تاریخ
٢ سال پیش
متن
This time they've messed up big time!
دیدگاه
٠

این دفعه اونها خیلی خراب کردند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
It's a part-time program, but it's still a big time commitment.
دیدگاه
٠

کارش پار وقته ولی تعهدش خیلی زیاده

تاریخ
٢ سال پیش
متن
And she has a habit: smoking, big time, as in two packs a day.
دیدگاه
٠

او عادت به خیلی زیاد سیگار کشیدن دارد در حد دو بسته در روز

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Shove off and leave me alone!
دیدگاه
٠

راهی شو - برو . و من را تنها بگذار

تاریخ
٢ سال پیش
متن
If push comes to shove, we can always sell the car.
دیدگاه
٠

یعنی اگه شرایطمون سخت بشه پول ماشین هست

تاریخ
٢ سال پیش
متن
If push comes to shove, we can always sell the car.
دیدگاه
٠

اگر شرایط بحرانی بشه همیشه می تونیم ماشینمون را بفروشیم

تاریخ
٢ سال پیش
متن
As John approached at full tilt he saw a queue of traffic blocking the road.
دیدگاه
١

وقتی جان با سرعت تمام نزدیک شد صف ترافیک را که جاده را بسته بود دید

تاریخ
٢ سال پیش
متن
These houses were strung along the thoroughfare.
دیدگاه
٠

این خانه ها در امتداد شاهراه بودند . گذشته string along

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He was anxious to mend the rift between the two men.
دیدگاه
٠

او مضطرب بود که اختلاف بین دو مرد را اصلاح کند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I didn't expect to be given the red carpet treatment !
دیدگاه
٠

من انتظار پذیرائی مجلل نداشتم

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The minister was given the red carpet treatment.
دیدگاه
٠

از وزیر پذیرائی مجلل شد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He took the opportunity to deliver us another snub.
دیدگاه
٠

او از این فرصت استفاده کرد تا دوباره به ما کم محلی کند . ما را تحویل نگیرد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He was sick as a parrot when his team lost the match.
دیدگاه
٠

وقتی تیمش باخت خیلی دلسرد و مایوس شد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She's inordinately fond of her parrot.
دیدگاه
٠

او به طوطی اش بی اندازه علاقه دارد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Mary is as sick as a parrot about losing her watch.
دیدگاه
٠

مری از اینکه ساعتش را گم کرده خیلی ناامید و مستاصله

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Draw water with a sieve.
دیدگاه
١

کار بیهوده انجام دادن - برای کاری که محکوم به شکست است وقت و انرژی گذاشتن

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Weeds can quickly choke delicate garden plants.
دیدگاه
٠

علفهای هرز بسرعت گیاهان ظریف را خشک می کنند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Our basketball team began to choke up in the last quarter.
دیدگاه
٠

تیم بسکتبال ما در کوارتر آخر اینقدر احساساتی شد که نتوانست بازی کنه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Elephants were often to be found in swamp in eastern Kenya around the Tana River.
دیدگاه
٠

فیل ها اغلب در اطراف رودخانه تانا در شرق کنیا در تعداد زیاد پیدا می شدند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
In summer visitors swamp the island.
دیدگاه
٠

در تابستان جزیره تعداد زیادی بازدید کننده دارد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The applicant sought judicial review to quash the bin - dover order.
دیدگاه
٠

متقاضی به دنبال بررسی قضایی برای لغو حکم الزام آور بود

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The applicant sought judicial review to quash the bin - dover order.
دیدگاه
٠

تصحیح :bind - over

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The former tennis star's comeback trail hit the buffers yesterday when she lost in straight sets.
دیدگاه
٠

وقتی ستاره سابق تنیس پشت سر هم باخت شکستش قطعی شد . Hit the buffers : شکست قطعی

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Romance is making a comeback. Reality is out.
دیدگاه
٠

عشق و عاشقی که برمی گردد واقعیت بیرون می رود .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Others sought the Holy Grail, Dad stalked the earth in pursuit of the perfect pyjama.
دیدگاه
٠

دیگران اهداف دست نیافتنی جستجو میکنند . پدر دور زمین دنبال پیژامه عالی می گردد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
As long as you lack something, you yearn for it without cease.
دیدگاه
٠

مادامی که چیزی کم دارید بدون وقفه مشتاق اون هستید

تاریخ
٢ سال پیش
متن
When he lost that money he said he would have to take it on the chin .
دیدگاه
٠

وقتی اون پول را گم کرد گفت :با شهامت سختی آن را بدون شکایت تحمل می کنم

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The truth is that Britain is simply going take it on the chin for a while.
دیدگاه
٠

حقیقت اینه که انگلیس با شهامت در حال تحمل سختی ها بدون شکایت است

تاریخ
٢ سال پیش
متن
But you've got to take it on the chin.
دیدگاه
١

اما شما باید با شجاعت ناملایمات و سختی ها را تحمل کنید

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The car's manufacturers are taking it on the chin.
دیدگاه
٠

تولیدکنندگان اتومبیل با شجاعت، ناملایمات و شرایط سخت را تحمل می کنند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
They demanded that the agreement be written in black and white.
دیدگاه
٠

آنها خواستار این شدند که توافقنامه بصورت شفاف نوشته شود

تاریخ
٢ سال پیش
متن
These shots were not sufficient to fetch the bear down.
دیدگاه
٠

این گلوله ها برای انداختن خرس کافی نبودند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
One thorn of experience is worth a whole wilderness of warning.
دیدگاه
٠

یه خار ( سرسوزن ) تجربه ارزش یه صحرا ( یه عالم ) هشدار و اخطار را داره

تاریخ
٢ سال پیش
متن
One thorn of experience is worth a whole wilderness of warning.
دیدگاه
٠

یه خار ( سرسوزن ) تجربه ازرزش یه صحرا ( یه عالم ) تجربه بیشتره

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Staff reductions could be achieved through attrition and early retirements.
دیدگاه
١

از طریق تعدیل و بازنشستگی پیش از موعد کاهش کارکنان حاصل میشه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
His courage and skill compel our admiration.
دیدگاه
٢

شجاعت و مهارت او ما را وادار به تحسین می کند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He turned back to the chessboard and picked up the white knight again.
دیدگاه
٠

او به سمت صفحه شطرنج برگشت و اسب سفید را برداشت

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Some City Council members favor saving money through attrition of older officers.
دیدگاه
١

بعضی از اعضا شورای شهر از تعدیل پرسنل مسن تر حمایت می کنند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The 05 percent attrition rate the agency had managed to maintain promised to go straight through the roof.
دیدگاه
١

نرخ تعدیل پنج درصدی که آژانس با مدیریت حفظ کرده تبود . وعده داده شده که سر به فلک بکشد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She continued working, all the while keeping an eye on the clock.
دیدگاه
٠

جناب شفیعی منظ او کارش را ادامه داد , همش به ساعت نگاه می کرد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Don't let these people live rent free in your head.
دیدگاه
٠

اجازه نده ذهنت مدام مَشغول این مردم باشه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The nurse wheeled the dinner up.
دیدگاه
٠

Wheel up : take off از زمین بلند شدن چرخ هواپیما پرستار شام را جمع کرد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Mom went off when I told her I needed fifty dollars for the trip.
دیدگاه
٠

وقتی به مادرم گفتم ۵۰ دلار میخواهم عصبانی شد و غرغر کرد .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
What time do you go off duty?
دیدگاه
٠

Off duty : مرخص شدن چه موقع مرخص می شوی ؟

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She refused food and literally starved herself to death.
دیدگاه
٠

اینجا literally معنای exaggerate یا بزرگنمایی می دهد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She refused food and literally starved herself to death.
دیدگاه
٠

او غذا را رد کرد و از گرسنگی مرد. یعنی فوق العاده گرسنه بود ولی غذا را رد کرد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Against all the odds, Frederick II was ultimately victorious.
دیدگاه
٠

برخلاف انتظار فردریک دوم در نهایت پیروز شد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Well, she would play it by ear.
دیدگاه
٠

خب اون درجا تصمیم می گیره

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Without newspaper, we would get behind the times.
دیدگاه
٠

بدون روزنامه از زمانه عقب می مانیم

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She was sharp-witted enough to dodge her attacker.
دیدگاه
٠

او اینقدر تیزهوش بود که ضاربینش را قال بگذاره

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A dodge behind a tree kept her from being run over.
دیدگاه
٠

رفتن پشت درخت باعث شد زیر ماشین نره

تاریخ
٢ سال پیش
متن
My remarks about divorce had unwittingly touched a raw nerve.
دیدگاه
٠

صحبتهای من بصورت ناخواسته یا سهوی حساست مخاطب را تحریک کرد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
My remarks about divorce had unwittingly touched a raw nerve.
دیدگاه
٠

Touch a raw nerve :دست روی نقطه ضعف و حساسیت کسی گذاشتن

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Shoppers snatched up goods at bargain prices during the clearance sale.
دیدگاه
٠

خریداران کالاهای ارزان را در حراجی ربودند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Then wash up, change your clothes, and come greet your future in-laws.
دیدگاه
٠

دست و صورتت را بشور ، لباسهات را عوض کن و به خانواده همسر آینده ات سلام کن

تاریخ
٢ سال پیش
متن
It's a good habit to wash up before a meal.
دیدگاه
٠

شستن دستها قبل از غذا عادتوخوبیه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Passengers must check in at the airport an hour before the plane leaves.
دیدگاه
٠

مسافران می بایست یکساعت قبل از ترک هواپیما در فرودگاه حضور داشته باشند .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Some African healers blame illness on witchcraft, which can lead to ostracism of those accused.
دیدگاه
٠

بعضی از درمانگران آفریقایی علی بیماری را جادوگران می دانند که باعث طرد اجتماعی آنها می شود . مثل تخم مرغ شکستن ما برای نظرخوردن که عمه طرد میشه .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A police clampdown on car thieves hit a snag when villains stole one of their cars.
دیدگاه
٠

Hit a snag : به مشکل برخوردن

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The rumor was that I had invented him to perpetrate a hoax and had actually written the books myself.
دیدگاه
٢

بجای invented اصلاح شود Invited : دعوت کردن

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He sits up very late to the detriment of his health.
دیدگاه
٢

او به ضرر سلامتیش تا دیر وقت بیدار میمونه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Dad had long since divested himself of anything valuable.
دیدگاه
١

پدر مدتهاست خودش را از هر چیز ارزشمند محروم کرده است .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
An employee sold him on the notion that cable was the medium of the future.
دیدگاه

: cable tv :Cable : تلویزیون کابلی

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I have long since abandoned the notion that higher education is essential to either success or happiness. Hot houses of learning do not always grow anything edible.
دیدگاه

Long since مدتهاست . خیلی وقته.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Does not crack a joke.
دیدگاه
٠

شوخی نکنید

تاریخ
٢ سال پیش
متن
This is a wicked of police corruption, media con tricks and celebrity scandals.
دیدگاه
٠

Wicked : اینجا به معنی ماهرانه ، con trick : نیرنگ محرمانه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
But when he con fronts her, she is crying for fear of not seeing him again and must be comforted.
دیدگاه
٠

Confronts her با او روبرو میشه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Vice rules where gold reigns.
دیدگاه
٠

جایی که طلا حکمرانی کنه فساد حاکم میشه .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Ambition, in a private man a vice, is in a prince, a virtue.
دیدگاه
١

