superstate

/ˈsuːpəsteɪt//ˈsuːpəsteɪt/

(استان یا کشور یادولت مسلط بر کشور و غیره ی دیگر) ابر کشور، ابر استان، ابر دولت
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a state having power over other states.

جمله های نمونه

1. And if the euro zone turns into a superstate, most Lib Dems would not want Britain to follow.
[ترجمه ترگمان]و اگر منطقه یورو تبدیل به a شود، اکثر لیبرال دموکرات خواستار پیروی بریتانیا نخواهند شد
[ترجمه گوگل]و اگر منطقه یورو تبدیل به یک دولت سوسیالیستی شود، بیشتر دموکرات های لیبی نمی خواهند بریتانیا پیروی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The Brussels gnomes are trying to create a superstate and undermining the member states.
[ترجمه ترگمان]جن خاکی در حال تلاش برای ایجاد یک superstate و تضعیف کشورهای عضو هستند
[ترجمه گوگل]گنوم های بروکسل در حال تلاش برای ایجاد یک دولت سوسیالیستی و تضعیف کشورهای عضو هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was totally against the idea of a European superstate.
[ترجمه ترگمان]او به طور کامل مخالف ایده یک superstate اروپایی بود
[ترجمه گوگل]او کاملا مخالف ایده یک سرزمین اروپایی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Stripping away all the waffle, he said that no Conservative government would let Britain be drawn into a European superstate.
[ترجمه ترگمان]او گفت که هیچ دولت محافظه کار اجازه نخواهد داد بریتانیا به اتحادیه اروپا کشیده شود
[ترجمه گوگل]اوباما گفت که هیچ دولتی محافظه کار نباید بریتانیا را به یک حاکمیت اروپایی تبدیل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Its European neighbors, by contrast, their histories indelibly stained by tyranny, military defeat, and imperial barbarity, seem eager to subsume themselves in a suffocating superstate.
[ترجمه ترگمان]همسایگان اروپایی آن، در مقابل، تاریخ های آن ها در برابر ظلم و ستم، شکست نظامی، و وحشیگری امپراتوری خونین است، به نظر می رسد که مشتاق هستند خود را در a خفه کنند
[ترجمه گوگل]در مقابل، همسایگان اروپایی آن ها، داستان های خود را که به طور ملایم با استبداد، شکست نظامی و بربریتی امپریالیزه رنگ می کشید، مشتاق تحقق بخشیدن به خودشان در یک حاکمیت خفگی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. That's because, if ratified, it will become the decisive act in this creation of a federal European superstate with its capital in Brussels.
[ترجمه ترگمان]به این دلیل که، در صورت تصویب، این اقدام قاطع در ایجاد یک اتحادیه اروپا با سرمایه آن در بروکسل خواهد بود
[ترجمه گوگل]این به این دلیل است که اگر تصویب شود، در این ایجاد یک سرزمین فرانسوی اروپایی با سرمایه آن در بروکسل، تصمیم قطعی خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. True federalists actually saw the Treaty of Rome as a move away from the building of a European superstate that they had hoped would develop from the European Coal and Steel Community, set up in 195
[ترجمه ترگمان]federalists واقعی در واقع پیمان رم را به عنوان یک حرکت دور از ساختمان یک اتحادیه اروپایی که امیدوار بودند از جامعه فولاد و فولاد اروپا که در ۱۹۵ سال تاسیس شد، دید
[ترجمه گوگل]فدرال های واقعی، در واقع، پیمان رم را به عنوان حرکتی دور از ساختن یک سرزمین اروپایی دیدند که امیدوار بودند از سوی انجمن زغال سنگ و فولاد اروپا، که در 195
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• state or government which rules over subordinate states

پیشنهاد کاربران

دولت قدرتمند
دولت فرا ملی
دولت فراملی - دولت برتر
ابر قدرت
a large and powerful state formed from a federation or union of nations.
منظور سازمان ها و اتحادیه هایی نظیر اتحادیه اروپاست. یا دولت هایی مانند دولت فدرال آمریکا.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما