پرسش خود را بپرسید

چه کسی این شعر را سروده و معنای آن چیست؟

تاریخ
٤ ماه پیش
بازدید
٢٥٣

چه کسی این شعر را سروده و معنای آن چیست؟
همان بود رستم كه ديو نژند 
ببردش به ابر و به دريا فكند 
سُته شد ز هومان به گرز گران 
زدش دشتبانی به مازندران 
زبون كردش اسپنديار دلير 
به كُشتيش آورد سهراب زير

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
عکس پرسش

١٠ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

این ابیات از اسدی طوسی در منظومهٔ گرشاسپ‌نامه است. اسدی طوسی در این بخش می‌کوشد پهلوانِ خود، یعنی گرشاسپ، را از رستم برتر نشان دهد و برای این کار شکست‌ها و ناتوانی‌های رستم را یادآوری می‌کند.

ابیات کامل‌تر چنین معنا می‌دهند:

ز رستم سخن چند خواهی شنود
گمانی که چون او به مردی نبود
...
همان بود رستم که دیو نژند
ببردش به ابر و به دریا فکند
سته شد ز هومان به گرز گران
زدش دشتبانی به مازندران
زبون کردش اسفندیار دلیر
به کشتیش آورد سهراب زیر

معنی بیت‌ها

  • «همان بود رستم که دیو نژند / ببردش به ابر و به دریا فکند»
  • همان رستمی که دیوی او را برداشت و به آسمان و دریا افکند (اشاره به ماجراهای افسانه‌ای که رستم در آن گرفتار دیوان می‌شود).
  • «سته شد ز هومان به گرز گران»
  • رستم از ضربهٔ گرز سنگین هومان درمانده و رنجور شد.
  • «زدش دشتبانی به مازندران»
  • حتی یک دشتبان (نگهبان صحرا) در مازندران او را زد و خوار کرد.
  • «زبون کردش اسپندیار دلیر»
  • اسفندیار او را به تنگ آورد و ناتوان کرد.
  • «به کشتیش آورد سهراب زیر»
  • سهراب در کشتی او را به زمین زد و زیر دست خود آورد. این اشاره به صحنهٔ معروف نبرد رستم و سهراب است که سهراب در نخستین کشتی بر رستم غلبه می‌کند.

مقصود شاعر

این ابیات قصد ندارند واقعاً رستم را تحقیر کنند؛ بلکه در سنت حماسه‌سرایی، اسدی طوسی برای بزرگ جلوه دادن گرشاسپ، می‌گوید: «شما رستم را بی‌همتا می‌دانید، در حالی که او هم بارها شکست خورده یا گرفتار شده است؛ اما گرشاسپ هرگز چنین خوار نشد.»

بنابراین، این شعر نوعی مقایسهٔ حماسی میان گرشاسپ و رستم است و لحن آن تعمداً اغراق‌آمیز و جدلی است.

٢٥,٨٨٣
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٥٧
برنزی
١٦٠
تاریخ
٤ ماه پیش

درود بر شما امیرجانم، آفرین🙏🌹
ضعف های رستم را به رخ میکشد تا گرشاسب را بالاتر نشان دهد، آفرین🙏🌹💝

محمد تقی بهار ملقب به ملك الشعرای بهار شاعر، اديب، سياستمدار و روزنامه نگار ايرانی، در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبيات فارسی را نزد پدر خود ملك الشعرای صبوری آموخت و برای تكميل معلومات عربی و فارسی به محضر اديب نيشابوری رفت. بعد از فوت پدر، ملك الشعرای دربار مظفرالدين شاه شد. وی شش دوره نمايندهٔ مجلس شد و سالها استاد دورهٔ دكتری ادبيات دانشسرای عالی و دانشكدهٔ ادبيات بود. به علت پيوستن به مشروطه طلبان و آزادی خواهان چند بار تبعيد و زندانی شد كه سالهای زندان و تبعيد از پربهره ترين سالهای زندگی ادبی وی بود. بهار در روز دوم ارديبهشت ۱۳۳۰ شمسی، در خانهٔ مسكونی خود در تهران زندگی را بدرود گفت و در شميران در آرامگاه ظهيرالدوله به خاك سپرده شد. ازمعروفترين آثار وی ديوان اشعار، سبك شناسی كه در سه جلد در بارهٔ سبك نوشته‌های منثور فارسی نوشته شده، تاريخ احزاب سياسی، تصحيح برخی از متون كهن مانند تاريخ سيستان و مجمل التواريخ و القصص، تاريخ بلعمی را ميتوان نام برد. زبان حال موسولينی ديكتاتور ايتاليا، قبل از فتح حبشه، از زبان ملک الشعرای بهار:
در طوف حبش ديدم دی موسولينی ميگفت
كاين قطعه بدين خوبی مستعمره بايستی
ما ملت مفلس را نان و ماكارونی گشت
در سفرهٔ ايتالی كبك و بره بايستی
هيتلر به جوابش گفت كبك و بره لازم نيست
در سفره ديكتاتور نان و تره بايستی
بردست يكی سودان خوردستی يكی كنگو
ما را هم از افريقا سهمی سره بايستی
آريتره فرسخ‌ها دور است ز سومالی
پيوسته به سومالی آريتره بايستی
سلطان حبش گفتا انگل نبود لازم
گر نيز يكی بايد انگلتره بايستی
بودم كه ادن ميگفت ديشب به اميرالبحر
بحريهٔ ما را كار چون فرفره بايستی
ايتالی ناكس را ثروت به خطر انداخت
اين جثه به زير قرض تا خرخره بايستی
ديروز اميرالبحر ميگفت به چنبرلن
از بهر دفاع ملك مالی سره بايستی
اين نيروی دريايی كافی نبود ما را
در قبضهٔ ما از مانش تا مرمره بايستی/ ملک الشعرای بهار.

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
تاریخ
١ هفته پیش

در سال ۱۸۸۲ میلادی یعنی ۱۲۶۱ شمسی، مارسل آگوست ديالافوآ یهودی فرانسوی با حمايت سفارت فرانسه در تهران امتياز انحصاری كاوش در محوطه‌ باستانی شوش را از ناصرالدين شاه گرفت. اگرچه در اين امتياز تصريح شده بود كه همۀ جواهرات و نيمی از اشيائی كه يافت ميشود بايد در اختيار دولت ايران قرار گيرد. ديالافوآ و همسرش جين به همراه دو یهودی ديگر بنام‌های بابن و هوسی به مدت دو سال در شوش به كاوش پرداختند و در اين مدت اشيای فراوانی كشف و فوراً به پاريس منتقل كردند. اشیاء مکشوفه و مسرقه آنان را به طمع انداخت و ۱۳ سال بعد یعنی در ماه می ‌۱۸۹۵ دولت فرانسه حق انحصاری كشف آثار باستانی در سراسر ايران را بصورت کامل گرفت. بر اساس اين پيمان بناها و بازمانده‌های آثار تاريخی ايران به دو دسته تقسيم ميشد: نخست، آثار باستانی كه خارج از منطقۀ شوش به دست ميآمد كه مانند امتياز ديالافوآ با آنها رفتار ميشد؛ و ديگری، آثار باستانی پيدا شده در منطقۀ شوش كه همه به تملك دولت فرانسه در ميآمد، مانند گربه‌ای که در هر حالت چهار دست و پا پایین میاید، و متاسفانه اين امتياز هيچگونه محدوديت زمانی هم نداشت، درب دیزی باز و حیای گربه هم که معلومه. پس از گرفتن اين امتياز دولت فرانسه كنت جی. ام. دو مورگان یهودی را به ايران فرستاد. او باستان شناس معروف یهودیان بود كه در مصر كار ميكرد. در سال ۱۸۹۸ دو مورگان به همراه یهودی مرموزی بنام شیل آمد که این یهودی با ظاهر فریبندۀ یک كشيش ظاهر شد، این کشیش‌نما كه با فرهنگ ايران آشنا بود و زبان عيلامی هم ميدانست به شوش رسيد. دو مورگان چهار سال در شوش به كاوش‌ باستان شناسی پرداخت و ۱۲۰۰ كارگر را به كار گرفت، و خدا میداند چقدر از آثار باستانی را سرقت کرد. يافته‌های خود را مخفیانه از کشور خارج میکرد و فقط ۵۰۰۰ اثر باستانی را بصورت شفاف در ۱۸۳ بسته به پاريس فرستاد. این اشیاء را اکنون میتوانید در موزۀ لوور ببینید. بعضی آثار مکشوفه اوليۀ او هم در نمايشگاه ۱۹۰۰ پاريس به نمايش گذاشته شد. معروف ترين قطعه كه دو مورگان به فرانسه منتقل كرده، لوح حمورابی پادشاه كلده و عيلام است كه مجموعۀ قوانين اجرايی کشور ايران در ۴۵ قرن قبل است، یعنی ۴۵۰۰ سال قبل. سرقت دو مورگان آثار باستانی حقيقتاً شگفت آور از بخش پيش از تاريخ کشورمان بنام عيلام است كه پايتختش شهر تاريخی شوش بوده و دو مورگان پيشينۀ آن را حدود ۸۰۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح تخمين زده است، یعنی قدمتی بیش از ۱۰۰۰۰ سال. دو مورگان در كاوش‌های خود، ناخونک‌هایی هم به آثار باستانی در ری، كه نزديك تهران واقع شده زده، و آثار با ارزشی را اصطلاحاً هاپولی کرده/ منبع کتاب تاراج بزرگ، نوشته دکتر مجد.🌹🪻🌺

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
تاریخ
٢ هفته پیش

مادام دیولافوآ که همسر نامبرده است در خاطراتش مینویسد
از کاوش های شوش 500 شتربار به بندر فرستادیم تا به اروپا حمل گردد و شما هر چقدر هم که متبحر باشید به هیچ وجه قادر به قیمت گذاری آنها نمی باشید

با درود بر دکتر جان عزیزم🌹🙏
در مورد واکنش دیگران نمیدانم، ولی خودم واقعاً آتیش میگیرم از اینکه امانت داران خوبی نبودیم و در حفظ آثار کهن گذشتگان خودمان کوتاهی کردیم، امیدوارم بیداری و آگاهی ملی و عمومی به جایی برسد که بیشتر از این گنجینه های مادی و معنوی باستان را به باد ندهیم، چون مطالبه و بازگرداندن این آثار با غیر ممکن و یا خیلی سخت تر است🥴

بخش پایانی صادق هدایت: نکته ای که کمتر مورد توجه قرار گرفته، پیام نوشتار صادق هدایت است که از تیرگی درون، و روح و روان بیمار و مجنون او دارد. بخشی از نسل حاضر متاثر از آثار صادق هدایت که خودش متاثر از نویسنده پوچ‌گرایی همچون کافکا شده بود؛ مرغشان یک پا دارد و حرف خودشان را تکرار میکند و حاضر نیستند حرف طرف مقابل را بشنوند. طرد جلال آل احمد که آثارش شبیه هیچ کس نیست، و قطعاً شاهکار ماندگار ادبیات ماست، به صرف اینکه او همان حرفی را میزند که مورد تائید حکومت است، نه ظلمی است به جلال آل احمد، نه به کسی دیگر، آنها با فرافکنی، همچون کبک سر خود را به زیر برف می‌تپانند و فقط به خودشان ظلم میکنند. مثل جماعتی که در جاهلیت انگشت در گوش میکردند تا آیات وحی را از زبان پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله وسلم نشنوند. اسم این رفتار لجاجت و حماقت است، چون هم دزد حاضر است، و هم بز. ما هر دو اثر متضاد را در دست داریم، خب دیگه، خر خاک میخورد و در نهایت خودش به کوری مبتلا میشود. چیزی که باعث سوزش در ماتحت غربیان شد این بود که در همان ابتدا، روزی جلال آل احمد، به دیدار امام خمینی میرود، و امام در حالیکه روی زیر انداز خود نشسته بود، کتاب غربزدگی جلال آل احمد را مطالعه میکرد. جلال با همان لحن شوخ و طنز گونه‌اش میگوید: گویا هجویات ما به بیت شما هم رسوخ کرده؟ امام لبخند میزند و صادقانه میگوید: این حرف را نزن، این‌ها را ما باید میگفتیم؛ شما گفته‌ای/ تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. خدا به ما ایرانی‌ها عقل بیشتری از مابقی داده و باید خوب ازش استفاده کنیم، بقول حکیم ابوالقاسم فردوسی دوست داشتنی:
خرد بهتر از هر چه ایزد بداد
ستایش خرد را به از راه داد
خرد رهنمای و خرد دلگشای
خرد دست گیرد به هر دو سرای
ازو شادمانی وزویت غَمیست
وزویت فزونی وزویت کَمیست/ شاهنامه فردوسی🌺

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
تاریخ
٢ هفته پیش
عکس پرسش

اگه يه روزی فرزندی داشته باشم، بيشتر از هر اسباب بازی ديگه ای براش بادكنك ميخرم.
بازی با بادكنك خيلی چيزها رو به بچه‌ ياد ميده.
بهش ياد ميده كه بايد بزرگ باشه اما سبك، تا بتونه بالاتر بره.
بهش ياد ميده كه چيزای دوست داشتنی ميتونن توی يه لحظه، حتی بدون هيچ دليلی و بدون هيچ مقصری از بين برن.
پس نبايد زياد بهشون وابسته بشه
ومهم تر ازهمه بهش ياد ميده كه
وقتی چيزی رو دوست داره،
نبايد اونقدر بهش نزديك بشه وبهش فشار بياره كه راه نفس كشيدنش رو ببنده،
چون ممكنه برای هميشه از دستش بده.
و اینکه وقتی یه نفر رو خیلی واسه خودت بزرگ کنی
در آخر میترکه و تو صورت خودت میخوره. 🌺

