🔸 نکته:
be slated for را با be scheduled for ( برنامه ریزی شده برای ) و be set for ( تعیین شده برای ) اشتباه نگیرید.
be scheduled for رسمی تر و خنثی تر است، be set for بر قطعی بودن زمان تأکید دارد، در حالی که be slated for بار معنایی در نظر گرفته شده و برنامه ریزی شده را قوی تر منتقل می کند و در متون خبری رایج تر است.
... [مشاهده متن کامل]
slate در این ساختار فعل مجهول است و با slate به معنای تخته سنگ اشتباه نشود.
be slated for را با be scheduled for ( برنامه ریزی شده برای ) و be set for ( تعیین شده برای ) اشتباه نگیرید.
be scheduled for رسمی تر و خنثی تر است، be set for بر قطعی بودن زمان تأکید دارد، در حالی که be slated for بار معنایی در نظر گرفته شده و برنامه ریزی شده را قوی تر منتقل می کند و در متون خبری رایج تر است.
... [مشاهده متن کامل]
slate در این ساختار فعل مجهول است و با slate به معنای تخته سنگ اشتباه نشود.
🔸 معادل فارسی:
• برای . . . برنامه ریزی شده بودن | قرار بودن برای . . .
• برای . . . در نظر گرفته شده بودن | مقرر شده بودن برای . . .
• زمان بندی شده بودن برای . . .
🔸 مثال ها:
• The talks are slated for next week.
... [مشاهده متن کامل]
این مذاکرات برای هفته ی آینده برنامه ریزی شده است.
• The new law is slated for implementation in January.
قانون جدید برای اجرا در ژانویه در نظر گرفته شده است.
• The movie is slated for release in the summer.
این فیلم برای اکران در تابستان برنامه ریزی شده است.
• The election is slated for November.
انتخابات برای نوامبر مقرر شده است.
• برای . . . برنامه ریزی شده بودن | قرار بودن برای . . .
• برای . . . در نظر گرفته شده بودن | مقرر شده بودن برای . . .
• زمان بندی شده بودن برای . . .
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
این مذاکرات برای هفته ی آینده برنامه ریزی شده است.
قانون جدید برای اجرا در ژانویه در نظر گرفته شده است.
این فیلم برای اکران در تابستان برنامه ریزی شده است.
انتخابات برای نوامبر مقرر شده است.