perversely


خودسرانه، بطور هرزه یا فاسد
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. She was perversely pleased to be causing trouble.
[ترجمه ترگمان]احساس می کرد که میل دارد دردسر درست کند
[ترجمه گوگل]او خشنود بود که باعث ناراحتی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He couldn't bear to be near her, yet, perversely, he still found himself looking out for her.
[ترجمه ترگمان]نمی توانست تحمل کند که به او نزدیک شود، با این حال، هنوز کنجکاو بود، اما هنوز به دنبال او می گشت
[ترجمه گوگل]او نمیتواند تحمل کند تا نزدیک او باشد، اما، به طرز عجیبی، او هنوز هم خودش را به دنبال او میبرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She seemed perversely proud of her criminal record.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید که دارد سابقه جنایی او را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]او به نظر می رسید انحصار افتخار پرونده جنایی او
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Londoners have long been perversely proud of a health service that does not serve them well.
[ترجمه ترگمان]اهالی لندن مدت زیادی است که به خدمات بهداشتی که به خوبی به آن ها خدمت نمی کنند، احساس غرور کرده اند
[ترجمه گوگل]لندن ها مدت ها متأثر از خدمات صحی که به آنها خدمت می کنند، افتخار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She continued, perversely, to wear shoes that damaged her feet.
[ترجمه ترگمان]او به perversely ادامه داد تا کفش هایی به پا کند که به پایش آسیب رساند
[ترجمه گوگل]او ادامه داد، به طرز ناقص، برای پوشیدن کفش هایی که پای او را آسیب دیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Perversely, she was irritated by his kindness.
[ترجمه ترگمان]به بیت از مهربانی او خشمگین شد
[ترجمه گوگل]به طرز عجیبی، با مهربانی او تحریک شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A pedagogy which denies this perversely creates difficulties which hamper the learner in this task.
[ترجمه ترگمان]تعلیم و تربیت که این موضوع را انکار می کند، مشکلاتی را ایجاد می کند که به یاد گیرنده در این کار تاثیر می گذارد
[ترجمه گوگل]یک آموزه ای که این را انکار می کند اشتباه باعث ایجاد مشکلاتی می شود که دانش آموز را در این کار متوقف می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Perversely, she was cross with him for having survived when she had spent the weekend fretting.
[ترجمه ترگمان]از این گذشته، پس از آن که آخر هفته را در چنگال خود سپری کرده بود، از او کینه به دل گرفته بود
[ترجمه گوگل]به طور حیرت انگیز، او با گذشت زمان از تعطیلات آخر هفته خود فرار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. And its velvety touch was perversely sensuous although, fortunately for Creed, not quite enough to gain his favour.
[ترجمه ترگمان]با این حال، با آن تماس با مخمل آن، به خصوص که خوشبختانه به نفع مذهب نبود، نه به اندازه ای که نفع خود را به دست آورد
[ترجمه گوگل]و لمس خیاطی آن به طرز شگفت انگیزی حساس بود، اگر چه، خوشبختانه برای Creed، به اندازه کافی برای به دست آوردن نفع او نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Perversely, doing this will require the biggest and best of radio telescope arrays.
[ترجمه ترگمان]با این کار، این کار به بزرگ ترین و بهترین آرایه تلسکوپ رادیویی نیاز دارد
[ترجمه گوگل]به طور پراکنده، انجام این کار، بزرگترین و بهترین آرایه های تلسکوپ رادیویی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Perversely, however, wildlife in the area immediately surrounding the Chernobyl reactor appears to be flourishing 14 years after the accident.
[ترجمه ترگمان]اما به نظر می رسد که حیات وحش در منطقه ای که بلافاصله اطراف رآکتور چرنوبیل را احاطه کرده، ۱۴ سال پس از وقوع حادثه در حال شکوفایی است
[ترجمه گوگل]با این حال، به نظر می رسد که حیات وحش در ناحیه نزدیک به راکتور چرنوبیل 14 سال پس از حادثه رونق یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Perversely, the sight set me to wondering if I had written anything that could be misconstrued.
[ترجمه ترگمان]Perversely، منظره مرا به این فکر انداخت که آیا چیزی نوشته ام که ممکن است سو تعبیر دیگری باشد
[ترجمه گوگل]به نظر من، به نظر من به تعجب اگر من هر چیزی که می تواند نادرست است نوشته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The suppressor field seemed to work perversely on Jaq, who already knew how to hide his own light.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید که زمین صدا دارد با سرعت شروع به صحبت می کند، کسی که می داند چگونه نور خود را مخفی کند
[ترجمه گوگل]به نظر میرسد که میدان سرکوبگرانه بر روی جک کار می کند، که قبلا می دانست چگونه نور خود را پنهان کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. One resident holding out, however perversely, could place unpleasant obstacles in the way of completing the project.
[ترجمه ترگمان]با این حال، یکی از ساکنان که با این حال مضطرب شده بود، می توانست موانع ناخوشایندی را در راه تکمیل این پروژه انجام دهد
[ترجمه گوگل]با این حال، یکی از ساکنان این شهر، می تواند موانع ناخوشایندی را در راه تکمیل پروژه ایجاد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• in a deviant manner, aberrantly

ارتباط محتوایی

معانی متفرقهخودسرانه، بطور هرزه یا فاسدجمله های نمونه1. She was perversely pleased to be causing trouble. [ترجمه ترگمان] احساس می کرد که میل دارد درد ...انگلیسی به انگلیسیin a deviant manner, aberrantly
معنی perversely، مفهوم perversely، تعریف perversely، معرفی perversely، perversely چیست، perversely یعنی چی، perversely یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف p، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف p، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف p
کلمه بعدی: perverseness
اشتباه تایپی: حثقرثقسثمغ
آوا: /پرورسلی/
عکس perversely : در گوگل
معنی perversely

پیشنهاد کاربران

سرسختانه، لجوجانه، با سرسختی
به طور غیر عادی، به صورت عجیب و غریب
کاربر کامبیز معنای واژه را �برعکس� نوشته که کاملا غلط است و با واژه reversely اشتباه گرفته شده.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما