شاعر این منقبت مولا علی علیهالسلام کیست؟
شاعر این منقبت مولا علی علیهالسلام کیست؟
که من شهر علمم علیم در است
درست این سخن قول پیغمبرست
گواهی دهم کاین سخنها ز اوست
تو گویی دو گوشم پرآواز اوست
علی(ع) را چنین گفت و دیگر همین
کزیشان قوی شد به هر گونه دین
نبی آفتاب و صحابان چو ماه
به هم بستهٔ یکدگر راست راه
منم بندهٔ اهل بیت نبی
ستایندهٔ خاک و پای وصی
حکیم این جهان را چو دریا نهاد
برانگیخته موج ازو تندباد
چو هفتاد کشتی برو ساخته
همه بادبانها برافراخته
یکی پهن کشتی بسان عروس
بیاراسته همچو چشم خروس
محمد(ص) بدو اندرون با علی(ع)
همان اهل بیت نبی و ولی
خردمند کز دور دریا بدید
کرانه نه پیدا و بن ناپدید
بدانست کو موج خواهد زدن
کس از غرق بیرون نخواهد شدن
به دل گفت اگر با نبی و وصی
شوم غرقه دارم دو یار وفی
همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لوا و سریر
خداوند جوی میو انگبین
همان چشمهٔ شیر و ماء معین
اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزد نبی و علی گیر جای
گرت زین بد آید گناه منست
چنین است و این دین و راه منست
برین زادم و هم برین بگذرم
چنان دان که خاک پی حیدرم
دلت گر به راه خطا مایلست
ترا دشمن اندر جهان خود دلست
نباشد جز از بی پدر دشمنش
که یزدان به آتش بسوزد تنش
هر آنکس که در جانش بغض علیست
ازو زارتر در جهان زار کیست
این ابیات مستند به حدیثی است که بسیار معروف است و در کتب شیعی و سنی هر دو روایت شده است: (مثل اهل بیتی کمثل سفینه نوح من رکبها نجی ومن تخلف عنها غرق) یعنی: مثل دودمان من مثل کشتی نوح است، هر کس بدان کشتی نشست رهایی یافت، ولی هر کس در آن ننشست غرق شد! راهنمایی اینکه: در همه تاریخ اسلام کمتر شاعری را میتوان یافت که بدین صراحت و شهامت، در حضور شخص حاکم ظالم، خونریز و متعصب، این شعر را در کمال شهامت بخواند
٥ پاسخ
فردوسی در آغاز کتاب شاهنامه، گفتار اندر ستایش پیغمبر.
پسندیده باشد سخن در علی (علیهالسلام)
شود نو حدیثِ کهن در علی (علیهالسلام)
نباید که خامش بود دانشی
ز مدح على (علیهالسلام) باشد او رامشی
دل دانش از بوستان طرب
کند نو ثناهای حیدر طلب
کرا بهره داد از خرد کردگار
کند آفرين على (علیهالسلام) اختيار
چو در بوستان ربیع از وفا
نگارد بجز مدح آل عبا (علیهماالسلام)
این اشعار ربیع در کتاب علینامه، در بحر متقارب سروده شده است، این کتاب در عصر فردوسی حکیم، و شاهکارش شاهنامه بوده است، یعنی قدمتی هزار ساله دارد، و توجه کنیم که این کتاب اولین شعر منقبتی و اولین نظم اثناعشری است، که بیش از ۱۲۰۰۰ بیت دارد. از اشعار این کتاب به خوبی میتوان فهمید که منقبت سرایی در آن عصر رواج بسیار داشته که متاسفانه در هجوم مغول و تیمور، آن کتابها از بین رفته و به دست ما نرسیده. نسخه اصلی همین کتاب (علینامه) نیز از کشور سرقت شده، و هم اکنون در موزه ترکیه است، فقط با ناراحتی میتوانم بگویم متأسفم.
