long since

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. I have long since abandoned the notion that higher education is essential to either success or happiness. Hot houses of learning do not always grow anything edible.
[ترجمه ترگمان]من مدت ها است که این اندیشه را رها کرده ام که آموزش عالی برای موفقیت یا سعادت ضروری است خانه های گرم یادگیری همیشه هر چیز خوردنی را پرورش نمی دهند
[ترجمه گوگل]من مدتها از این مفهوم که آموزش عالی برای موفقیت یا شادی ضروری است، رها شده ام خانه های گرم یادگیری همیشه چیزی خوراکی را رشد نمی دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Dad had long since divested himself of anything valuable.
[ترجمه ترگمان]خیلی وقت بود که از دست دادن چیز با ارزش خلاص شده بود
[ترجمه گوگل]پدر مدتهاست که خود را از هر چیزی که ارزشمند است از خود جدا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They had long since moved away.
[ترجمه ترگمان]مدت ها بود که از آنجا دور شده بودند
[ترجمه گوگل]آنها مدت هاست که دور شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Any doubts had long since been swept away.
[ترجمه ترگمان]از آن پس هیچ تردیدی باقی نمانده بود
[ترجمه گوگل]هر گونه شک و تردید به مدت طولانی از بین رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The entrance had long since been walled up.
[ترجمه ترگمان]از آن زمان که دیواره ای آن به دیوار کشیده شده بود، مدت زیادی نگذشته بود
[ترجمه گوگل]ورودی به مدت طولانی از بین رفته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It's so long since it rained that the river-bed is dry.
[ترجمه ترگمان]از زمانی که باران باریده، بس تر رودخانه خشک است
[ترجمه گوگل]از زمان غروب تا زمانی که رختخواب رودخانه خشک است طولانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This kind of textile machines has long since been out of use.
[ترجمه ترگمان]این نوع ماشین های نساجی مدت ها است که مورد استفاده قرار گرفته اند
[ترجمه گوگل]این نوع ماشین آلات نساجی به مدت طولانی از کار بیرون آمده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It was not long since that I returned.
[ترجمه ترگمان]از آن موقع که برگشتم زیاد طول نکشید
[ترجمه گوگل]از زمانیکه من برگشتم طولانی نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I've long since forgiven her for what she did.
[ترجمه ترگمان]خیلی وقت بود که او را به خاطر کاری که کرده بود ببخشم
[ترجمه گوگل]من مدتها از آنکه او را بخاطر کاری که انجام دادم آموختم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The city has long since passed into oblivion.
[ترجمه ترگمان]مدت ها است که شهر به فراموشی سپرده شده است
[ترجمه گوگل]این شهر از مدتها پیش به فراموشی سپرده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. This idea has long since fallen out of favour.
[ترجمه ترگمان]این فکر از مدت ها پیش به نفع من است
[ترجمه گوگل]این ایده از زمانی که از نفوذ بیرون نیامده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I had long since grown used to the eccentricities of his driving technique.
[ترجمه ترگمان]از آن زمان که عادت کرده بودم رفتارهای عجیب و غریب او را تحمل کنم از مدت ها پیش عادت کرده بودم
[ترجمه گوگل]از مدتها پیش رشد کرده بودم به بیرون از مرکز تکنیک رانندگی او
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The people who built this temple have long since vanished.
[ترجمه ترگمان]مردمی که این معبد رو ساختند از زمان ناپدید شدن
[ترجمه گوگل]افرادی که این معبد را ساخته اند، مدت ها از بین رفته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. She has long since moved on from the roles of her youth.
[ترجمه ترگمان]او مدت ها است که از نقش جوانان خود فراتر رفته است
[ترجمه گوگل]او مدتهاست که از نقش جوانانش نقل مکان کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The original building has long since been demolished.
[ترجمه ترگمان]ساختمان اصلی مدت ها است که ویران شده است
[ترجمه گوگل]ساختمان اصلی به مدت طولانی از بین رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• long time ago

پیشنهاد کاربران

از مدت ها پیش
خیلی پیش تر
از مدتها قبل، خیلی وقت پیش
since long
مدت ها قبل، مدت ها ( ست )
Long ago

They have long since tried to pass the law at every available opportunity
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما