آیا داشتن زبان واحد (میانجی و میهنی) در ساخت یک کشور نیرومند نقش دارد؟ چه چیزهای دیگری در ساختن یک کشور نیرومند میتوانند نقش داشته باشد؟
نقش مردم در ساخت یک کشور نیرومند چیست؟
خواست شهروندان یک کشور چیزی جز آبادی، آزادی و برابری است؟
برای اینکه به همدلی و همبستگی میان مردم یک کشور برسیم چه کارهایی باید انجام داد؟
آیا دولت تنها مسئولیت اداره کشور را باید بر عهده داشته باشد یا مردم نیز متناسب با جایگاه خود در این مسئولیت نقش ایفا کنند؟
"شهروندان نیاز به آگاهی دارند و آگاه ساختن مردم کشور از راه آموزش و شفافیت اصلی ترین وظیفه حکومت است."
٣ پاسخ
درود🙏🌺
برای ساخت یک کشور نیرومند اولین گزینه اتحاد و همدلی است، که در اینجا اهمیت میهن (برای جغرافیا و محیط برای سازندگی) و اهمیت زبان و فرهنگ (برای تعامل و مشورت) پر رنگ و ملموس احساس میشود. اما این شروع راه است نه پایان. مردم آن جامعه چند نکته را باید در اولویت قرار بدهند، اول اعتقاد و اخلاق مذهبی است که باورها را محکم و عمیق میکند و ... دوم شایسته سالاریست که اجازه ندهند گروهکی فرصت طلب امتیازات را دپو کنند، سومین نکته ترویج آگاهی و بالا بردن علم و دانش و آگاهیست که افق ذهنی افراد جامعه را وسعت دهد. چهارم ترویج روح مطالبه گریست، تا مسئول گرفتار علافی و عیاشی نشود. در این میان سطح آگاهی و دانش، و رشد عقلانیت مهمترین وسیله رشد و تکامل جامعه است. خدا سوره هایی مانند نمل و نحل را نازل کرده تا ما از مورچه ها و زنبور عسل عبرت بگیریم. ملکه زنبور عسل چقدر عسل تولید میکند؟ هیچی، فقط کارش قرار گرفتن در مرکز این اتحاد و کنترل و نظارت است. تفاوت ما با زنبورها یا موریانه ها و غیره این است که ما خودمان در جمهوری رئیس انتخاب میکنیم. طبق فرمایش امیر المومنین علی علیهالسلام که فرمودند، خدا هر گاه خیر امتی را بخواهد بهترین آنان را بر آنان حاکم میکند و بلعکس... اگر به دنیای معاصر خودمون نگاه کنیم، نتیجه این فرمایش مولا را میبینیم که فرضا صدام حسین چه بلایی بر سر مردمش و کشورهای همسایه مانند ایران و کویت آورد، یاسر عرفات چه کرد با فلسطین و مردمش، یا بشار اسد در سوریه... چون وقتی ملکه نباشد کندو متلاشی میشود. جهل و نادانی بالاترین آفت است، وقتی جامعه به آگاهی برسد مابقی هم درست میشود، حتی روح مطالبه گری، اصلاً چرا راه دور برویم، کافیست ما نگاهی به هزار شهر کوچک و بزرگ ایران عزیز داشته باشیم، هر شهر و حتی روستایی که، مردمش باسوادتر و آگاه تر هستند، روحیه مطالبه گری و سازندگی و آبادانی و پیشرفت بیشتری داشته، بلعکس مناطقی که از دانش و آگاهی کمتری برخوردارند فقر و محرومیت و بیکاری و بیماری بالاترین میزان را دارد.
مولانا در فیه مافیه می فرماید
...چون سلیمان را سراپرده زدند
جمله مرغانش به خدمت آمدند
همزبان و محرم خود یافتند
پیش او یک یک بجان بشتافتند
جمله مرغان ترک کرده چیک چیک
با سلیمان گشته افصح من اخیک
همزبانی خویشی و پیوندی است
مرد با نامحرمان چون بندی است
ای بسا هندو و ترک همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگرست
همدلی از همزبانی بهترست...
مسوولین فسادستیز واقعی و نه زبانی تاحدودی مانند حکومت چین شی جنگ پنگ
عدالت به معنای اعم و اخص
تکیه بر ملیت و نه قومیت
عدم بیگانه پرستی
رهبر به معنای اعم و اخص
پرسشهای شما به قلبِ موضوع «ملتسازی» و «کشورداری» مربوط میشوند. پاسخ کوتاه این است که هیچ عامل واحدی به تنهایی یک کشور نیرومند نمیسازد؛ بلکه مجموعهای از عوامل فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در کنار هم عمل میکنند.
