پیشنهادهای مهربان مرادی (٥٤٨)
واژه ی چَپاو Chapaw در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی چپاول و غارت است. چَپاو کردن = چپاول کردن، غارت کردن .
زرینه و سیمینه Zarinaw Simina در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رنگین کمان است.
واژه ی پاتشا Patesha در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پادشاه است.
کلک وری Kelka Weri در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی دستکاری کردن است.
واژه ی زَقینه Zaghina در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی الهام است. زَقینه دا له دلم = به دلم افتاد، بهم الهام شد.
قروشکه Ghorrooshka در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی لیوان است.
مال خالو نیشان در در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی کفشدوزک است. مال یعنی خانه خالو یعنی دایی نیشان یعنی نشان دَر یعنی دهنده یعنی نشان ...
ژان ژو Zhana Zhoo در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی درد است. قوله یلد ژان ژو گرید = پاهات درد میگیره.
پرسه پو Prsa Poo در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی عزاداری و مجلس عزای فرد فوت شده است. فلانی پرسه پو که ید = فلانی در مجالس ترحیم شرکت ...
کلمه ی باوش Bawesh در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی آغوش و بغل است. مناله گه بگره ی باوشه و =بچه رو بغل بگیر.
بنبر Bnbrr در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه بن یعنی بن و ته و انتها، بر یعنی بریدن، بنبر یعنی خاتمه دادن، تمام کردن و محدود کردن.
پایا Paea در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی انتها است. پایا نه یرید = انتها نداره، آخرش مشخص نیست. پایا برییه = یعنی از محدودیت خارج شد ...
پته پنجل Pta Pnjl در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به فرد شلخته و بی نظم و کثیف گفته میشه.
واژه ی علاجه یو Allajaew در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی عجیب و تعجب برانگیز است.
واژه ی لانَما Lanama در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خانواده است.
گزاره Gazara در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی دروغگویی و خالی بندی است. به عنوان مثال یه نفر داخل یه جمع میشینه و شروع به تعریف کردن از ...
آش پالو Ash Palloo در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به صافی آشپزخانه گفته میشه، ظرفی که برنج و چیزای دیگه ی پخته شده رو توش میریزن تا آبش بره.
در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه ( ( بال کوتا ) ) برای لباس آستین کوتاه به کار میرود. شه یو بال کوتا = پیراهن آستین کوتا
واژه ی شمرته Shmrta در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فرد باریک و قد بلند است. میگیم بالا برزو شمرته.
واژه ی آخله Akhla در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی هاله است.
واژه ی نزره Nzra در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سکسکه است.
شَوخَف Shaw Khaf در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رختخواب است.
ختی متی Khti Mti در زبان لری و لکی و کُردی کلهری و . . . به معنی قلقلک است، در گویشهای دیگر به صورت ختکه تلفظ می شود.
واژه ی عَیار Aear در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه برای آدمی که خودشیرینی و چاپلوسی کنه به کار میره. مثلا فلانی عیاره یعنی خودشیرینی میکنه. در ...
واژه ی ناوخوا در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ناودان پشت بام است.
نَفَقَه Nafagha در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی جای عبور و جا داشتن است. به عنوان مثال میگیم نفقه ی برییه یعنی جای عبور نداره یا جا نی ...
واژه ی خَریک در کُردی سورانی، کلهری و . . . به معنی مشغول است.
واژه ی ناوهَین Nawhaen در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مابین و وسط است.
واژه ی ناوراس در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مرکز و وسط است.
لالکه لالک Lalka Lalk در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی التماس است.
ناشیرن Nashiren متضاد شیرن ( شیرین ) است. واژه ی ناشیرن در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بد و زشت است به عنوان مثال دَنگ ناشیرن = صدای ...
واژه ی ناوکا در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی ناگهان.
هَرَشَو گورَشَه Harrashaw Gorrasha هرشو گورشه از دو واژه ی مترادف ( ( هرشه ) ) و ( ( گورشه ) ) که هر دوشون به معنی تهدید هستند درست شده و در گویش کُر ...
واژه ی ( ( لاوار ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ( ( آوار ) ) است.
واژه ی ملهر Mlhrr در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی یاغی است.
واژه ی کوانگ Kooaneg در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی اجاق و آتشدان است.
واژه ی ( ( ربات ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ( ( محله ) ) است.
جل جوال از دو واژه ی مترادف که هر دو تاشون به معنی لباس هستند تشکیل شده و در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه کاربرد داره.
جل جیپال از دو واژه ی مترادف جل و جیپال تشکیل شده که هر دوشون به معنی لباس هستند. جل جیپال در کردی کلهری کاربرد داره. جیپال در بعضی گویشهای دیگر به ...
واژه ی هامار در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی هموار است.
آزیَت بار در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی عزادار. فلانی آزیت باره یعنی فلانی عزاداره.
واژه ی پژمه Pzhma در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی عطسه است.
واژه ی آزا در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی سالم و سلامت است.
در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به ریزش قطرات آب تکه تاک Tka Tak گفته میشه.