جاه طلبی برای یه سرباز عیب و برای یه شاهزاده فضیلته

تاریخ
٢ سال پیش
متن
When you have lots of things to do, time just flies past.
دیدگاه
٠

وقتی کارهای زیادی برای انجام دادن دارید زمان زود میگذره . Time fly fast:زمان زود می گذره

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Paul was doing time for burglary.
دیدگاه
٠

پل بخاطر دزدی زندانی بود

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Sid's wife ran off with another man while he was doing time.
دیدگاه
٠

وقتی سید زندانی بود زنش با مرد دیگه ای فرار کرد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
If you're not careful you'll end up doing time again.
دیدگاه
٠

اگه مراقب نباشی دوباره زندانی میشی

تاریخ
٢ سال پیش
متن
None of us knew that Greg had done time for stealing cars.
دیدگاه
٠

هیچکدام از ما نمی دونستیم که گرک بخاطر سرقت ماشینها زندان بوده .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Back in his office he put through a call to the colonel.
دیدگاه
٠

در برگشت به دفترش با سرهنگ تماس گرفت

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Your call has been put through.
دیدگاه
٠

ارتباط شما برقرار شده است

تاریخ
٢ سال پیش
متن
All the candidates were put through their paces during the television debate.
دیدگاه
٠

همه کاندیداها در مدت مناظره تلویزیونی مورد ارزیابی قرار گرفتند .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The new recruits were put through their paces.
دیدگاه
٠

افراد تازه استخدام مورد ارزیابی مهارت قرار گرفتند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I must say, pace the distinguished senator, that his conclusions are entirely in error.
دیدگاه
٠

با اجازه سناتور محترم باید بگم نتیجه گیری او کاملا اشتباهه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Love with no need to preempt grievance.
دیدگاه
٠

بدون نیاز عشق بورزید تا به رنج پیشی بگیرید . ( اگر بخاطر رفع نیازهامون با کسی دوستی نکنیم از رنج اجتناب کرده ایم )

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The local people fenced the land to preempt it against other claimants.
دیدگاه
٠

مردم محلی زمین را حصار کشیدند تا در مقابل سایر مدعیان پیش دستی کنند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Better preempt to keep the opponents from bidding.
دیدگاه
٠

بهتره پیش دستی کنید تا مخالفان را از مناقصه دور نگهدارید

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The seniors hurried in and preempted the seats in the front rows.
دیدگاه
٠

سال آخری ها با عجله وارد شدند و در گرفتن صندلی های ردیف جلو پیش دستی کردند .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Their sobering conversation brought home to everyone present the serious and worthwhile work the Red Cross does.
دیدگاه
٠

گفتگوی هشیارانه آنها کار ارزشمند و جدی صلیب سرخ را به همه حاضرین فهماند. Bring home فهماندن - شیرفهم کردن

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A portfolio of more volatile securities is more likely to generate capital losses than a portfolio composed of less volatile securities.
دیدگاه
٠

احتمال اینکه سبدمالی اوراق بهادار بی ثبات تر ضرر بیشتری بده از سبدمالی تشکیل شده از اوراق بهادار با ثبات تر

تاریخ
٢ سال پیش
متن
People are more relaxed, more volatile.
دیدگاه
٠

کسانی که خونسردترند ، بی ثبات ترند .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He had a rather volatile temper and can't have been easy to live with.
دیدگاه
١

او خلق و خوی نسبتا دمدمی داشت و زندگی باهاش نمی تونست آسون باشه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Edwards was a dangerously volatile character.
دیدگاه
١

ادوارد بصورت خطرناکی شخصیتی دمدمی بود

تاریخ
٢ سال پیش
متن
For tomorrow the paycheck might turn to a pink slip.
دیدگاه
٠

برای فردا چک حقوق ممکنه به برگه اخراج تبدیل بشه . یعنی سیاست کاری hire and fire استخدام کن و اخراج کن . یعنی فقط کارفرما تصمیم گیرنده است و بقول معرو ...

