go demented

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
go demented را با go crazy ( دیوانه شدن ) و go mad ( دیوانه شدن ) اشتباه نگیرید.
go crazy و go mad رایج تر و خنثی ترند، در حالی که go demented بار معنایی اغراق آمیزتر و گاه طنزآمیزتری دارد و در گفتار غیررسمی برای تأکید بر شدت واکنش به کار می رود.
...
[مشاهده متن کامل]

این اصطلاح در متون رسمی و پزشکی کاربرد ندارد.

🔸 معادل فارسی:
• دیوانه شدن | از کوره در رفتن
• عصبانی و آشفته شدن | کنترل خود را از دست دادن
• به شدت هیجان زده یا مضطرب شدن | شوریده شدن
🔸 مثال ها:
• My mother went demented when she saw the mess.
...
[مشاهده متن کامل]

مادرم وقتی آن به هم ریختگی را دید، از کوره در رفت.
• The fans went demented when the team scored.
هواداران وقتی تیم گل زد، از هیجان کنترل خود را از دست دادند.
• He went demented trying to find his lost keys.
او در تلاش برای پیدا کردن کلیدهای گمشده اش آشفته شد.