پاسخهای سادات خاتمی (٦٧٥)
در کدام گزینه غلط املایی وجود دارد ؟ الف) زینهار دار نباید که زینهار خوار باشد که امانت بردن جوانمردی نیست. ب) اتفاق را طراری از پس این مرد می رفت به طراری خویش. ج) شمشیر برکشید و دبوس در کش گرفت و اسب بگذاشت. د) امیر مسعود در سقه سرای عدنانی نشسته بود با ندیمان.
با سلام و احترام گزینه آخر نادرست است. سقه باید یا صفه باشه یا سقیفه یا سقف.
به این جمله توجه کنید لطفاً this made me feel rather frightened for I felt altogether helpless, به نظر شما میشه جای rather و altogether رو عوض کرد ؟
سلام از نظر گرامر میشه ولی معنیش فرق داره: این ماجرا باعث شد تا حدّی بترسم چون کاملاً احساس ناتوانی میکردم. این ماجرا باعث شد واقعاً (کاملاً) بترسم چون یه کم (تا حدّی) احساس ناتوانی میکردم.
سلام عزیزان. تفاوت about و around به معنی تقریبا چیه؟ و کاربرد آنها در جملات چه فرقی با هم دارن؟
سلام و عرض ادب around مفهوم «اطراف» داره: They're playing around the park. اونا دارن اطراف پارک بازی میکنن. about مفهوم «درباره» داره: We talked about that book. ما درباره (در مورد) آن کتاب با هم صحبت کردیم. -هر دو معنی حدوداً و تقریباً هم دارن ولی around به این مفهوم معمولتره و about رسمیتر: She'll come around 8:30. او حدود ساعت ۸:۳۰ میآد.
I believe that no one would mind if I came to my first meeting a little late tomorrow afternoon.....................? A-don't I B-would they C- didn't I D-would he
با سلام گزینه B ابتدا به نظر میرسه would he درست باشه، ولی no one مفهوم جمع داره. منفی هم هست پس انتها سؤالیش مثبت میآد. هیچکس اهمّیت نمیده اگه من یه کم دیر بیام، اهمّیت میده؟
این جمله را چطور ترجمه کنیم I didn't know that how empty life could feel. until you weren't here to feel it , منظور گوینده زندگی خالی میتونه حس کنه ؟ یا همون ضمیر I ؟
سلام بله منظورش زندگیه نمیدونستم زندگی چقدر میتونه حسّ خالی بودن داشته باشه تا وقتی تو اینجا نبودی که حسّش کنی یعنی تهی بودن را نفهمیده بودم، تا وقتی که تو نبودی تا حتّی آن ته ...
آیا این جمله اشکال گرامری دارد ؟ the love like ours is stubborn, like ours نشنیده بودم اگر like us بود ، یا چرا اصلا like us نگفت ؟
سلام خیر اینجا like فعل نیست که ضمیر مفعولی بخواد. میگه عشقی مثل مال ما (عشق ما) موندگاره. stubborn یعنی لجباز و سرسخت.
.. . . بهتر از چنین حلم ای خدا که کند از نور ایمانم جدا ✏ �مولانا
سلام گزینه دوم✔️ خِلم : خشم و غضب خشم از حلمی که مرا از نور ایمان جدا کند بهتر است. خلم و حلم با هم زیاد بهکار رفته. (تا کی آرم رحم خلم آلود را ره نمایم علم حلم اندود را)
اگر غفلت و تقصیری در راه آید فرصت.... گردد .
با سلام ✔️فایت فائت، از بین رفته، فوت شده
برین معتنی خونیان مفیق صحو
با سلام بَرین: برتر، اعلی بِرین: قاچ مُعتنی: اعتناکننده، اهتمامگر خونیان: قاتلان، جنگندگان مُفیق: هوشیار، بیدار صَحو: بازگشت از مستی به هوشیاری
. .. تو شد نشان آن کشش بر تو بی کاری بود چون جان کنش ✏ مولانا
سلام و عرض ادب گزینه سوم✔️ تقریباً گزینهها هممعنا هستند ولی فقط تاسه، وزن مناسبی میدهد و مهمتر اینکه شاعر از این واژه استفاده کرده.
سلام و عرض ادب افتقاد: جستن گمشده/ دلجویی صحّه نوش: طبیب و نیز صحّت و گوارا باشد واصف: توصیفگر اطباق: طبقها، طبقهها نَشّاب: تیرانداز، تیرساز
هر رطبی کز سر این خوان بُوَد آن نه سخن پارهای از جان بُوَد ✏ «نظامی»
با سلام گزینه دوم✔️ همینطور که گفتهاند: «پرده رازی که سخنپروریست سایهای از پرده پیغمبریست» پس شاعران، پیرو راه پیمبرانند و میوهی شیرینِ سخنی که در سفره الهیِ خود دارند، از دل و جانشان روییده و کام مخاطب را شیرین کرده.