واژه ی وَرک Wark در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی بره است. مترادف این واژه در همین گویش میشه بَرق مترادف این واژه در گویش سورانی می ...
تال در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به تار گفته میشه، تال بَن = تار نخ
بَتال در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پشیمان شدن است.
پَراش پَراش در گویش کلهری در استان کرمانشاه نیز یعنی تکه تکه شدن، خُرد شدن به پرتاب قطرات آب میگیم پرشگ یا پرشنگ که شبیه به همین واژه است و معنیشون ه ...
واژه ی گُرج Gorj در گویش کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی حاضر، آماده و تا حدودی هم سر حال است.
واژه ی ( ( جانگیَه ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی شقیقه و گیجگاه است.
واژه ی ( ( لَپ ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه علاوه بر آنکه به معنی لب است، به معنی ( ( کف دست ) ) و ( ( موج زدن آب ) ) نیز هست.
پیا، پیائ، پیاگ این سه واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مَرد ( جنس مذکر ) است.
واژه ی ( ( خاوِن ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ( ( صاحب ) ) است.
واژه ی ( ( بلور ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فلوت است.
هاومال در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رقیب است، معمولا رقیب هایی هم سن خود شخص. رقابت بر سر همه چیز زندگی.
وناوکه Wnawka وناوکه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به یه نوع کبوتر گفته میشه.
واژه ی ( ( ناوژی ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی میانجی و میانجیگری کردن است، معمولا میانجی در جنگ و دعوا.
پاس در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پارس کردن سگ است.
خَفتِن Khaften واژه ی ( ( خفتن ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی خوابیدن است. خَفتِم = خوابیدم بِخَف = بخواب بِخَفیم = بخوابیم خ ...
خُسپ Khosp واژه ی ( ( خُسپ ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی غیبت کردن است.
واژه ی ( ( ویژنگه ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ( ( زانو ) ) است. استفاده از این واژه در بعضی مناطق به شدت کمرنگ شده و بیشتر از م ...
بَنار در گویش کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی دامنه کوه و سر بالایی است.
چنَک Chnak چنک در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گیره است که لباس روش آویزان می کنند.
هامشو Hamshoo هامشو در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رفت و آمد است. هام یعنی آمدن شو یعنی شدن، رفتن
قَپ قال Ghapa Ghal در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی سر و صدا.
پنجل Penjel در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی شلخته و کثیف است.
دیشت Deysht در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بیرون است. تا حدودی معنی دستشویی رو هم میده.
سروه Serwa در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نفوذ است.
مَرَق Maragh در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی حباب است. مَرَق سَر آو یعنی حباب روی آب.
چیله Chile و چیلگ Chileg هر دو در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی هیزم.
در گویش کلهری در استان کرمانشاه؛ مله Mla یعنی گردنه مله Mala یعنی شنا
نوا کوه نام کوهی مرتفع در غرب استان کرمانشاه است که مرز طبیعی دو شهرستان سرپل ذهاب و دالاهوست. نوا کوه پوشیده از درختان بلوط است و دارای انواع گیاها ...
واژه ی مِزنَم Meznam در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی انگار، گویا.
ورسی Wrsi یا ورسیری Wrsyari در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گرسنگی است. میگیم له ورسی مِرد یعنی از گرسنگی مُرد. Wrse یعنی گرسنه Wrsi ...
در استان کرمانشاه نیز نان تیری به یه جور نان نازک گفته میشه.
واژه ی ( ( پیری ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پیشواز و استقبال است. میگیم بچیمنه پیری یئ یعنی بریم به پیشوازش.
وَشت washt یا وَیشت Waisht واژه ی ( ( وشت ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی باد و باران همزمان است.
پیَلگ یا پیه لگ Pialeg واژه ی ( ( پیلگ ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پلک چشم است.
آمیته Amita واژه ی ( ( آمیته ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی آمیخته است.
شین در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه وقتی به کار می رود که زنان عذادار با نوک انگشت یا ناخن به صورت خود می سابند و همزمان میگن وَی وَی. . . می ...
واژه ی ( ( لاک ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به لاشه ی حیوان مرده گفته می شود.
لاله Lala در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای دایی است، مترادف لاله میشه خالو.
پَل Pal واژه ی ( ( پل ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به ( ( سنگ بزرگ ) ) در حدی که بتوان برداشت گفته می شود.
سان در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی سنگ.
واژه ی ( ( کوچِگ ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سنگ است.
دیَکه Diaka واژه ی ( ( دیکه ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی دهکده، روستا.
واژه ی ( ( راوی ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به آدمایی که زیاد حرف می زنند گفته می شود.
بیاخ Bayakh بیاخ در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به پرچم و پارچه ی سبز مذهبی گفته می شود .
هَمِل Hamel همل در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فرض کردن است. مثلا میگیم همل که یعنی فرض کن.
کالک Kalek کالک در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی میوه ی گرمک است. مترادف کالک میشه گرگه.
گرگه Grrga گرگه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی میوه ی گرمک است. مترادف گرگه میشه کالک.
در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه مامراوی یعنی مرغابی. واژه ی مامراوی از دو قسمت تشکیل شده است مامر یعنی مرغ آو یعنی آب.
واژه ی " ترینج " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نشستن و توقف و استراحت کردن است. میگیم بَو ترینجیگ بیه یعنی بیا بشین استراحت کن.
فتور Ftoor در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مرگ است، مثلا میگیم فتوریان هات یعنی همگیشون مُردَن.
هات یعنی اومد و خوش شانسی نهات یعنی بد شانسی و بدبختی مورد استفاده در گویش کلهری و لکی و . . .
واژه ی ( ( هات ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه دو معنی داره یه معنیش میشه ( ( آمد ) ) یه معنی دیگه اش میشه ( ( خوش شانسی ) )
تَشاوی Tashawi واژه ی ( ( تشاوی ) ) در گویش کُردی منطقه گوران در استان کرمانشاه به معنی روزنه و پنجره است.
سراو شخاینه یا سراب شخاینه نام یک سراب فصلی در شرق روستای رفیع در شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه است.
خاوه خاو Khawa Khaw در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به شُل بازی و تنبلی گفته می شود.
تیَنگ Tianeg واژه ی تینگ در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی تشنه است.
در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه بان گلان به معنی بام غلطان است. وسیله ای که در فصل بارش روی پشت بام میغلطانند.
قرول Ghorooll واژه ی " قرول " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی" تو خالی" است.
پاقاژه Paghazha اگر اشتباه نکنم پاقاژه یعنی پا گذاشتن چونکه در گویش کلهری در استان کرمانشاه بخوایم بگیم دیگه به خونه ی فلانی نمیرم میگیم دی پاقاژه ی ...
شیتَ ویت Sheta Wet شیت ویت در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به آدم دیوانه و کم عقل گفته می شود.
ریَن با تلفظ صحیح ری یَن Rian رین در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به گله ی گوسفندان گفته میشه.
شهرک دیره روستایی از توابع دهستان دیره شهرستان گیلانغرب در استان کرمانشاه است. شهرک دیره در گویش محلی شیه رگ خوانده می شود. مردم شهرک دیره پیرو مذه ...
واژه ی نسار Nesar در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به جایی که سایه باشه گفته میشه. در گویش کلهری متضاد نسار میشه خورتاو Khoarataw و همچنین نسار ...
درخشنده نام روستایی از توابع دهستان دیره در شهرستان گیلان غرب در استان کرمانشاه است. مردم روستای درخشنده پیرو مذهب شیعه هستند و با زبان کُردی و گوی ...
دول الیاس روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه است. مردم روستای دول الیاس پیرو آئین یارسان هستند و با زبان کُردی صحبت می ک ...
رشید عباس نام یکی از روستاهای بخش مرکزی شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه است. مردم روستای رشید عباس پیرو آئین یارسان هستند و با زبان کُردی صحبت م ...
چَفتَ چل Chafta Chel چفت چل در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی کج است.
واژه ی شون Shoon در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه چند معنی رو داره شون یعنی دنبال، مثلا بچوه شونه یعنی برو دنبالش شون یعنی محل و جایگاه، مثلا لو ...
ملچه ماچ Mlcha Mach ملچه ماچ در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ملچ ملوچ کردن هنگام غذا خوردن است.
مدوَق Mdwagh واژه ی " مدوق " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مطبخ است.
واژه ی بلفینجگ Blfinjeg در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی آدم قد کوتاه است.
واژه ی موتَل Mootal در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به آدم قد کوتاه گفته می شود.
دوشمیان یکی از روستاهای شهرستان دالاهو در استان کرمانشاه است. مردم روستای دوشمیان پیرو آئین یارسان هستند و با زبان کُردی صحبت می کنند. ارتفاع روستای ...
بزمیر آباد با گویش محلی؛ بزمیراوه بزمیر آباد نام روستایی در دهستان پشت تنگ ذهاب در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. مردم روستای بزمیر آب ...
خوره گری Khoara Grri در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه خوَر به معنای خورشید و گر به معنی تابش است و خوره گری به معنی آفتابی است.
واژه ی " گمه " Gama در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی صحبت، شوخی و بازی است.
واژه ی " یاری " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی دوستی، شوخی و بازی است. در گویش سورانی نیز به معنی بازی و ورزش است. مثل یاریگا یعنی ورز ...
وشکل Wshkal در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه وشکل به هر چیز خشک و حتی آدم لاغر وشکل گفته میشود.
دَم چَو Dam Chaw واژه ی دم چو از دو قسمت دم و چو تشکیل شده است که دم به معنای دهان و صورت است و چو نیز به معنای چشم است. در کل دم چو در گویش کُردی ک ...
گِردِن Gerden در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی گرفتن.
در گویش کلهری در استان کرمانشاه؛ گرد Gard یعنی همراه گرد Grd یعنی اطراف، جمع کردن و منظم کردن گُرده Gorda یعنی فرزند همسر
دَوَرَه Dawara در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی درمان، راه حل .
