mail off

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• با پست فرستادن | پست کردن
• ارسال کردن از طریق پست | به پست سپردن
🔸 مثال ها:
• I need to mail off these documents today.
باید امروز این اسناد را با پست بفرستم.
• She mailed off the package before the deadline.
...
[مشاهده متن کامل]

او بسته را پیش از مهلت مقرر با پست فرستاد.
• The company mailed off the refund checks last week.
این شرکت هفته ی گذشته چک های بازپرداخت را با پست ارسال کرد.
🔸 نکته:
mail off را با send ( فرستادن ) و ship ( ارسال کردن ) اشتباه نگیرید.
send واژه ای کلی است و می تواند شامل هر روش ارسال باشد، ship معمولاً بر ارسال با حمل ونقل بار تأکید دارد، در حالی که mail off به طور خاص بر فرستادن از طریق پست تمرکز دارد.
این فعل در انگلیسی بریتانیایی کمتر رایج است و معمولاً از post off استفاده می شود.