سلام گزینه دوم✔️ Altercation: بحث، مجادله، دعوا Preoccupied: گرفتار، مشغول (از نظر فکری و ذهنی) Clandestine پنهانی Antithesis : تضاد، نقطهمقابل
استیزه رویان شب گردک دم دهش مهتر بچه خوزه گری مراهق گشت
با سلام استیزه رویان: ستیزهگران شب گردک: شب زفاف دم دهش: به او فرصت بده مهتر بچه: نجیبزاده خوزه گر: خواستگار مراهق گشت: نوجوان شد
سلام سمیرا، مرداب، بنادر، سامری، سیمان، یاسمن، سینما، بیدار، ردیاب، نامرد، درمان، دینام، میدان، میناب، بندری، بیمار، میراب...
سلام Did you mean ..? منظورت این بود؟ Didn't you mean…? منظورت این نبود؟ یا: نکنه منظورت این بود؟ بهجای اون کلمه out هر چیزی که احتمالاً شخص اشتباه گفته میگیم. مثلاً طرف میگه: Please turn "on" the lights. It's too bright here. لطفاً چراغا رو روشن کن. اینجا خیلی روشنه. ما میگیم: Didn't you mean "off"? It's already bright. منظورت خاموش نبود؟ آخه همینجوریشم زیادی روشنه.
سلام برای بیان عصبانیت و نارضایتی از اتّفاق بدی که هر بار تکرار میشه. هر دفعه همین بساطه همیشه ی خدا همینه هر بار همینه لعنتی!
دشمن رویی هوس جو زود مهر اجله علما پای شتاب روشنان فلکی
سلام دشمن رویی: خصم بودن، دشمنی کردن هوس جو: هوسباز زود مهر: کسی که زود بر سر مهر میآید، با عطوفت اجلّه علما:علمای جلیل(عالیقدر) پای شتاب: عجله روشنان فلکی: (روشنان: روشنها) ستارگان
ترضیه خاطر تنگ زندگی اتش نهادی جهد بلیغ نا خوش خیالی
سلام و احترام ترضیه خاطر: رضایت خاطر تنگ زندگی: سختیکشیده، بیچاره آتش نهادی: طبع آتشین داشتن، تندخویی جهد بلیغ: کوشش بسیار، کوشش کامل و کافی ناخوشخیالی: بدگمانی
کلمه با حروف د ا ش ن د ن ی ی کلاس ششم
سلام با کلّ حروف این واژه را داریم: اندیشیدن
صاحبی ایلچی به صیغه انعام لباس تبدیل شالده کوب باجاغلی
با سلام صاحبی ایلچی: پیک، سفیر به صیغه انعام: به عنوان پاداش لباس تبدیل: لباس مبدّل شالُده کوبی: پیریزی باجاُغلی: باجاوقلی، باجُقلی، نام ترکی سکّه دوکات اروپایی، سکّه طلای عثمانی
چه روز ی سال ۲۰۲۵ به اتمام میرسد و سال ۲۰۲۶ شروع میشود؟
با سلام آخرین روز سال ۲۰۲۵، دهم دی و شروع ۲۰۲۶ میلادی، یازدهم دیماه ۱۴۰۴خورشیدیه.
به ورود به آنجا جمعی بزرگان و..... در سر راه آمده تعارفات رسمی به جای آوردند. سفرنامه میرزا ابوالحسن خان ایلچی به روسیه
با سلام گزینه دوم باشیان مأخوذ از ترکی به معنای سران و رؤسا
نائره مخاصمت بین الاماثل خلاع فاخره خواتم کارها اکرم الظیف تلطفات
با سلام و احترام نائره مخاصمت: آتش خصومت بین الاماثل: بین افاضل و علما (و نیز اماثل به معنای همسران و نظایر) خلاع فاخره: خلعتهای فاخر، لباسهای گرانبها خواتم کارها: عواقب کارها اکرم الظیف: گرامیترین میهمان تلطّفات: لطفکردنها، مهربانیها
ضرب المثل پیش غازی و معلق بازی به چه معناست؟
سلام شیرینکاری و هنرنمایی پیش بندباز حرفهای، ارزشی ندارد. به عبارتی: یک هنر کوچک یا ناقص در برابر مهارتی بزرگ و کامل، ناچیز است. معادل این ضرب المثل: پیش توپچی، ترقّه درکردن!
باسلام به من گفتن در فارسی قدیم کلمه (پسو) به معنی دام یا همون حیوان خانگی استفاده می شده کسی اطلاعی داره ممونوم
سلام اگه تو لغتنامه آبادیس جستوجو کنید معانیش هست ولی به معنی دام خونگی ننوشته.
سلام وجه یک جسم چند وجهی، face
این اصطلاح معنی دقیقش چی میشه و آیا مترادف هم داره ؟ give me five
سلام و احترام یعنی بزن قدّش.
I can't buy it قطعا به اصطلاح میخوره تا معنی تحت الفظی ؟
سلام بله. یعنی باورم نمیشه یا قانع نشدم.
یکی از معانی لغت «واژه» را باید برعکس و سرنگون معنی کرد. واژگون هم از این معنی استفاده و ساخته شده. در گویش محلی گلپایگانی وقتی میخواهند بگویند چیزی را برعکس کن. میگویند آنرا واژه کن!