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
تاریخ
٢ هفته پیش

ناصر خسرو قبادیانی ــ  ابو معین ناصر بن خسرو،  در قبادیان بلخ بدنیا آمد،  ۳۹۴ تا ۴۸۱ ه.ق، در آغاز دبیر چغری بک بود،  ولی در سال ۴۳۷ به سفر پرداخت و مدت هفت سال این سفر ادامه داد،  و کتاب سفر نامه را که بسیار جالب و مفید هستش تألیف کرد.  ناصر خسرو هنگامی که به مصر رفت از طرف خلیفه حجت خراسان گردید.  این شاعر به تبلیغ مذهب اسماعیلی پرداخت،  و حتی دیوان اشعارش از تبلیغ آکنده است،  زادالمسافر اثر مهم دیگر او نیز معروف و جالب است.

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
تاریخ
١ ماه پیش

هنگام تنگدستی، در عيش كوش و مستی
كاين كيميای هستی قارون كند گدا را 
سركش مشو كه چون شمع از غيرتت بسوزد
دلبر كه در كف او موم است سنگ خارا 
آيينه سكندر جام می‌است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملك دارا 
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارسا را/ حافظ شیرازی.

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
تاریخ
١ ماه پیش

درود مغرور نشدن هنگام پیروزی و موفقیت.. 

٧١,٧٦٠
طلایی
٨٦
نقره‌ای
١٨٠
برنزی
٨١٦
تاریخ
٣ ماه پیش

درود بر شما

این ابیات به نوعی رستم را ضعیف و نه در خور پهلوانی می نماید

در بیت اول اشاره به به دریا فکندن رستم توسط دیو می کند

در بیت دوم از ضعف رستم در مصاف هومان و دشتبان  روایت میکند

و در بیت سوم از ضعف رستم در نبرد با اسفندیار و همچنین به خاک رسیدن پشت رستم در نبرد با سهراب می گوید

در واقع به نوعی پهلوان اساطیری ایران را به سخره می گیرد

احتمالا یک مدعی شاعری گمنامی این کلمات را بنام شعر بهم چفت و بست کرده

٨٦,٧٨٧
طلایی
٥٦
نقره‌ای
١,٢٧٣
برنزی
٢,٩٤٥
تاریخ
٤ ماه پیش

درود بر شما🙏🌹
زمان فوت فردوسی اسدی طوسی جوانی ۲۶ ساله بوده و قطعاً در عرصه ادبیات در طوس یکدیگر را می شناخته اند، چون خودش در مورد فردوسی اعتراف میکند که:
تو همشهری او را و هم پیشه ای
هم اندر سخن چابک اندیشه ای

برایم عجیب است که این چه اخلاقی بوده، لزومی نداشته که یکی را پایین بیاورند تا دیگری را بالاتر نشان دهند، خودش مسیر فردوسی را در پیش گرفته و به چشم پیشکسوت باید به او مینگریست، میتوانست منصفانه و منطقی تر رفتار کند، اگر رستم را بالا برده بود و گرشاسب را بالاتر از رستم معرفی میکرد مقبول تر بود، اینکه میگوید:
اگر رزم گرشاسب یاد آوری
همه رزم رستم به باد آوری
کمی بوی ناپختگی و غرور را میرساند.

درود.

این شعر   از ( گرشاسب نامه) اسدی توسی ست.

در موردزنجیره ای از  داستان‌های حماسی ایران است که در شاهنامه فردوسی هم اومده:

( همان رستمی  که دیوان و موجودات اهریمنی را به زمین زد و آن‌ها را به میان ابرها برد و دردریا انداخت   و شکست داد،

 هومان با گرز سنگین خود  او را مغلوب کرد و دشتبانی در سرزمین مازندران بر او ضربه زد.

اسپند یارِ دلاور، او را  از پا درآوردو سهراب نیز با ضربه‌ای سنگین او را به زمین کوبید.)

 به نظر من پیام  این اشعار اینست که آن کسی که صاحب قدرت است هم روزی مغلوب شده و شکست خواهد خورد و نباید به خود مغرور شد. 

٣,٥٠٣
طلایی
٠
نقره‌ای
٢٨
برنزی
٣٨
تاریخ
٤ ماه پیش

درود بر شما آفرین🙏🌹
اسدی طوسی میگوید:
اگر رزم گرشاسب یاد آوری
همه رزم رستم به باد آوری
به شکلی، برای بالا بردن گرشاسب، رستم را زمین میکوبد.

١

پاسخ شما