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The factory workers were faced with redundancy.
دیدگاه

کارگران کارخانه با افزونگی یا زیادتی روبرو شدند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
That's out of the question.
دیدگاه
٠

آن محاله . آن غیرممکنه .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Defending yourself was out of the question.
دیدگاه
٠

دفاع شخصی غیرممکن بود

تاریخ
٢ سال پیش
متن
First of all, batch processing is out of the question.
دیدگاه
٠

اول از همه , پردازش دسته ای غیرممکنه . یعنی پردازش فقط آنلاینه یا برخطه .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Your proposal is out of the question.
دیدگاه
٠

پیشنهاد شما عملی نیست . شدنی نیست .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
It's difficult to wean an addict off cocaine once they're hooked.
دیدگاه
٠

وقتی معتادین به کوکائین به دام افتاده اند ترک آنها سخت است

تاریخ
٢ سال پیش
متن
It is another nail in the coffin of deterrence even if the first generation of cruise will be slow for such a role.
دیدگاه
١

در صورتیکه نسل اول کشتی برای این کار کند باشه فاتحه دفاع خونده است

تاریخ
٢ سال پیش
متن
It is another nail in the coffin of deterrence even if the first generation of cruise will be slow for such a role.
دیدگاه
٠

حتی اگه نسل اول کشتی برای این کار کند باشه فاتحه دفاع خونده است

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Never deter till tomorrow that which you can do today.
دیدگاه
٠

هرگز کاری را که امروز می تونید انجام بدید به فردا موکول نکنید

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The houses in this area are liable to subsidence.
دیدگاه
٠

خونه های این منطقه در معرض نشست هستند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Weak foundations caused the house to subside.
دیدگاه
١

فونداسیون یا پی ریزی ضعیف باعث نشست خانه شد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
There is a danger that many homes will subside because of the drought.
دیدگاه
١

این خطر وجود داره بعلت خشکسالی خیلی از خونه ها نشست کنند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Our company will be capitalizing the costs of this new venture.
دیدگاه
٠

شرکت ما هزینه های این ریسک جدید را تهیه یا فراهم می کند .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
They should be ashamed of trying to capitalize on this tragedy.
دیدگاه
٠

آنها باید از تلاش برای بهره برداری از این فاجعه خجالت بکشند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The opposition tried to capitalize on popular discontent over the new law.
دیدگاه
٠

استفاده کنه .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The opposition tried to capitalize on popular discontent over the new law.
دیدگاه
٠

گروه مخالف سعی کرد از نارضایتی مردم نسبت به قانون جدید

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Both will capitalize on the beautiful assets already in place in Ventura -- the views, the ocean, the clean air.
دیدگاه
٠

ترجمه گوگل منتهی بجای فعل استفاده خواهند کرد درست است .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
No procurement agency may fish for unlawful interests by offering bribes to the purchaser or by any other unfair means.
دیدگاه
٠

هیچ آژانس تدارکاتی نمی تواند با پیشنهاد رشوه به خریدار یا هر وسیله غیرمنصفانه دیگر ، دنبال منافع غیرقانونی باشد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
No procurement agency may fish for unlawful interests by offering bribes to the purchaser or by any other unfair means.
دیدگاه
٠

Fish :دنبال گشتن . هیچ آژانس تدارکاتی با پیشنهاد رشوه به خریدار یا هر وسیله غیر قانونی دیگر

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The counterpart to discrimination against women in society is sexism in sociology.
دیدگاه
٠

( کلمه معادل ) تبعیض جنسیتی در جامعه شناسی همتای تبعیض علیه زنان در جامعه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
If you do work for that company, it will represent an infringement of your contract with us.
دیدگاه
٠

اگر به کار در آن شرکت بپردازید این نشان دهنده نقض قرارداد شما با ما خواهد بود . Do work : پرداختن به کار

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Staff must stay behind after hours to catch up on their work.
دیدگاه
٠

After hours : بعد از ساعت مقرر اداری یا مدرسه . Stay behind :ماندن در جایی وقتی بقیه رفته اند . معنی جمله : کارکنان باید بعد از ساعت اداری برای جبران ...