سلام «واژ» به معنی معکوس و وارونه است.
کدام ویژگی در شعر فارسی لازم است؟ ۱- ساختار منظم زبانی، و ردّ قواعد دستوری، رد قواعد نهاد، گذاره، مفعول و متمم. ۲- داشتن شور جنون و ایجاز، فشردگی در زبان و معنا. ۳- گرهخوردگی عاطفه و تخيّل و داشتن شک ...
با سلام و احترام به نظرم گزینه سوم، مناسبتره. ردّ دستور که جزء لوازم شعر نیست و بدون هیچ منطقی هم شعر درستی نداریم. وجود آرایهها و عناصر بدیع و... هم واجب نیستند، همچنین شور و ....
لمحه ای مشیخه اساطین نیل مامول معاینت اعلا مصدر علی العمد
با سلام لمحه ای: اندکزمانی مشیخه اساطین: مشایخ و برجستگان نیل مأمول: رسیدن به خواسته معاینت: بررسی و مشاهده اعلا مصدر: جایگاه والا، صدر مجلس علی العمد: به عمد
محبوس خانه سیرگاه گاریت چیان تکلتوی اسب اغرای کردن ذمام معرفت زمن تر
با سلام و احترام محبوس خانه: زندان سیرگاه: مکان کشتوگذار، تفرّجگاه گاریت چیان: گاریچیها تکلتو: نمدزین اغرای کردن: اغراء، برانگیختن، تحریض ذمام معرفت: حرمت آشنایی زَمِنتر: طولانیتر، مُزمنتر زَمَنِ تر: زمین مرطوب
معنی اصطلاح نوبره ، نوبره والا چیه؟ این مرد عقلش قد یه گنجیشکه از یه همچین پدری یه همچین پسری نوبره. ( اینجا انگار یه معنی متفاوت میده ) مرد هم اینقد ساده و یابو! خواهر اینقد زرنگ و پاچه ورمالیده نوبره والا ادم اینقدر وقیح!!!! نوبره والا رئیس جمهور و این همه تناقض نوبره والا
با سلام یعنی عجیبه، مخصوصا اوّلی که میشه بعیده! نوبرونه، نورسیده، تا حالا کسی همچین چیزی ندیده. تو موارد دیگه همینطور که جناب شفیعی گفتن هست. یا میگیم: فکر کرده نوبرش رو آورده!
اوانی مفضض خوائیدن مترس بستان مرور دهور کوچه غلطی محط رحال
با سلام و عرض ادب 🔹اوانی مُفَضَّض: ظروف نقرهاندود [اوانی: جمع آناء (ظرف، سبو)مُفَضَّض: نقرهکاریشده] 🔹خوائیدن: خائیدن، جاییدن، جویدن 🔹مترس بُستان: مترسک باغ 🔹مرور دهور: مرور دهرها، گذ ...
با سلام و احترام در لغتنامه عطرمایه، جوهر و عصاره آمده. البته عطر و عصاره عربی هستند و جوهر معرّب گوهر.
زیر چاقی شکم باب زنی اورته بزستان ظلمگی نقیر و قطمیر
با سلام و احترام زیر چاقی: مهارت شکم به آب زنی: حسابی خوردن، شکمچرانی اورته: گروه بزستان: بازار پارچه ظلمگی: ظَلَمه بودن، اهل ظلم و ستم بودن، عامل ستم نقیر: فرورفتگی پشت هسته خرما قمطیر: شکاف هسته خرما نقیر و قمطیر: کنایه از ناچیز و اندک
از نظر تعداد جملات کدام گزینه با بقیه متفاوت است؟ الف) برخیز تو نیز کاسه برکف خود را بفکن به سلک آن کف ب) آن دل شده چون رسید آنجا صد دل شده بیش دید آنجا ج) هر کس ز کف چنان حبیبی می یافت به قدر خود نصیبی د) مجنون چو شنید این بشارت برخاست به موجب اشارت
با سلام گزینه سوم✔️ هر کس ز کف چنان حبیبی، به قدر خود نصیبی مییافت. یک جمله است. بقیه گزینهها دو جمله هستند.
واژه ای هم معنی و مترادف واژه های: فرمانده ارتش ها سپاهیان ارتش ها غطرف مشیر
با سلام فرمانده ارتشها: ارتشبد سپاهیان: لشکریان ارتش ها: قشون غطرف:سَرور، پادشاه مقتدر (غطرف، متکبّر و خودآرا هم معنی میدهد.) مُشیر: مارشال، سپهبد، سپهسالار (معنی دیگر مشیر، مشاور و رایزن، وزیر)
شیء الله درویش چاپ زن میگواری برصیان طاریست ور بلوقیده فسیح المسالک مستحق اللوم
با سلام شیء الله درویش: دارایی درویش چاپ زن: دروغگو و لافزن میگواری: گوارش میکنی، میخوری برصیان: بَرَصیها، افراد دارای بیماری بَرَص (پیسی) طاری:عارض، جاری ور بلوقیده: ورقلمبیده فسیح المسالک: دارای مسلکهای بسیار مستحق اللوم: سزاوار ملامت