بنور در گویش کردی کلهری و لکی و گویشهای دیگر یعنی بنگر، نگاه کن بنور در گویش مردم قلخانی به شکل برون تلفظ میشود مصدر بنور در کلهری میشه نورسن سایر مص ...
واژه ی خوَر Khoar در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خورشید است. خَوَر نیز یعنی خبر.
واژه ی " تیسک " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مو و پشم است، تیسکن نیز یعنی پشمالو.
وَلَکَت Walakat واژه ی " ولکت " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خسته است. مترادف ولکت در گویش کلهری میشه شَکت Shakat
دسه برا Dasabra واژه ی " دسه برا " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی دوست صمیمی است.
دلق در زبان فارسی میشه لباس که شبیه به واژه ی دلنگ در زبان کُردی است، دلنگ در گویش کُردی کلهری یعنی لباس در واقع دو واژه ی دلق و دلنگ که هر دو یک معن ...
شَراشو Sharrashoo واژه ی " شراشو " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به آدم دعوایی و مردم آزار و طالب دعوا گفته میشه. مترادف های شراشو عبارت اند ...
جنگری Jangari واژه ی " جنگری " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به آدم شر و طالب دعوا گفته میشه مترادف های جنگری عبارت اند از ؛ جنگز Jngez شراشو ...
جنگز Jngez واژه ی " جنگز " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به آدمی که طالب جنگ و دعوا باشد گفته میشود. مترادف های جنگز عبارت اند از ؛ جنگری Ja ...
افاقه Efagha در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بهبودی و شفا یافتن است.
گشت Gsht در زبان کُردی به معنای همه است. گشت مردم یعنی همه ی مردم
کرمیت Krmit کرمیت در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی کبریت است.
گرچ گرچ Gerch Gerch گرچ گرچ در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی برجستگی و زبری و زبر بودن است. مترادفش میشه گرنج گرنج.
گرنج گرنج Gerenj Gerenj گرنج گرنج در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی برجستگی و زبری است.
ساعقل Saaghl در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی آدم بی عقل است.
ور گیژ Wrr Gizh ور گیژ از دو واژه ی ور و گیژ تشکیل شده است که هر دو هم معنی و به معنای گیج هستند. ور گیژ مورد استفاده در گویش کُردی کلهری در استان ک ...
تقه فیره Tagha Firra تقه فیره در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی اسهال و شکم روش است.
رمه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به شکل رَم تلفظ میشود که به معنی گله ی حیوانات است.
واژه ی " رَم " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رمه و گله ی حیوانات است
واژه ی " رَم " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رمه و گله ی حیوانات است.
تنله Tnala تنله در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به آدم قد کوتاهی که چاق باشه گفته میشه.
خَپَه Khapa خپه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه و بعضی دیگر از گویش های زبان کُردی به معنی آدم قد کوتاه چاق است، خپه به صورت خَپی نیز تلفظ می ش ...
واژه ی " خَپی " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به یه آدم قد کوتاه که همزمان چاق باشد گفته میشود. البته به شکل خَپَه Khapa نیز تلفظ می شود.
زله و قوله Zlaw Ghola زله و قوله از دو واژه ی مترادف زله و قوله به معنای سر و صدا تشکیل شده است که در گویش کلهری در استان کرمانشاه مورد استفاده قرار ...
پیت پَرو Pit Parroo پیت پرو در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پارچه ی کهنه است.
پیت برکت Pit Barekat پیت برکت از دو واژه ی مترادف پیت و برکت تشکیل شده است که هر دو به معنای خیر و برکت هستند و مورد استفاده در گویش کلهری و سایر گوی ...
تاو تاو Taw Taw تاو تاو در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی لحظه ای است. مثلا میگیم تاو تاو سه رم گیژ کید یعنی یه لحظه سرم گیج میشه و لحظه ...
تاو Taw در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ذوب شدن، تابش خورشید و لحظه و زمان است.
خَیر بَیر Kher Ber خیر بیر در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خیر و برکت است.
پرته پِس Prta Pes پرته پِس در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی کثیف و آلوده و چرکین است.
پرچه پاک Prcha Pak پرچه پاک در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پاک و تمیز است.
ترکه تَمیس Trka Tamis ترکه تمیس در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پاکیزه و تمیز است.
نکه نو Nka Noo نکه نو در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نو و تازه است.
هَل Hal در گویش کُردی کلهری و سایر گویشهای زبان کُردی یک پیشوند است که در اول بعضی فعل ها قرار می گیرد و معنا دهنده ی انجام کار به سمت بالا است. به ...
ساور Sawrr در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی آدم گیج .
برجه یعنی درخشش، برجه باج Brja Baj نیز یعنی درخشش مورد استفاده در گویش کلهری در استان کرمانشاه.
چکه چول Chka Chool در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خالی و خلوت است.
ول wll یا وِل Well این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی گم و رها و ول کردن.
دَنگ دوم Danga Doom در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی سر و صدا.
وینجه Winja در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی یونجه.
بوشو یا برو در گویش کُردی کرمانشاهی میشه بچو. بچو و بوشو به هم شبیه هستند. دو زبان کُردی و گیلکی با هم پیوند زیادی دارند.
نَو Naw در گویش کُردی کلهری یا کرمانشاهی یعنی نیا.
بَورَو در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی برگرد.
ریزه وند علی اکبر نام یک روستا در استان کرمانشاه است که در دهستان بشیوه و پاطاق در شهرستان سرپل ذهاب قرار دارد. مذهب مردم روستای ریزه وند علی اکبر تش ...
ریزه وند نجف نام یکی از روستاهای استان کرمانشاه است که در دهستان بشیوه و پاطاق در شهرستان سرپل ذهاب قرار گرفته است. مردم روستای ریزه وند نجف شیعه ی ...
عسکر خانی نام یکی از روستاهای استان کرمانشاه در غرب ایران است که در حومه ی شرقی شهر سرپل ذهاب قرار گرفته است، مردم روستای عسکر خانی شیعه ی اثنی عشری ...
کل داود یا به زبان محلی کل داو Kal Daw کل داود نام یک کوه و منطقه و روستا در نزدیکی شهر سرپل ذهاب در استان کرمانشاه است، یک اثر باستانی به اسم دکان د ...
کانال چوپی نام یک برنامه ی طنز ویدئویی اغلب به زبان کُردی است. کانال چوپی اوایل دهه ی ۸۰ در استان کرمانشاه و بخصوص شهرستان سرپل ذهاب شروع به تولید و ...
سراب گرم به گویش محلی سراو گرم سراب گرم نام یک سراب و دو روستا در استان کرمانشاه در غرب ایران است که در حومه ی جنوبی شهر سرپل ذهاب قرار گرفته است. م ...
آسیاب قرمز نام یکی از روستاهای استان کرمانشاه در غرب ایران است، آسیاب قرمز در شهرستان سرپل ذهاب و در حومه ی شهر قرار دارد. مردم روستای آسیاب قرمز شی ...
مشتِ Mshte یا مشتگ Mshtg این واژه دز گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی دسته است.
درزن هچین در گویش کلهری به شکل دَرزی مَچیر تلفظ میشه دَرزی یعنی سوزن مَچیر یعنی نخ
خدی در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به شکل خَی تلفظ میشود میگیم خَی داسه اَو کاره یعنی به اون کار عادت کرده. گویش های لکی و کلهری بسیار به همد ...
رَقَل Raghal این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سفت و خشک و لاغر است.
چَق Chagh در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی زیاد حرف زدن است، مترادف این واژه میشه ژاک. چَق دان = پر حرفی کردن ژاک = حرف زدن زیاد
گنجوره Ganjoorra نام یکی از روستاهای استان کرمانشاه در غرب ایران است که در شهرستان سرپل ذهاب قرار گرفته است. مردم روستای گنجوره شیعه مذهب هستند و با ...
نقاره کوب با گویش محلی نقاره کوت نقاره کوب نام روستایی در استان کرمانشاه در غرب ایران است که در شهرستان سرپل ذهاب قرار گرفته است. مردم روستای نقاره ...
ملال Mlal در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بچه است. این واژه در چند گویش کُردی به اشکال مختلفی تلفظ میشود به عنوان نمونه مندار مندال من ...
معانی این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه؛ رت Ret یعنی رک و صریح رَت Rat یعنی دنباله و پایه و اساس
آینه نام یکی از روستاهای استان کرمانشاه در غرب ایران است که در دهستان بشیوه و پاطاق در شهرستان سرپل ذهاب قرار گرفته است. مردم روستای آینه شیعه هستند ...
آیینه به کُردی کلهری میشه جامک Jamak
شانگ یا شانِ در گویش کلهری در استان کرمانشاه به معنی شانه است.
چمان Chman چمان در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گویا و انگار است.
گلین Golein گلین نام منطقه ای متشکل از چند روستا است که به خاطر شرایط جغرافیایی اش به دو بخش تقسیم شده و یک بخش آن در شهرستان سرپل ذهاب و بخش دیگر در ...
گرنگ یا گرینگ این واژه در گویش کُردی سورانی به معنی مهم و با اهمیت است. در فارسی میشه گران در کردی کلهری میشه گرانگ
شرین Sherin واژه ی شرین در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی شیرین است. مترادفش میشه شیرن.
شیرن Shiren واژه ی شیرن در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی شیرین است، البته به صورت شرین نیز به کار می رود.
در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به " چَور" Chawr به چرب گفته می شود.
هوز Hooz واژه ی هوز در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ایل و طایفه است.
پَرو Parroo واژه ی پرو در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پارچه ی کهنه است.
جاران در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی اون موقع ها، قبلا و روزهای گذشته است.
پاسگاه های مرزی، زیر مجموعه ی گروهان های مرزی هستند و گروهان های مرزی هم زیر مجموعه ی هنگ مرزی هستند. به عنوان مثال بعضی استان ها ۴ تا هنگ مرزی دارن ...
کرن Keren کرن نام محلی شهر کرند غرب در استان کرمانشاه است اغلب ساکنان شهر کرند، پیرو آئین یارسان هستند و با زبان کُردی صحبت می کنند.
