٢ رأی
٦ پاسخ
٥٨ بازدید

آیا "وَس" اول در  وسوسه  نمی تواند شکل دیگر همان پیشوند "بَس" باشد؟  اینگونه وسوسه به معنی "بسیار خواستن" می شود. البته ممکن است هر دو "وَس " از یک جنس باشند. مانند گزگزه ، خارخارک و غیره.

١٩,١١٨
١ هفته پیش
١ رأی

و جالب است بدانید پیشوند بس به شکل "وَس" به کار می رفته و سند هم شده است.

١ هفته پیش
٢ رأی
٦ پاسخ
٥٨ بازدید

آیا "وَس" اول در  وسوسه  نمی تواند شکل دیگر همان پیشوند "بَس" باشد؟  اینگونه وسوسه به معنی "بسیار خواستن" می شود. البته ممکن است هر دو "وَس " از یک جنس باشند. مانند گزگزه ، خارخارک و غیره.

١٩,١١٨
١ هفته پیش
٠ رأی

ضمن این که معنی ای که در فرهنگ های عربی نوشته می شود اغلب ساختگی و پرداختگی است. برا ی مثال یک واژه ی یک هجایی اغلب 5 یا 6 صفت مختلف را نمایندگی میکند. که شدنی نیست. مثلا می گویند فلان کلمه سه حرفی یع ...

١ هفته پیش
٢ رأی
٦ پاسخ
٥٨ بازدید

آیا "وَس" اول در  وسوسه  نمی تواند شکل دیگر همان پیشوند "بَس" باشد؟  اینگونه وسوسه به معنی "بسیار خواستن" می شود. البته ممکن است هر دو "وَس " از یک جنس باشند. مانند گزگزه ، خارخارک و غیره.

١٩,١١٨
١ هفته پیش
٠ رأی

درود ، در پارسی بودن واژه ی وسوسه شکی نیست ، این واژه اوستایی است و گردش آوایی  "ب" به "و"  شاید یکی از 3 گردش پرتکرار در فارسی باشد مانند نوشتن / نبشتن.  پرسشی که باقی مانده این است که آیا وسوسه از تکرار  دوبار ه  ریشه ساخته شده است (مانند فرفره ، جغجعه)  یا بر اثر گردش های آوایی اینگونه به نظر می رسد.

١ هفته پیش
٢ رأی
تیک ٨ پاسخ
٤٠٥ بازدید

بهترین جانشین و برابر پارسی (که بسیار روان بوده و در روزمره از آن بهره برده بشه)  برای واژه «تاثیر» در چند نمونه و گزاره زیر چیست؟ ۱. تاثیر دوست خوب بر زندگی ما ۲. تاثیرگذاری کشور چین بر  اقتصاد جهانی ۳. تاثیرات  فرهنگی جنگ بر روی مردم

٢ سال پیش
٠ رأی

اثر = هُنون  تاثیر = هنود

٥ ماه پیش
٠ رأی
٤ پاسخ
٣٥٧ بازدید

آ )ما چنانکه می دانیم،  هر دو پسوندِ نامسازِ " -یه: ih- " و صفت سازِ " -یک : ik-" از زبانِ پارسیِ میانه، به ریختِ پسوندِ " -ی" در زبانِ پارسیِ نو درآمده اند ولی هیچگاه ما در زبانمان درهمروی نمی ب ...

٣٥,٨١٨
٨ ماه پیش
١ رأی

درود ،  یا می توان "ت" به "-ِش"  را باز گرداند، این ت امروزه  زدوده شده است. برای نمونه "کُنِشت = کُنش" و "رَوِشت = روش" ..... می توان گفت " کُنشتی" ،  هرچند برای همه ی واژگان شاید نتوان به کار برد.

٨ ماه پیش
١ رأی
٧ پاسخ
١٧٨ بازدید

خودم احتمال می دهم به معنی مسیر  یا خط  یا جهت باشد.

١٩,١١٨
١١ ماه پیش
٠ رأی

سلام ، حتما خوشحال میشوم ، آیدی من در تلگرام  @Emanciper هست.

٨ ماه پیش
١ رأی
٧ پاسخ
١٧٨ بازدید

خودم احتمال می دهم به معنی مسیر  یا خط  یا جهت باشد.

١٩,١١٨
١١ ماه پیش
٠ رأی

رج = خط راست کج = مایل هج= عمود، قائم واضحه که ج آخر  کوتاه شده ی یک واژه است و در این واژه ها دارای یک ریشه ی مشترک است.

١١ ماه پیش
٢ رأی
٢ پاسخ
١٩٠ بازدید

برای عاطفه چه برابر فارسی ای را می توانیم بسازیم؟  عاطفه نمی تواند متناسب با واژه های علمی نوین  گسترش پیدا کند. برابر ما باید بتواند در ترگمان واژاک ها (اصطلاحات) زیر  موفق شود بی آنکه ...

١٩,١١٨
١ سال پیش
٠ رأی

در آخر فهمیدم که واژه ی پارسی "هُناخت" برابر آن برگزیده شده است.

١١ ماه پیش
٣ رأی
٧ پاسخ
٣٢٣ بازدید
چند گزینه‌ای

 چرا ما یک دانشنامه ی سره مانند Wikipedia که برای انگلیسی باستان یک کد زبانی تعریف کرده است ، برای فارسی سره نمی سازیم؟ سره نویسی ما زمانی ارزش دارد که بتوانیم این برابر ها به ویژه برابر های علمی ...

١٩,١١٨
١ سال پیش
٢ رأی

ممنونم از پاسختان ، ظاهرا همه ما یک بار از این سایت توی ذوقمان خورده است.با دبیره هم موافقم ، این خط نارسایی زیادی دارد و متاسفانه ابجد است و واکه ندارد. در باره ی دبیره ای که فرمودید کنجکاو شدم. &nbs ...

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
٢٨٥ بازدید

درود بر شما ، لذت در زبان‌های پارسی‌میانه و اوستایی چه بوده است؟ 

١ سال پیش
٠ رأی

کیفیدن ، کیبیدن  خجوییدن ، خجستن ، خجویش نَندش ،  کامش ، کامستن، گبارش ، گباشتن 

١ سال پیش
٣ رأی
٥ پاسخ
٥٩٦ بازدید

برای واژه ی " عصرانه " چه برابر و جایگزین " پارسی " پیشنهاد می کنید ؟ با اینکه این جایگزینی و برابر سازی کار و وظیفه ی فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی هست مشتاقم تا با شما دوستان در این باره هم اندیشی کنم  نکته:واژه ی پیشنهادی حتما پارسی باشد ! از پیشنهاد برابر های عربی ، انگلیسی فرانسوی و... خودداری فرمایید ...  با سپاس فراوان .

٢ سال پیش
١ رأی

پِسیند به معنی عصر است ،  پِسیندانه ، پسینداک 

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٥ پاسخ
٣٦٩ بازدید

یک برابر پارسی روان و ساده برای واژه مشکل(اشکال) در گفت و گوی روزمره

٢ سال پیش
٠ رأی

دشواره به نگر مناسب می رسد

١ سال پیش
٣ رأی
٤ پاسخ
٣٨٠ بازدید

اجزای یک جمله رو به پارسی چی میشه؟  مثلا فعل میشه کارواژه ولی بقیه رو نمیدونم .

٢ سال پیش
٠ رأی

سرواژه = مخفف واج اول چند واژه مثلا 50 همت کاه واژه = مخفف  مثلا نون کاهیده ی اکنون است. نام واژه = اسم کار واژه = فعل گزار واژه (زاب)= صفت زافته  = موصوف سان واژه = قید بن واژه (ستاک ) = مصدر افزوده = مضاف افزونه = مضاف الیه افزون واج = حرف اضافه کنا  (کنش گر) = فاعل کنیده (کنش گیر) = مفعول

١ سال پیش
١ رأی
٣ پاسخ
١٥٥ بازدید

اصل کلمه از  متر  ( سنجیده و متعادل، حساب شده) و  پث (درد و احساس) می آید. پیموده حسی، خودلی و خو هیجشی چطور اند؟

١٩,١١٨
١ سال پیش
٠ رأی

آغالیدن ، معنی ، شر به پا کردن و یه جنسی  هم دارد.

١ سال پیش