پیشنهادهای مهدی پیمان مهر (٧٥)
ظرفیت یک ارگان یا چیزی مثلا: تمام ظرفیت شرکت را در راه اشتباه خرج میگند
قابل احترام و تحسین
عامیانه :برای چیزی تیز کردن
کسی را دور زدن
از همه مهم و حیاتی تر
بازتولید
معاون حرفه ای دستیار حرفه ای
بدبختانه
به ریاست به سرپرستی
مراسم پاچه خواری ،
نهادهای غیر نظامی
ظرفیت هایی
سرازیر می کند
آلمانی کردن ، آلمانی سازی
پشت سر گذاشتن
باور ناپذیر
پیاده سربازان
همونطور که میدونید
اقناع کننده
وسوسه انگیز
کم اهمیت تر
نیمه وقت
در تکاپو بودن
در خور
غالب کردن ' جا زدن
دژبان
غاب کردن چیزی
گماردن
تاخت و تاز
مجوز
بدون تعصب
Quiet terror : شبکه ترور
ارزیابی
عرضه کردن
بی رودربایسی
غیرمستقیم
چرخش
appointments military: مناصب نظامی
کلان
قبول داشت
خوشش میومد
بسیار خشن و مخوف
هم سو ؛
غیر منتظره
تعهد
ابر قدرت
به کار گرفتن
شیطان صفت
خطیب
روانپریش
افراد ناامید
وابستگی عاطفی
دهن کجی
مخمصه، پر دردسر
حالا اگه دوست دارید ( حروم زاده ) هم معنی میده
اصلی ترین
نارضایتی
جامعه مدنی
جامعه متحد
خیرخواهانه
در واقع
آیین نامه
بازدهی داشتن
لذت بردن
تربیت کردن
بازجویی
عضو پیشرو
عضو برجسته
زنباره
خانم باز
در پیش گرفته
خط و مشی
وقف کردن
به گردش در آوردن
معاملات پشت پرده