پاسخهای مهدی صباغ
درود بر شما روز خوش در گویش های گوناگون زبان پارسی به ویژه کردی، لری، بختیاری و ..... برابری برای انجام دادن، عمل کردن، عامل و عاملیت پیشنهاد بدهید تا برای برابرگذاری گسترده و نوینواژه برای واژگان Agent Agency بهره ببریم
در گذشته میگفتن مثلا : عاملیت فروش نفت (نمایندگی فروش نفت در شهرهایی که گاز نداشتند) . بنابراین واژه هایی مانند : نماینده و نمایندگی برای این کاربرد واژه های عامل و عاملیت به نظر مناسب به کار می رسد.
-"او همسرِ پیشین من است" اگر کسی این را بگوید،آیا به این معناست که او اکنون همسر دیگری و "تازه ای" دارد،یا تنها می توان گفت که "او دیگر همسرِ گوینده نیست" ؟
تنها می توان گفت که "او دیگر همسرِ گوینده نیست
درود بر شما روز خوش می توان برابر واژه قادر یا تقدیرها یا اندازه گذار است می توانیم هندازهگار بگذاریم ،از هنداختن یا اندازه گذاشتن
قادر = توانا تقدیر = دست سرنوشت، سرنوشت به گمانم با وجود چنین کلمات فارسی زیبا،پرکاربرد و دارای تلفظ آسان، شاید نیازی به ساخت یا یافتن واژگان فارسی نوین نباشد. اما همانطور که در پیشنهادهای قب ...
درود بر شما روز خوش در برابر واژه فریزر فرهنگستان واژه یخزن را پیشنهاده اما می توانیم برای گیرایی بهتر از مصدر کهن فریسدن، فریختن بهره ببریم و بگوییم : فریخچال، فریسچال
درود بر شما. تلاش شما برای حفظ و گسترش زبان باستانی و ملی ارزشمند و ستودنی است. دو واژه پیشنهادی شماهم یعنی فریخچال، فریسچال زیبا هستند. اما فکر میکنم که متاسفانه بخت چندانی برای گسترش در بی ...
درود بر شما روز خوش برای واژه انطباق برابر پارسی سازگار یادشده است برای شبکه سازی واژگان می خواهم برابر هایی نوین، تازه یا کهن بپذیریم پیشنهاد های شما رد بررسی خواهیم کرد اگر لطف فرمایید؟
شبکه سازی : ریشه دوانی گسترش دست به دست دادن
درود بر شما روز خوش در پارسی مصدر تاییدن را داریم که معنی همانند شدن می دهد، می توانیم از این مصدر ، مصدری نوین و همریشه به شکل تاییختن، بسازیم که معنای منطبق شدن بدهد
به راحتی و زیبایی میتوانیم بگوییم: همسان همریخت هماهنگ همرنگ و ....
درود بر شما روز خوش،برای برابرنهی واژه تعادل و معتدل چه پیشنهاد هایی دارید، واژه ترازمندی یاد شده است لیک این واژه معنا و مفهوم تعادل را یکسره ترانمیبرد و حمل نمی کند و معنا را کامل نمی رساند
هم نهاد هم نهادی هم سرشتی
The ancient manuscript was so..............that the curator refused to let anyone touch it without gloves. A- resilient B- fragile C- durable D- flexible
Fragile شکننده تُرد و نازک آسیب پذیر
بیمار ز هر چه داری اش باز لب را به همان خورش کند ساز ✏ امیرخسرو دهلوی
ترک عادت موجب مرض است
بیچاره پدر ز پا در افتاد هم شیشه شکست و هم خر افتاد ✏ امیرخسرو دهلوی
از اینجا رونده، از اونجا مونده از زیر بارون بلند شد،نشست زیر ناودون از چاله دراومد و افتاد توی چاه