از صادق هدایت یهودی مخفی آنوسی چه میدانیم؟ البته در اینکه صادق هدایت از خانواده ای آنوسی و ضدّ ایران و اسلام و اهل بیت علیهماالسلام است شکی وجود ندارد، اما چرا تاکنون کسی حقیقت را نگفته؟ بله میدانم، علاوه بر وزرا، نمایندگان مجلس و دیپلماتهای معروفی که از این خانواده بودند، افراد صاحب نامی چون علی اکبر دهخدا، صادق چوبک و بیژن جلالی نیز با خانواده هدایت نسبت خویشاوندی داشتند، بله اینها را میدانم، اما آیا این میتواند باعث شود حقیقت را نگوییم؟ علت تناقضات فراوان در بیوگرافی او چیست؟ اگر طبق ادعای پزشکی قانونی، در تهران با شلیک گلوله به سرش خودکشی کرده، پس چرا در فرانسه مدفون است؟ چرا اسناد دیگری نشان میدهد که در پاریس با گاز در حمام انتحار کرده؟ علت خودکشیهای پیاپی او چیست؟ آیا او ۲ بار خودکشی کرده یا ۲۸ بار؟ چرا؟ چگونه؟ چرا تلاش این یهودی مرموز در سفرهای پیاپی به لندن و پاریس و بلژیک و هند و... برای عضویت در لژ فراماسونری پذیرفته نشد؟.. و بسیاری پرسشهای دیگر... پدرش هدايت قلی خان هدايت (اعتضادالملك آنوسی) فرزند جعفرقلی خان هدايت(نيرالملك آنوسی) و مادرش زيورالملك آنوسی دختر حسين قلی خان مخبرالدوله دوم آنوسی است، که نام اصلی زيورالملك، عذری یهودی است. اگر تاریخ را یک قرن به عقب برگردیم، جدّ او كمال خجندی یهودیست. صادق هدایت هیچگاه ازدواج نکرد و به طریق بازار آزاد مشکلش را حل میکرد و معشوقه فرانسوی او (ترز) نیز آنوسی و روانپریش بود و با مردان بسیاری رابطه داشت و در نامههای خود صادق هدایت را (گربهی کوچک ایرانی) خطاب میکند. مهمترین پرسش: در حالیکه کلیمیان ایران از آزادی و امنیت برخوردار بودند، علت این مخفی کاریها چیست، و چه کاسه ای زیر نیم کاسه است؟ به دور از تعصب و حمیّت، و خردگرایی و منطق، بیایید ابتدا با آرامش و تفکر، وی را از نگاه شخصیتهای معاصر بررسی کنیم، سپس به نقد آثار او بپردازیم. مگر رهبر شهید صریحاً نگفت: اگر شما صادق هدایت را با نویسندههای معروف دنیا مقایسه کنید، چه نویسندههای روسی، چه نویسندههای فرانسوی، چه نویسندههای انگلیسی؛ اینهایی که رمانهای معروف را خلق کردند و داستانهای بزرگ را نوشتند، در مقابل آنها بچهی کوچکی است... / باز پرسش جدیدی مطرح میشود که چرا رهبر او را با یهودیان مخفی مقایسه کرده؟ ضمن اینکه این متن اعتراف به بی ارزش بودن نوشتههای صادق هدایت از نظر ادبیات پارسی و اصول رمان نویسی دارد، اصلاً آیا او اعتقاداتش چیست؟ آیا کافر است؟ شهید مرتضی مطهری اندیشمند و متفکر بزرگ، در پاسخ به این پرسش که چرا هدایت خودکشی کرد، پاسخ جالبی میدهد: یکی از علل خودکشی او این بود که اشرافزاده بود، او پول توجیبی بیش از حد کافی داشت، اما فکر صحیح و منظم نداشت، او از مواهب ایمان بیبهره بود، جهان را مانند خودش بوالهوس و گزافهکار و ابله میدانست... / خیر، خداوند این جهان را عبث نیافریده، و هدایت بیهوده و مغرضانه بر طبل پوچگرایی میکوبد، و وقتی اعتراض کنید که او پوچگرا بوده، افراد مریضی فریاد میزنند: پوچگرایی هم خودش ایده و فکری نوین و جدید است. سید علی موسوی گرمارودی، این اندیشمند و عاشق اهل بیت علیهماالسلام، با اشاره به کتاب توپ مرواری صادق هدایت صریحاً گفت: صادق هدایت شرف ندارد و باید او را لعنت کرد که در کتابش آشکارا به امام حسین علیهالسلام توهین کرده است... / بله، درسته، صادق هدایت را باید یکی از گستاخترین نویسندهنماها در توهین به اسلام و مقدسات دانست، حتی به حجاب و روحانیت و نماز و روزه و... و حتی زرتشت را هم به تمسخر و استهزاء گرفته، نه دین دارد، و نه عِرق وطن و میهن. دوستش صادق چوبک میگوید: این روزها توی روزنامهها این هیاهو افتاده که باید نوشتههای صادق هدایت را بنا به مصلحت اجتماعی از دسترس جامعه خارج ساخت تا نسل داریوش شیرهای نشود و خودکشی نکند/ آیا میدانید چندین نفر از خوانندگان آثار صادق هدایت افسرده شده و دست به خودکشی زدهاند؟ آیا این پرسش برایتان پیش نیامده که طی پنجاه سال گذشته، چه دستهای پنهانی از غرب، پیاپی این کتابهای ممنوعه را بازنشر میکنند و نامهایی چون شاهکار ادبی.. پدیده قرن.. غول ادبیات.. ادبیات مدرن و غیره را روی هرزه نگاری های صادق هدایت میگذارد، از طرفی کشور ما را حتی از طریق دارو هم تحریم کردهاند، اما از طرفی دیگر سرمایه گذاری میشود تا این کتابهای ممنوعه را رایگان بازنشر و تبلیغ کنند؟ عجیب نیست؟ اکنون که دُم خروس پیداست، آیا باز هم قسم آنان را باور میکنید؟ ایرانیان همواره فرهیخته و فهیم هستند، تناقضی نمیبینید؟ بله، او که بهزعم برخی بیماردلان و معاندین اسلام بعنوان یک نویسنده ممتاز مورد تمجید قرار میگیرد، در واقع نه بخاطر هنر نوشتنش، بلکه بخاطر همین جسارت و گستاخی به مقدسات دینی در آثارش است که توسط عدهای معلوم الحال عنگلیسی تکریم میشود؛ وگرنه مشخص است که کتابهای صادق هدایت از لحاظ ادبیات و جنبههای فنی داستاننویسی هیچ نکته خاصی ندارد. برعکس نهایت نبوغ و توانایی را در همان زمان، در ادبیات جلال آل احمد میبینیم که نوشتارش، شبیه هیچ کس نیست و با نوشتن صادقانه اعجاز میکند، بگونه ای که ساواک یهودی زاده، از او میهراسد و ترورش میکند، و بعد تلاش میکنند صادق هدایت را بعنوان شاهکار ادبی توی سر ادیبان ایران زمین بکوبند، اما کدام شاهکار؟ بقول معروف: دزد حاضر و بز هم حاضر، شما کدام فن و تکنیک رمان نویسی را در این هرزه نگاریها میبینید؟ انصافاً بفرمایید تا ما فیض ببریم! تفاوت سنی صادق و جلال ۴ سال است، ولی تفاوت فکری و نبوغی این دو، زمین تا آسمان است. بنده سعی میکنم بدون توجه به هجوم و حملاتی که قبلاً در وبلاگهایم بهم شده، چه بلاگفا و چه بلاگ اسکای و غیره، با تعهد و عشق به اهل بیت علیهماالسلام، همچنان با حوصله و تجزیه و تحلیل، در نوشتارهایی کوتاه، پرده از این حقیقت ناگفته برمیدارم ، و صدالبته مخاطب اصلیم اهل منطق و استدلال هستند، کسانی که اهل منطق نیستند را با کلام سعدی جان پاسخ میگویم که: يكی را از وزرا پسری كودن بود، پيش يكی از دانشمندان فرستاد كه مرين را تربيتی ميكن مگر كه عاقل شود. روزگاری تعليم كردش و مؤثر نبود، پيش پدرش كس فرستاد كه اين عاقل نميشود و مرا ديوانه كرد.
چون بود اصل گوهرى قابل
تربيت را در او اثر باشد
هيچ صيقل نكو نخواهد كرد
آهنی را كه بد گهر باشد
خر عيسی گرش به مكه برند
چون بيايد هنوز خر باشد/ گلستان سعدی جان
پایان بخش اول، ادامه دارد...
شخصی وضو میگرفت، وقت استنشاق کردن که آب را به بينی میکشند، عوض اين كه این دعا را بخواند: اللهم أرِحني رايحة الجنّهَ، اين دعا را كه در وقت استنجا در سرویس بهداشتی میخوانند، ميگفت: اللهمّ أجعلْنِي مِن التَّوابين وأجْعَلْني مِن المُتطهّرين. ظريفی آن را شنيد و گفت: اين بنده خدا ذكر خوبی ميگويد ولی سوراخ دعا را گم كرده.
آن يكی در وقت استنجا گفت
كه مرا با بوی جنت دار جفت
گفت شخصی: خوب وِرد آورده ای
ليک سوراخ دعا گم كرده ای/ مثنوی معنوی، دفتر چهارم.
علمی/ انواع آتشفشانها عبارتند از آتشفشان سپری که ظاهر آتشفشان سپری شبیه به یک گنبد صاف است، و آتشفشان چینه ای که یک آتشفشان چینه ای دارای شکل مخروطی کلاسیک است، و کاسه آتشفشانی که دارای ظاهر دایره ای به شکل حوضچه ای است. و همچنین گونههای آتشفشانها به دو شکل هستند، آتشفشانهای نقطه ای که مواد گداخته از یک محل بیرون میآید ( یعنی آتشفشان نوع مرکزی) و آتشفشانهای شکافی یا خطی که فوران آن در امتداد یک شکاف صورت میگیرد. اما کدام کشورها بیشترین آتشفشانها را دارند؟ کشورهای زیادی در دنیا وجود دارند که در آن کوههای آتشفشانی فعال و غیر فعال یافت میشوند. آتشفشانهای معروف جهان، در جزایر بالی در اندونزی که بارها کوههای آتشفشانی اطرافش فعال شده اند تا دیگر نقاط مختلف دنیا که گاهی خبرهایی از روان شدن گدازههای آتشفشانی در میان آنها شنیده میشود، بسیار جذاب و در عین حال ترسناک هستند. اما این سوال مطرح میشود که صرف نظر از آتشفشانهای فعال، جهان کدام کشورها بیشترین آتشفشانها را دارند؟ ده کشوری که بیشترین آتشفشانهای جهان را دارند: ایالات متحده، روسیه، اندونزی، ژاپن، شیلی، اتیوپی، پاپوآگینه نو، فیلیپین، مکزیک، آرژانتین.
بله آفرین، درود بر شما باد🙏🌹🌺