گهرد Gohrd این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فرد ثروتمند است.
گرچ Grch این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی زبر و زبری و برجستگی است.
تَرن Tarrn این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای مصیبت و زجر و بدبختی است.
روشنا Rooshna این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی روشن است. به عنوان مثال میگیم ایره روشناس یعنی اینجا روشنه
نوا Nowa این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه معنیش میشه جلو، مترادفش میشه ور War .
ولات Wlat در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی ولایت، سرزمین، زادگاه، منطقه و حتی همه و جهان مثلا میگیم ولات کو بویه یعنی همه جمع شده اند یا می ...
نقشین یا نخشین، این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نقش دار و زیبا است.
ناو Naw ناو در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه دو معنی داره یه معنیش میشه اسم و دیگری میشه داخل و درون
چَفت Chaft این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی کج است.
گلال Glal این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به کف رودخانه های خشک و فصلی گفته میشه درواقع گلال یه جای گوده، این واژه تقریبا به گودال شبی ...
هوفال Hoofal واژه ی هوفال در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی آدم دروغگو است، مترادف این واژه در همین گویش میشه دروزن Droozen
کووی Koowi واژه ی کووی در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی کدو است.
چکول Chkol در گویش کُردی کلهری یعنی چوب کوتاه
چیمَن Chiman در گویش کُردی کلهری یعنی چمن
زردل Zardal در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به افرادی که رنگشون زرد شده یا رنگشون پریده زردل گفته میشه.
واژه ی لافاو در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سیل است.
چاو در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی شایعه است.
در استان کرمانشاه فاف به پودر لباسشویی گفته می شود.
واژه ی کول با حرف ل بزرگ یعنی کوتاه واژه ی کول با حرف ل کوچک یعنی کند کول با فتحه روی ک یعنی پوست مورد استفاده در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه
واژه ی مردگ Mrdg در گویش کُردی کلهری و بعضی از گویش های دیگر کردی به معنی شخص مرده است.
رسقال Rsghal این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رخسار و صورت است.
رَق Ragh این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سفت و خشک است.
تقل Taghal این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بخیه زدن و پینه زدن است.
چالگه روستایی در غرب ایران است که در دهستان بشیوه و پاطاق در شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه قرار گرفته است. مردم روستای چالگه پیرو مذهب شیعه هس ...
واژه ی چپ Chap در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی کف دست است. مثلا چپ کوتان یعنی کف زدن
واژه ی شیوه Shewa در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی چهره و صورت است.
واژه های کلگ Keleg و کلک Kelek در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی انگشت هستند.
واژه ی ویو Waiw در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی عروس است.
واژه ی بنگس Bngs در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی وجب است.
بالشت در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بالش و متکا است.
واژه ی شنگ Shang در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فشنگ و گلوله است.
واژه ی خوا در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نمک است.
واژه ی فریشته در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فرشته است.
واژه ی " پَس" در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گوسفند است.
بزگیر در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به افرادی که گوسفندان را معامله می کنند می گویند.
هانه Hana هانه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی یاری و کمک کردن است.
دیره ( با گویش کلهری Dera ) دیره نام یک دشت و منطقه و دهستان در شهرستان گیلانغرب و مابین دو شهر سرپل ذهاب و گیلانغرب است. مردم دهستان دیره پیرو مذه ...
گولو در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی تیله می باشد. گولو = تیله گولوان = تیله بازی
اشکفت در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی غار است.
دول Dool این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سطل و دره است.
درود بر آقای بابک پاکدامن بزرگوار آلشت در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی عوض کردن و معامله کردن است. در گویش کلهری همچون زبان پهلوی واژه ...
کرگ Karreg این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی کپک است.
سینی Sini سینِ Sine سینگ Sineg این واژه ها همشون یک معنی دارند و در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سینه هستند.
قولنگَ Gholnga این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی کلنگ است.
پولا در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فولاد است.
میلکان این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به محل زندگی می گویند، چه از جنس خانه باشد و چه سیاه چادر به دختری که شوهر نکرده میگیم له بن می ...
بشنیدن / فارسی در کُردی سورانی به شنیدن، بیستن می گویند که به هم شبیه هستند، بشنیدن = بیستن
بخت Bkht این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی تهمت و تهمت زدن است.
خولک Kholk این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی تعارف و تعارف کردن است.
هوکاره Hookara این واژه در گویش کُردی کلهری نیز به معنی عادت کردن است. مثلا گفته میشه هوکاره بوید یعنی عادت می کنی. مترادف این واژه در گویش کلهری می ...
زقوم Zeghom زقوم در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سرما یا سرمای شدید است.
زنج Zenj زنج در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی چانه است. زنج شبیه به واژه ی زنخ است، زنخ در فارسی یعنی چانه.
رَتَیلَ Rataila این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مارمولک است. در گویش کلهری به عنکبوت، شیطانک گفته می شود.
بشیوه Bshewa این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی آشوب و آشفتگی است. بشیوه نام یک منطقه در شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه اس ...
