پرسش خود را بپرسید

چه کسی این شعر را سروده و معنای آن چیست؟

تاریخ
١ روز پیش
بازدید
٢٧

چه کسی این شعر را سروده و معنای آن چیست؟
همان بود رستم كه ديو نژند 
ببردش به ابر و به دريا فكند 
سُته شد ز هومان به گرز گران 
زدش دشتبانی به مازندران 
زبون كردش اسپنديار دلير 
به كُشتيش آورد سهراب زير

٢١٥,٥١٤
طلایی
٢٤٥
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٧
عکس پرسش

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود بر شما

این ابیات به نوعی رستم را ضعیف و نه در خور پهلوانی می نماید

در بیت اول اشاره به به دریا فکندن رستم توسط دیو می کند

در بیت دوم از ضعف رستم در مصاف هومان و دشتبان  روایت میکند

و در بیت سوم از ضعف رستم در نبرد با اسفندیار و همچنین به خاک رسیدن پشت رستم در نبرد با سهراب می گوید

در واقع به نوعی پهلوان اساطیری ایران را به سخره می گیرد

احتمالا یک مدعی شاعری گمنامی این کلمات را بنام شعر بهم چفت و بست کرده

٦٤,٤٤٨
طلایی
٢٥
نقره‌ای
١,١٧٤
برنزی
٢,٥٦١
تاریخ
٩ ساعت پیش

درود.

این شعر   از ( گرشاسب نامه) اسدی توسی ست.

در موردزنجیره ای از  داستان‌های حماسی ایران است که در شاهنامه فردوسی هم اومده:

( همان رستمی  که دیوان و موجودات اهریمنی را به زمین زد و آن‌ها را به میان ابرها برد و دردریا انداخت   و شکست داد،

 هومان با گرز سنگین خود  او را مغلوب کرد و دشتبانی در سرزمین مازندران بر او ضربه زد.

اسپند یارِ دلاور، او را  از پا درآوردو سهراب نیز با ضربه‌ای سنگین او را به زمین کوبید.)

 به نظر من پیام  این اشعار اینست که آن کسی که صاحب قدرت است هم روزی مغلوب شده و شکست خواهد خورد و نباید به خود مغرور شد. 

٢,٠٥٠
طلایی
٠
نقره‌ای
٢٢
برنزی
٢٣
تاریخ
١٤ ساعت پیش

این ابیات از اسدی طوسی در منظومهٔ گرشاسپ‌نامه است. اسدی طوسی در این بخش می‌کوشد پهلوانِ خود، یعنی گرشاسپ، را از رستم برتر نشان دهد و برای این کار شکست‌ها و ناتوانی‌های رستم را یادآوری می‌کند.

ابیات کامل‌تر چنین معنا می‌دهند:

ز رستم سخن چند خواهی شنود
گمانی که چون او به مردی نبود
...
همان بود رستم که دیو نژند
ببردش به ابر و به دریا فکند
سته شد ز هومان به گرز گران
زدش دشتبانی به مازندران
زبون کردش اسفندیار دلیر
به کشتیش آورد سهراب زیر

معنی بیت‌ها

  • «همان بود رستم که دیو نژند / ببردش به ابر و به دریا فکند»
  • همان رستمی که دیوی او را برداشت و به آسمان و دریا افکند (اشاره به ماجراهای افسانه‌ای که رستم در آن گرفتار دیوان می‌شود).
  • «سته شد ز هومان به گرز گران»
  • رستم از ضربهٔ گرز سنگین هومان درمانده و رنجور شد.
  • «زدش دشتبانی به مازندران»
  • حتی یک دشتبان (نگهبان صحرا) در مازندران او را زد و خوار کرد.
  • «زبون کردش اسپندیار دلیر»
  • اسفندیار او را به تنگ آورد و ناتوان کرد.
  • «به کشتیش آورد سهراب زیر»
  • سهراب در کشتی او را به زمین زد و زیر دست خود آورد. این اشاره به صحنهٔ معروف نبرد رستم و سهراب است که سهراب در نخستین کشتی بر رستم غلبه می‌کند.

مقصود شاعر

این ابیات قصد ندارند واقعاً رستم را تحقیر کنند؛ بلکه در سنت حماسه‌سرایی، اسدی طوسی برای بزرگ جلوه دادن گرشاسپ، می‌گوید: «شما رستم را بی‌همتا می‌دانید، در حالی که او هم بارها شکست خورده یا گرفتار شده است؛ اما گرشاسپ هرگز چنین خوار نشد.»

بنابراین، این شعر نوعی مقایسهٔ حماسی میان گرشاسپ و رستم است و لحن آن تعمداً اغراق‌آمیز و جدلی است.

٢١,٨٦٢
طلایی
٦
نقره‌ای
٢,٣٣٤
برنزی
١٣١
تاریخ
١٤ ساعت پیش

پاسخ شما