دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
به اوستایی "شَت" هوشَت = برش نیکو ، خوب بریده شده. ( فرهنگ اوستای بهرامی )
به پارسی "هُوش" ، به اوستایی "هوشیتی" به معنی خانه است.
بسیار ازرشمند و قیمتی ( اوستایی )
آیثَمَن / آیثَمَنِه به اوستایی به معنی "ارزشمند و قیمتی" است.
دُشمن و هَخمن : دشمن و دوست. ( اوستا )
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
درود ما د ر فارسی سه واژه ی همانند هم داریم که شایسته ی بررسی اند. "باید ، شاید ، فاید" اولی و دومی بسیار شناخته شده اند ، ولی سومی نه چندان! فاید به چم " تا و حتی" (Even ...
آیا "وَس" اول در وسوسه نمی تواند شکل دیگر همان پیشوند "بَس" باشد؟ اینگونه وسوسه به معنی "بسیار خواستن" می شود. البته ممکن است هر دو "وَس " از یک جنس باشند. مانند گزگزه ، خارخارک و غیره.
می دانیم که judge , jurry , just همه از یک ریشه یعنی "ieuos " هندواروپایی هستند ، اکنون می دانیم judge انگلیسی همان جادگو فارسی است. پس این ریشه قطعا در فارسی وجود دارد. برخی ز ...
خودم احتمال می دهم به معنی مسیر یا خط یا جهت باشد.
نظر شما در باره ی این کارواژه چیست ؟ دیدم که پرگتیدن به معنی تعلق داشتن به کار گرفته می شود ، ولی من در پیدا کردن ریشه ی آن تا کنون نا کام مانده ام، کسی میداند؟
جدیدترین پاسخها
آیا "وَس" اول در وسوسه نمی تواند شکل دیگر همان پیشوند "بَس" باشد؟ اینگونه وسوسه به معنی "بسیار خواستن" می شود. البته ممکن است هر دو "وَس " از یک جنس باشند. مانند گزگزه ، خارخارک و غیره.
و جالب است بدانید پیشوند بس به شکل "وَس" به کار می رفته و سند هم شده است.
آیا "وَس" اول در وسوسه نمی تواند شکل دیگر همان پیشوند "بَس" باشد؟ اینگونه وسوسه به معنی "بسیار خواستن" می شود. البته ممکن است هر دو "وَس " از یک جنس باشند. مانند گزگزه ، خارخارک و غیره.
ضمن این که معنی ای که در فرهنگ های عربی نوشته می شود اغلب ساختگی و پرداختگی است. برا ی مثال یک واژه ی یک هجایی اغلب 5 یا 6 صفت مختلف را نمایندگی میکند. که شدنی نیست. مثلا می گویند فلان کلمه سه حرفی یع ...
آیا "وَس" اول در وسوسه نمی تواند شکل دیگر همان پیشوند "بَس" باشد؟ اینگونه وسوسه به معنی "بسیار خواستن" می شود. البته ممکن است هر دو "وَس " از یک جنس باشند. مانند گزگزه ، خارخارک و غیره.
درود ، در پارسی بودن واژه ی وسوسه شکی نیست ، این واژه اوستایی است و گردش آوایی "ب" به "و" شاید یکی از 3 گردش پرتکرار در فارسی باشد مانند نوشتن / نبشتن. پرسشی که باقی مانده این است که آیا وسوسه از تکرار دوبار ه ریشه ساخته شده است (مانند فرفره ، جغجعه) یا بر اثر گردش های آوایی اینگونه به نظر می رسد.
بهترین جانشین و برابر پارسی (که بسیار روان بوده و در روزمره از آن بهره برده بشه) برای واژه «تاثیر» در چند نمونه و گزاره زیر چیست؟ ۱. تاثیر دوست خوب بر زندگی ما ۲. تاثیرگذاری کشور چین بر اقتصاد جهانی ۳. تاثیرات فرهنگی جنگ بر روی مردم
اثر = هُنون تاثیر = هنود
آ )ما چنانکه می دانیم، هر دو پسوندِ نامسازِ " -یه: ih- " و صفت سازِ " -یک : ik-" از زبانِ پارسیِ میانه، به ریختِ پسوندِ " -ی" در زبانِ پارسیِ نو درآمده اند ولی هیچگاه ما در زبانمان درهمروی نمی ب ...
درود ، یا می توان "ت" به "-ِش" را باز گرداند، این ت امروزه زدوده شده است. برای نمونه "کُنِشت = کُنش" و "رَوِشت = روش" ..... می توان گفت " کُنشتی" ، هرچند برای همه ی واژگان شاید نتوان به کار برد.