پرسش خود را بپرسید
معنی واژه های زیر را بنویسید
٥ ماه پیش
٩١
٣ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
خطوب = کارهای خطیر
حراب= جنگی جنگجو
گندنا= تره
کاغه= ساده و مشنگ
حذیر= حذرکننده
٩٨,٩٨١
٩٣
٦٨٩
١,٤٤١
٥ ماه پیش
🔸 خطوب
- ریشه: عربی (جمع «خَطْب»).
- معنی: حوادث بزرگ، بلاها، مصیبتها، رویدادهای مهم.
- نمونه: «صبر در برابر خطوب روزگار» → صبر در برابر مصیبتهای روزگار.
🔸 حراب
- ریشه: عربی (جمع «حَرب»).
- معنی: جنگها، نبردها.
- نمونه: «در حراب بسیار آزموده بود» → در جنگها بسیار تجربه داشت.
🔸 گندنا
- ریشه: فارسی/محلی.
- معنی: گیاه خوراکی شبیه تره و پیازچه؛ در فارسی امروز بیشتر به «تره» یا «سیر کوهی» گفته میشود.
- نمونه: «آش گندنا» → غذایی محلی با تره یا سیر کوهی.
🔸 کاغه
- ریشه: فارسی کهن.
- معنی: کاهدان، انبار کاه یا جایی که کاه را جمع میکنند.
- نمونه: «خر در کاغه» → خر در کاهدان.
🔸 حذیر
- ریشه: عربی (از «حَذَر»).
- معنی: پرهیز، احتیاط، دوری از خطر.
- نمونه: «به حذیر کارها پرداخت» → با احتیاط به کارها پرداخت.
🔸 جدول خلاصه
| واژه | ریشه | معنی اصلی | معادل امروزین فارسی |
|---|---|---|---|
| عربی | مصیبتها، حوادث بزرگ | بلاها، رویدادها | |
| عربی | جنگها | نبردها | |
| فارسی | گیاه خوراکی شبیه تره/سیر کوهی | تره، سیر کوهی | |
| فارسی | کاهدان، انبار کاه | کاهدان | |
| عربی | پرهیز، احتیاط | احتیاط، دوری |
٧٥٤,٩١٢
٧١١
٨,٧٦١
٦,٢٥٢
٥ ماه پیش
درود بر شما
برای کاغه معانی دیگری ذکر کنید
هر کسی بر قوم خود ایثار کرد
کاغه پندارد که او خود کار کرد
✏ �مولوی�
درود
خطوب، جمع «خطبه» یا «خَطْب» بهمعنای: کارهای بزرگ، امور مهم و دشوار، حوادث خطیر
حراب جمع «حَرب» بهمعنای: جنگها، نبردها
گندنا ،واژه محاورهای، عامیانه بهمعنای: بدبو، کثیف، فاسد
کاغه واژه محلی / عامیانه بهمعنای: کاه
حذیر عربیالاصل بهمعنای: محتاط، هوشیار، دوراندیش.
٤٨٨,٣١٥
٤٥٦
٣,٨٩٦
٥,١٦١
٥ ماه پیش
درود بر شما
در مورد گندنا و کاغه معانی دیگری بنویسید
درود بر شما
بسیار عالی