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Staff must stay behind after hours to catch up on their work.
دیدگاه
٠

After hours : بعد از ساعت مقرر اداری یا مدرسه Stay behind :ماندن در جایی وقتی بقیه رفته اند . معنی جمله : کارکنان باید بعد از ساعت اداری برای جبران ع ...

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He's not cut out to be a politician.
دیدگاه
٠

او برای سیاستمدار شدن ساخته نشده

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Where is the justice of political power if it executes the murderer and jails the plunderer, and then itself marches upon neighboring lands, killing thousands and pillaging the very hills?
دیدگاه
٠

اگه قدرت سیاسی روی زمین همسایه ها رژه میره و هزاران نفر را می کشه و تپه های فراوانی را غارت می کنه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The army returned loaded down with plunder.
دیدگاه
١

لشکر با بار اموال غارتی برگشت

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Henry's army returned loaded down with plunder.
دیدگاه
١

ارتش هنری با بار اموال غارتی برگشتند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
If I had my way it would be opaque Lycra tights every day of the week.
دیدگاه
٠

بهتره بگیم ساق شلواری لایکرا

تاریخ
٢ سال پیش
متن
If I had my way it would be opaque Lycra tights every day of the week.
دیدگاه
٠

Have one' s way، اگه به من باشه هر روز هفته ساق لایکرا می پوشم

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The engine has been sold for scrap.
دیدگاه
١

موتور برای اوراق کردن فروخته شده است

تاریخ
٢ سال پیش
متن
There's not a scrap of truth in the claim.
دیدگاه
٠

در این ادعا ذره ای حقیقت وجود نداره

تاریخ
٢ سال پیش
متن
We've sold our old car for scrap.
دیدگاه
٠

ما ماشین قدیمی امان را برای اوراق کردن فروختیم

تاریخ
٢ سال پیش
متن
There is a complementarity between life and atomic physics.
دیدگاه
٠

زندگی و فیزیک اتمی مکمل یکدیگرند .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He loves to catch up on the news after a trip abroad.
دیدگاه
٠

او عاشق اینه که بعد از یه سفر خارجه به اخبار برسه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I have to catch up on my sleep.
دیدگاه
٠

باید کمبود خوابم را جبران کنم

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The foundry was allowed to go to pot in the seventies and Pringle's started purchasing from outside suppliers.
دیدگاه
٠

ادامه :و پریگلز شروع به خرید از تهیه کنندگان خارجی کرد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The foundry was allowed to go to pot in the seventies and Pringle's started purchasing from outside suppliers.
دیدگاه
٠

کارخانه ریخته گری در دهه هفتاد از بین رفت

تاریخ
٢ سال پیش
متن
His voice came down the line as clear as a bell.
دیدگاه
٠

صدایش مثل زنگ واضح و کامل بود

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Even the big shot has to carry his wife's purse.
دیدگاه
٠

بقول پیران خردمند حتی رئیس جمهور هم به حرف زنش گوش میده

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A ration book for certain items of food, clothing coupons, driving licence.
دیدگاه
٠

یک دفترچه جیره بندی برای کوپن اقلام خاص غذا و لباس ، گواهینامه رانندگی

تاریخ
٢ سال پیش
متن
They are trying to get an interim interdict to stop construction of the road.
دیدگاه
٠

انها در تلاشند تا یک حکم منع موقت بگیرند تا ساخت جاده را متوقف کنند .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Push a wedge under the door to keep it open while we're carrying the boxes in.
دیدگاه
٠