قلعه شاهین نام یک منطقه، یک دشت و دهستان و بخش در شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه در غرب ایران است. مردم قلعه شاهین همگی به غیر از یک روستا که ی ...
شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه قرار دارد. مردم این شهرستان همگی کُرد زبان بوده ولی با گویش های متفاوت صحبت می کنند. از نظر مذهبی هم مردم ش ...
سرپل ذهاب یکی از شهرهای غربی ایران است که در استان کرمانشاه قرار گرفته است. مردم شهر سرپل ذهاب از ایلات و عشایر زیادی همچون کلهر، لشینی، جمهور، قلخا ...
تپه عظیمه نام روستایی در غرب ایران است که در بخش قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه و مابین دو روستای مشکنار و قیطگ قرار گرفته است ...
مشکنار Mshknar مشکنار نام یک روستا در غرب ایران است که در بخش قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه و مابین دو روستای نوده و تپه عظیم ...
نوده نام روستایی در غرب ایران است که در بخش قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه قرار گرفته است. مردم روستای نوده پیرو مذهب شیعه هستند ...
دار کنار نام یکی از روستاهای غرب ایران است که در بخش قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه قرار گرفته است. این روستا مابین دو روستای ...
مصطفی احمدی نام یکی از روستاهای غرب ایران است که در بخش قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه قرار گرفته است. این روستا مابین دو روس ...
شیخ حسن نام یکی از روستاهای بخش قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. مذهب مردم روستای شیخ حسن شیعه ی اثنی عشری است و با گویش ک ...
قلعه سفید سفلی یکی از روستاهای بخش قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. مذهب مردم روستای قلعه سفید سفلی شیعه ی اثنی عشری است. ...
قلعه سفید علیا یکی از روستاهای بخش قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. مردم روستای قلعه سفید علیا پیرو مذهب تشیع هستند و با ز ...
کاه سرا یکی از روستاهای بخش قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. مردم روستای کاه سرا پیرو مذهب شیعه ی دوازده امامی هستند و با ...
روستای عثمان یکی از روستاهای بخش قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. مردم روستای عثمان پیرو دین اسلام و مذهب شیعه ی اثنی عشری ...
دارتوت یکی از روستاهای بخش قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. مردم روستای دارتوت شیعه مذهب هستند و با گویش کُردی کلهری صحبت ...
سراب قلعه شاهین نام روستایی در بخش قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. مذهب مردم روستای سراب قلعه شاهین شیعه ی دوازده امامی ا ...
کلاوه یکی از روستاهای بخش قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. مردم روستای کلاوه شیعه ی اثنی عشری هستند و به زبان کُردی و گویش ...
دار بلوط نام یکی از روستاهای بخش قلعه شاهین است که در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه قرار گرفته است. مردم روستای دار بلوط پیرو مذهب شیعه ی ...
لواسانی نام یک روستا در غرب ایران است که در استان کرمانشاه قرار دارد و تابعه ی بخش قلعه شاهین شهرستان سرپل ذهاب میباشد. مردم روستای لواسانی پیرو مذه ...
تنگ اسماعیل خان نام یک روستا در غرب ایران است که در استان کرمانشاه قرار گرفته، این روستا در دهستان قلعه شاهین در جنوب شرق شهرستان سرپل ذهاب قرار دارد ...
دوازده امام نام یکی از روستاهای ایران است که در غرب استان کرمانشاه قرار گرفته است. این روستا در دهستان قلعه شاهین در جنوب شرقی شهرستان سرپل ذهاب قرا ...
انزل Anzal انزل نام یکی از روستاهای استان کرمانشاه در غرب ایران است این روستا در دهستان قلعه شاهین در جنوب شرق شهرستان سرپل ذهاب قرار گرفته است. مرد ...
حبیب وند نام یکی از روستاهای استان کرمانشاه در غرب ایران است، این روستا در دهستان بشیوه و پاطاق در شرق شهرستان سرپل ذهاب و در کنار بزرگراه اصلی کرند ...
آوختی Awakhti تا جاییکه اطلاع دارم آوختی یک اسم در غرب کشور بوده و گستردگی انتخاب این نام رو نمیدونم این نام از واژه ی " آوخت" به معنی امید و آرزو گر ...
آوخت Awakht این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی آرزو است. آوخت در گویش سورانی میشه آوات
شفور Shfoorr شفور در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی راننده است.
تان تفی Tantfi واژه ی تان تفی در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه برای جنس بی کیفیت به کار میرود.
نسرمین Nesermin نسرمین در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای جایی که آفتاب نمیگیره و سایه است.
دالاش، این واژه در بین گویشوران کُردی کلهری که در استان کرمانشاه جریان دارد به معنای لاشخور است.
چته Chata چته در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی راهزن و یاغی است.
هنگل Hangal این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی زیر بغل است.
شَوَکی Shawaki این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی صبح است.
شپرز Shprz این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی شلخته و به هم ریخته و نامرتب است.
کلور Kalwer یا کلهر Kalhor کلور ( کلهر ) یا ایل کلهر نام یکی از ایل های استان کرمانشاه و شمال استان ایلام است که مراکز اصلی و عمده ی آنها شامل شهرستا ...