۱. آیا داشتن زبان واحد در ساخت یک کشور نیرومند نقش دارد؟
بله، زبان مشترک میتواند ابزار مهمی برای ارتباط، آموزش، انتقال دانش و همبستگی ملی باشد. وقتی مردم بتوانند بهراحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، همکاری و مشارکت آسانتر میشود.
اما زبان واحد بهتنهایی کافی نیست. کشورهای موفقی وجود دارند که چندزبانه هستند، مانند سوئیس و کانادا. آنچه اهمیت بیشتری دارد، وجود زبان یا زبانهای مشترک در کنار احترام به تنوع فرهنگی و زبانی است.
۲. چه چیزهای دیگری در ساخت یک کشور نیرومند نقش دارند؟
از مهمترین عوامل میتوان به این موارد اشاره کرد:
حکومت قانون و عدالت
آموزش باکیفیت و فراگیر
اقتصاد پویا و فرصتهای شغلی
اعتماد میان مردم و نهادهای حکومتی
شفافیت و پاسخگویی مسئولان
آزادیهای مدنی و سیاسی
زیرساختهای مناسب
امنیت و ثبات
سرمایه اجتماعی و همکاری میان شهروندان
کشورهای نیرومند معمولاً فقط ثروتمند نیستند؛ بلکه نهادهای قابل اعتماد و شهروندان فعال نیز دارند.
۳. نقش مردم در ساخت یک کشور نیرومند چیست؟
مردم صرفاً دریافتکننده خدمات دولتی نیستند؛ بلکه سازندگان اصلی جامعهاند.
نقش شهروندان شامل:
رعایت قانون
مشارکت در امور عمومی
پرداخت مالیات (در نظامهای مالیاتی)
کسب دانش و مهارت
نقد سازنده
همکاری با دیگران
حفظ منافع عمومی
هر اندازه شهروندان مسئولیتپذیرتر باشند، کیفیت نهادهای اجتماعی و سیاسی نیز بالاتر میرود.
۴. آیا خواست شهروندان چیزی جز آبادی، آزادی و برابری است؟
این سه خواسته از بنیادیترین آرمانهای انسانیاند، اما معمولاً تنها خواستهها نیستند.
بسیاری از مردم علاوه بر:
آبادی و رفاه،
آزادی،
برابری در برابر قانون،
به دنبال:
امنیت،
کرامت انسانی،
فرصت پیشرفت،
عدالت،
آیندهای قابل پیشبینی برای فرزندان خود
نیز هستند.
۵. برای رسیدن به همدلی و همبستگی میان مردم چه باید کرد؟
همبستگی معمولاً از راه اجبار ایجاد نمیشود، بلکه از راه اعتماد شکل میگیرد.
برخی عوامل مهم:
آموزش احترام متقابل
مبارزه با تبعیض
گفتوگوی آزاد میان گروههای مختلف
توزیع عادلانه فرصتها
تقویت هویت ملی در کنار احترام به هویتهای محلی
شفافیت در تصمیمگیریهای عمومی
تأکید بر منافع مشترک
وقتی مردم احساس کنند که در سرنوشت کشور سهم دارند، همبستگی نیز بیشتر میشود.
۶. آیا فقط دولت مسئول اداره کشور است؟
دولت مسئولیت رسمی اداره کشور را بر عهده دارد، اما موفقیت کشور بدون مشارکت مردم دشوار است.
میتوان گفت:
دولت مسئول سیاستگذاری، قانونگذاری، امنیت و خدمات عمومی است.
مردم مسئول مشارکت، نظارت، تولید، آموزش، همکاری اجتماعی و حفظ منافع عمومی هستند.
یک کشور نیرومند معمولاً نتیجه همکاری دولت کارآمد و شهروندان مسئول است، نه عملکرد یکی بدون دیگری.
۷. «آگاهی مردم از راه آموزش و شفافیت، وظیفه اصلی حکومت است؟»
آموزش و شفافیت بدون تردید از مهمترین وظایف حکومتها هستند، زیرا شهروند آگاه بهتر میتواند تصمیم بگیرد، مشارکت کند و از حقوق و مسئولیتهای خود آگاه باشد.
با این حال، حکومت تنها منبع آگاهی نیست. خانوادهها، مدارس، دانشگاهها، رسانهها، نهادهای مدنی و خود شهروندان نیز در تولید و گسترش آگاهی نقش دارند.
شاید بتوان این جمله را چنین کاملتر بیان کرد:
> «یکی از اساسیترین وظایف حکومت، فراهم کردن آموزش باکیفیت، دسترسی آزاد به اطلاعات و شفافیت در امور عمومی است؛ اما حفظ و گسترش آگاهی، مسئولیتی مشترک میان حکومت و شهروندان نیز به شمار میرود.»
در یک جمله، کشور نیرومند زمانی ساخته میشود که دولت پاسخگو، قانون عادلانه، آموزش فراگیر و شهروندان آگاه و مشارکتجو در کنار یکدیگر قرار گیرند.