١ رأی
١ پاسخ
٢٣ بازدید

درود بر شما روز خوش می توان برابر واژه قادر یا تقدیرها یا اندازه گذار است می توانیم هندازه‌گار بگذاریم ،از هنداختن یا اندازه گذاشتن

٢ روز پیش
٠ رأی

قادر = توانا  تقدیر = دست سرنوشت، سرنوشت به گمانم با وجود چنین کلمات فارسی زیبا،پرکاربرد و دارای تلفظ آسان، شاید نیازی به ساخت یا یافتن واژگان فارسی نوین نباشد. اما همانطور که در پیشنهادهای قب ...

٢١ ساعت پیش
٤ رأی
٢ پاسخ
٤٠ بازدید

درود بر شما روز خوش  در برابر واژه فریزر فرهنگستان واژه یخ‌زن را پیشنهاده اما می توانیم برای گیرایی بهتر از مصدر کهن فریسدن، فریختن بهره ببریم و بگوییم : فریخچال، فریس‌چال

٢ روز پیش
١ رأی

درود بر شما. تلاش شما برای حفظ و گسترش زبان باستانی و ملی ارزشمند و ستودنی است. دو واژه پیشنهادی شماهم یعنی  فریخچال، فریس‌چال زیبا هستند. اما فکر میکنم که متاسفانه بخت چندانی برای گسترش در بی ...

٢١ ساعت پیش
١ رأی
١ پاسخ
٢٦ بازدید

درود بر شما روز خوش برای واژه انطباق برابر پارسی سازگار یادشده است برای شبکه سازی واژگان می خواهم برابر هایی نوین، تازه یا کهن بپذیریم پیشنهاد های شما رد بررسی خواهیم کرد اگر لطف فرمایید؟

٢ روز پیش
٠ رأی

شبکه سازی :  ریشه دوانی گسترش دست به دست دادن

٢١ ساعت پیش
٣ رأی
٢ پاسخ
٢٩ بازدید

درود بر شما روز خوش در پارسی مصدر تاییدن را داریم که معنی همانند شدن می دهد، می توانیم از این مصدر ، مصدری نوین و همریشه به شکل  تاییختن، بسازیم که معنای منطبق شدن بدهد

١ روز پیش
١ رأی

به راحتی و زیبایی میتوانیم بگوییم:  همسان همریخت  هماهنگ همرنگ و ....

٢١ ساعت پیش
٢ رأی
٢ پاسخ
٦٢ بازدید

درود بر شما روز خوش،برای برابرنهی واژه تعادل و معتدل چه پیشنهاد هایی دارید، واژه ترازمندی یاد شده است لیک این واژه معنا و مفهوم تعادل را یکسره ترانمی‌برد و حمل نمی کند و معنا را کامل نمی رساند  

١ هفته پیش
٣ رأی

هم نهاد هم نهادی هم سرشتی

١ هفته پیش
٥ رأی
تیک ٧ پاسخ
١٣٢ بازدید

The ancient manuscript was so..............that the curator refused to let anyone touch it without gloves.  A- resilient  B- fragile  C- durable  D- flexible

١ هفته پیش
٦ رأی

Fragile شکننده تُرد و نازک آسیب پذیر

١ هفته پیش
٤ رأی
تیک ٥ پاسخ
٨٢ بازدید

بیمار ز هر چه داری اش باز لب را به همان خورش کند ساز ✏ امیرخسرو دهلوی

١ هفته پیش
٥ رأی

ترک عادت موجب مرض است

١ هفته پیش
٦ رأی
تیک ٥ پاسخ
٩٦ بازدید

بی‌چاره پدر ز پا در افتاد هم شیشه شکست و هم خر افتاد ✏ امیرخسرو دهلوی

١ هفته پیش
٥ رأی

از اینجا رونده، از اونجا مونده از زیر بارون  بلند شد،نشست زیر ناودون از چاله دراومد و افتاد توی چاه

١ هفته پیش
٢ رأی
١ پاسخ
٩١ بازدید

 ما برای شما دارم و در این صفحه درود بر شما

١ ماه پیش
٠ رأی

درود بر شما.متن پرسش شما کامل ثبت و نوشته نشده است

١ هفته پیش
٣ رأی
١٠ پاسخ
١٨٠ بازدید

درود بر دوستان ارجمند ، در پارسی سره برابر واژه استنباط چه چیزی می توان نهاد و برگزید؟ خواهشمندم از واژهدریافتن، اندریافتن و نمونه های دیگر پیشنهادی نباشد زیرا باید  پرهون و گستره واژگان را گسترش داد و مصدری تازه ای را برگزید تاکنون پیشنهاد ها یکسره از این مصدر های کهنه بوده است و در سبک من این روش نمی گنجد باید مصدری مایه‌ور و پرمعنا و چم‌ور باشد

١ هفته پیش
٥ رأی

برداشت برداشت کردن استنباط من از این ماجرا اینه که .......  =  برداشت من از این ماجرا اینه که ............. قاضی اینگونه استنباط کرده بود که ....... =  قاضی اینگونه برداشت کرده بود که..........

١ هفته پیش
١