / خلوت کردن • مرتب و سبک کردن ( فضا یا ذهن ) • پاک سازی / از شر اضافی ها خلاص شدن • خالی کردن فضا از چیزهای بی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این ترکیب با Painful، Recent، و Vivid: • Painful به معنای �دردناک� است و فقط بر رنج تأکید دارد، بدون اشاره به تازگی یا نزدیکی زمانی. ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • تازه و زنده / هنوز زخم ش ( تازه است ) • کهنه نشده • دردناک و حاضر / هنوز در ذهن حاضر • خام و تازه ( در معنای استعاری ) 🔸 مثال ها ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با False، Fabricated، و Baseless: • False عام ترین واژه برای �نادرست / غلط� است و می تواند به هر چیزی اشاره کند، بدون بار سیا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ساختگی / جعلی • بی اساس / بی پایه • دروغین / قلابی ( در بافت حقوقی و سیاسی ) • خودساخته / صحنه سازی شده 🔸 مثال ها: • Locked up as ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • موضع جسورانه / موضع بی پروا • موضع پرخطر / موضع متهورانه • موضع گستاخانه / موضع جسارت آمیز 🔸 مثال ها: • The senator took a daring ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Auxiliary Verb، Linking Verb، و Transitive Verb: • Auxiliary Verb ( فعل کمکی ) مثل �have�، �will�، �can� است و برای ساختن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • فعل ربطی / فعل اسنادی • فعل پیونددهنده ( بین نهاد و مسند ) • فعل ربط ( در دستور زبان ) 🔸 معنی دقیق: این اسم در دستور زبان به فعل ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Doom، Disaster، و Catastrophe: • Doom به تنهایی به �سرنوشت شوم / نابودی� اشاره دارد، اما لزوماً نزدیک بودن را نمی رساند؛ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Return، Repay، و Restore: • Return عام ترین واژه برای �بازگرداندن� است و هر نوع برگرداندن چیزی به جایی یا کسی را شامل می ش ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • برگرداندن دارایی به کشور مبدأ • بازگرداندن اموال / سرمایه به میهن 🔸 مثال ها: • Earlier this year, France repatriated some of its g ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Unique، Single، و Isolated: • Unique به معنای �منحصربه فرد� است و بر بی نظیر بودن و خاص بودن تأکید دارد، نه فقط یک بار بود ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Availability، Liquidity، و Usability: • Availability به معنای �در دسترس بودن� است و فقط نشان می دهد چیزی موجود است، بدون ت ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • قابلیت به کارگیری / قابلیت استفاده • آمادگی برای استفاده / قابل استفاده بودن • قابلیت استقرار / قابلیت بسیج ( منابع ) 🔸 مثال ها: ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: • Mexican President Claudia Sheinbaum also responded poorly to Trump's AI - generated map. کلودیا شینبام، رئیس جمهور مکزیک، نیز واکنش ضع ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Colony، Territory، و Puppet State: • Colony به معنای مستعمره است و به سرزمینی گفته می شود که کاملاً تحت حاکمیت و اداره ی د ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسم 🔸 معادل فارسی: • تحت الحمایه / تحت الحمایگی • سرزمین تحت الحمایه • قلمرو تحت حمایت ( یک دولت قدرتمند ) 🔸 مثال ها: • Greenland was never formal ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Turn، Change، و Shift: • Turn به تنهایی می تواند هم �چرخیدن� و هم �نوبت� باشد و معنایش به بافت وابسته است. • Change عام ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • تغییر مسیر دادن / تغییر کردن ( ناگهانی ) • وارد مرحله ی جدیدی شدن • چرخشی برداشتن / اوضاع عوض شدن 🔸 مثال ها: • Trump has been int ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مثال ها: The comedian poked fun at the president's speech. آن کمدین با سخنرانی رئیس جمهور شوخی کرد و آن را دستمایه طنز قرار داد. Don't take it seri ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • اطلاعات هدف گیری / اطلاعات هدف • ( در کاربرد نظامی و اطلاعاتی ) داده های مورد نیاز برای شناسایی و هدف قرار دادن یک هدف • ( در کاربر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این ترکیب با Intelligence و Targeting data: Intelligence ( اطلاعات ) یک واژه ی گسترده تر برای هر نوع اطلاعات جمع آوری شده ( سیاسی، نظ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کینِتیک ( با تأکید بر هجای دوم ) 🔸 معادل فارسی ( در بافت نظامی و سیاسی ) : • ( در کاربرد نظامی ) عملیاتی / رزمی ( به معنای استفاده از نیروی نظامی م ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این صفت با Lethal و Military: Military ( نظامی ) یک واژه ی عمومی برای هر چیزی مرتبط با ارتش و نیروهای مسلح است. Lethal ( کشنده / مر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • هزینه را پرداخت کردن / حساب را دادن • ( در کاربرد روزمره ) هزینه ی چیزی را به عهده گرفتن • ( در کاربرد اقتصادی و سیاسی ) بار مالی چ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Pay و Cover the cost: Pay ( پرداخت کردن ) یک فعل عمومی برای دادن پول است. Cover the cost ( پوشش هزینه دادن ) به تأمین ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بِیدِر ( با تأکید بر هجای اول ) 🔸 مثال ها ( در بافت مشابه ) : The painting was sold to the highest bidder. این نقاشی به بالاترین پیشنهاددهنده فرو ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Let loose و Set free: Let loose ( رها کردن ) بسیار شبیه به set loose است و اغلب به جای یکدیگر استفاده می شوند. Set free ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • رها کردن / آزاد کردن • ( در کاربرد فیزیکی ) ول کردن / بی بندوبار رها کردن • ( در کاربرد مجازی ) باعث ایجاد یا بروز چیزی شدن ( اغلب ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: شکل رایج دیگر آن heap praise on است و از نظر معنا هیچ تفاوت مهمی با heap praise upon ندارد. upon کمی رسمی تر و ادبی تر است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • غرق در تعریف کردن • ( در کاربرد خبری و سیاسی ) به وفور ستودن / حسابی تحسین کردن • ( در کاربرد روزمره ) از کسی/چیزی بسیار تعریف کردن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تذکر مهم: این عبارت یک اصطلاح عامیانه، خشن، و گاهی توهین آمیز است و در مکالمات رسمی، نوشتار جدی، یا محیط های محترمانه استفاده نمی شود. کلمه ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • تا خرخره تقلب کردن / با تمام قدرت تقلب کردن • ( در کاربرد عامیانه ) حسابی کلک زدن / تا می توانی حیله به کار بردن • ( در کاربرد غیرر ...