زیر در گوه بگذار تا وقتی ما جعبه ها را داخل میاریم در باز بمونه باز بماند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Push a wedge under the door to keep it open while we're carrying the boxes in.
دیدگاه
٠

زیر در گوه بگذار تا وقتی ما جعبه ها را داخل میاریم در باز بمونه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He hammered the wedge into the crack in the stone.
دیدگاه
٠

او گوه را در شکاف سنگ کوبید

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He is a fool that makes a wedge of his fist.
دیدگاه
٠

او احمقیه که از مشتش گوه درست می کنه . یعنی مشتش را مثل گوه به بقیه میزنه - کتک کاری می کنه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The children nursed their allowance so it lasted the whole vacation.
دیدگاه
٠

بچه ها پول توجیبی اشان را کم کم مصرف کردند بطوری که تمام تعطیلات طول کشید

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She nursed her drink for an hour.
دیدگاه
٠

او کم کم نوشیدنی اش را برای یک ساعت نوشید

تاریخ
٢ سال پیش
متن
the firm's bread-and-butter housing contracts
دیدگاه
٠

قراردادهای مسکن نان و آبدار شرکت

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The Amazon basin is in Brazil.
دیدگاه
٠

حوضه رود آمازون در برزیل است

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The phone was ringing off the hook here all weekend.
دیدگاه
٠

آخر هفته تلفن مرتب در حال زنگ زدن بود

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The phone has been ringing off the hook with offers of help.
دیدگاه
٠

تلفن با ( به دلیل ) پیشنهادهای کمک مرتب در حال زنگ زدن بوده

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I find gentle persuasion is the best tack.
دیدگاه
٠

من فکر می کنم نرم ترغیب کردن بهترین رویه است . مثلا بجای دستور دادن

تاریخ
٢ سال پیش
متن
With a little statistical sleight of hand they could make things look all right.
دیدگاه
٠

با کمی تردستی آماری یا دستکاری آمار آنها می توانند کارها را بهتر نشون بدهند . دروغ سه نوعه دروغ، دروغ شاخدار و آمار

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He also hob-nobs with the great and the good.
دیدگاه
٠

او همچنین با افراد برجسته می گرده

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She used to hobnob with the rich.
دیدگاه
٠

او عادت داره با پولدارها بگرده

تاریخ
٢ سال پیش
متن
There are two pints in a quart and four quarts in a gallon.
دیدگاه
٠

هر کورت معادل دو پینت و هر گالن معادل چهار کورت ( لیتر ) است

تاریخ
٢ سال پیش
متن
It will hold another quart.
دیدگاه
٠

یه کورت دیگه جا می گیره

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A quart is so called because it is a quarter of a gallon.
دیدگاه
٠

به این علت یک چهارم نامیده میشه که یک چهارم گالن چهار لیتریه .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Pick up a quart of milk or a loaf of bread.
دیدگاه
٠

یه لیتر شیر یا یه قرص نان بردارید

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Our neighbours have just done a loft conversion .
دیدگاه
٠

همسایگان ما اخیرا اتاق زیرشیروانی را تیدیل به خواب کرده اند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I can never condone coin-throwing or racial abuse.
دیدگاه
٠

من نمی توانم از شیر تا خط کردن یا سوئ استفاده نژادی چشم پوشی کنم ؟

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Far be it from us to condone tax evasion.
دیدگاه
٠

از ما بعیده که از فرار مالیاتی چشم پوشی کنیم . از فرار مالیاتی نمی گذریم .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
If we lose, perish the thought, Watford will take first place.
دیدگاه
٠

اگه ما ببازیم فکرش را هم نکن که واتفورد اول بشه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
There is not a smooth trajectory connecting these bony fish ancestors to flatfish lying on their belly.
دیدگاه
٠

یه مسیر هموار برای ارتباط بین اجداد این ماهیهای استخوانی با ماهیهای تخت که روی شمکشون می خوابند وجود حدارد