ریاضیات و فیزیک
در یکی از کتابهای جورج گاموف بنام یک ، دو ،سه ...بینهایت ، در بحث درباره اعداد موهوم مسئله ای مطرح کرده به این مضمون: با کشتی به نقطه ای در عرض شمالی ....و طول غربی ... سفرکن ، جزیرهای خواهی یافت متروک ، در ساحل شمالی چمنزار بزرگی ست ، یک درخت بلوط و یک درخت صنوبر وجود دارد ، ( یعنی درخت دیگری وجود ندارد) بعلاوه در آنجا یک چوبه دار کهنسالی هم هست ، از پایه چوبه دار به طرف درخت بلوط برو و گام های خود را بشمار ، وقتی به پای درخت بلوط رسیدی ، به اندازه یک نخود درجه به سمت راست بچرخ و همان تعداد قدم که شمردی حرکت کن و وقتی تمام شد ، یه علامت بذار ، همین طور به طرف چوبه دار برگرد و به سمت صنوبر قدم بردار و بشمار وقتی رسیدی نود درجه به چپ بچرخ و همان تعداد قدم که شمردی حرکت کن و علامت بذار ، حالا این نقاطی که علامت گذاشتی بهم وصل کن ، درست وسط این خط گنجی بزرگ وجود دارد ، شخصی که ظاهراً پسر گوینده بوده ، میره به اون طول و عرض جغرافیایی ، جزیره رو پیدا میکنه و همینطور دو تا درخت که یکی بلوط و یکی صنوبر بود ، ولی هیچ اثری از چوبه دار نبود ، و بدون این نشانه گنج را آن شخص نتوانست پیدا کند ،
جورج گاموف در اینجا شروع میکنه با استفاده از اعداد موهوم این نتیجه رو بدست میاره :
محل مجهول چوبه دار در حساب ما و کلا در پیدا کردن گنج هیچ دخالتی ندارد و با صراحت اعلام میکند ، محل چوبه دار هر کجای جزیره بوده ، بوده ، گنج در نقطه +i
قرار دارد ،
عجب حرفی ؟ i+ موهومه ، خب گنج رو روی صفحه دو بعدی هم کشید و حل کرد ، شما هم ببینید که واقعا محل چوبه دار به محل گنج هیچ ارتباطی ندارد ،؟