فولادی نام یکی از روستاهای دهستان بشیوه و پاطاق است که در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه قرار دارد. ساکنان روستای فولادی پیرو دین اسلام و م ...
ملی ملی Mli Mli در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گردنکشی، سرکشی و جر و بحث کردن است.
نمرچ Nemerch این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نم و رطوبت است.
تلو Tloo این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خراب کردن است.
هَلو پله Halawpala این واژه از دو قسمت مجزای هله و پله تشکیل شده که به معنی عجله است.
هرتَ پرت Hrtaprt این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی عجله است.
هرشه Harrasha این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی تهدید کردن است. مترادف این واژه میشه گورشه Gorrasha
هوف Hoof این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بخار و حرارت است. مثلا وقتی غذای سرد در داخل قابلمه بار گذاشته میشه یک هوف یا یک بخا ...
گورا Gawra این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بزرگ است. اابته به صورت گوره نیز تلفظ می شود.
آموژاری Amoozhari این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نصیحت کردن است. احساس می کنم این واژه از واژه ی فارسی ( ( آموزگار ) ) گرفته ...
کر کپ Krr Kp ( ( کر کپ ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ساکت و خلوت است. این واژه از دو قسمت کر و کپ تشکیل شده و میان این دو باید ...
مازگ یا مازه Maze این واژه ها در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای پشت و ستون فقرات است.
سایل Sael این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سایه، موجود سایه مانند و جن است.
قرچ Ghrch این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بزرگ و درشت است.
چاکه چاک Chaka Chak در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فعالیت و زرنگ بودن است.
( ( باشی بوشی ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی تفریح و خوش گذرانی و حال خوش است.
مازگ یا مازه Maze این واژه ها در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای پشت و ستون فقرات است.
این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه، معانی زیادی داره، از جمله گر grr : مدت زمان گر grr : حرارت آتش گَر garr : کچل گَر garr : تپه
خطاب به آزاد فرمودید که در زبان تالشی گال به معنی فریاد زدن است. خواستم بگم که در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه، این واژه به صورت قال تلفظ میشو ...
فیکه Fika این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه، به معنی سوت و سوت زدن است.
کُلَنجی Kolanji این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه، به معنی عقرب است.
نِژی Nezhi این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه، به معنی عدس است.
مزیانی Mziani این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه، به معنی مژدگانی است.
اَمرو Amroo این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه، به معنی میوه ی گلابی است.
بَرق Bargh این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بره است، به جز بَرق، واژه ی " وَرک" نیز در همین گویش برای بره به کار می رود. در گو ...
پَپو Papoo این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نوزاد است، به غیر از پپو، واژه های دیگری از قبیل بَبَه و بَبی نیز در همین گویش برای ...
بَبی Babi این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نوزاد است. البته واژه های دیگری از قبیل" بَبَه" و " پَپو" نیز در همین گویش برای نوز ...
بنه وا Bnawa این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پایه و اساس است.
بِنجِگ این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بوته است.
چقیره Chghirra این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی جوانه زدن است.
گرمه هر Grma Hrr این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رعد و برق است.
جیق jigh این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی جوانه زدن است.
پرخه پاخ Prkha Pakh این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خر و پف کردن است.
سیه لول Siallawl این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه برای زنبورهای بزرگ به کار می رود.
هَوَجه Hawaja این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نیاز و احتیاج است.
هشک Hshk این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خشک است، البته واژه وشک نیز کاربرد دارد.
وشک Wshk این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خشک است، البته علاوه بر وشک، واژه ی هشک نیز کاربرد داره.
اَوانه Awana یا اَوان Awan این واژه ها در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی آنها هستند، آنها یعنی همان سوم شخص جمع.
ایوه iwa این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی شما است، شما یعنی همان دوم شخص جمع.
ایمه ima این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ما است. ما یعنی همان اول شخص جمع
اَوَه Awa این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه دو معنی داره که هر دوتاش برای اشاره کردن به کار میره یک معنیش میشه او معنی دیگرش میشه آن هم ...
ت T این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی تو یعنی دومین شخص مفرد است.
م M ( م ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی من است، من یعنی همان اولین شخص مفرد.
جِ با تلفظ صحیح je ( جِ ) یا ( جی ) ، این کلمات در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی جا و مکان هست.
واژه ی " ژار" در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی آدم فقیر و ندار و تهی دست است. البته به معنی" زهر" نیز هست.
رِ Re این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی راه و مسیر است.
خِرتِنَک Khertenak این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی غضروف است.
دَم Dam این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی دهان است.
می Mey این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی جستجو کردن است، البته شکل کامل این واژه، مینه است. مینه کردن یعنی جستجو کردن
سیف Sif یا سِف Sef این دو واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سیب هستند.
نکه چک Nekachek این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خساست کردن و جمع کردن مال است.
کورَکی Koraki کور در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پسر است و کورَکی نیز به معنی پسر کوچک میباشد.
آمیژن Amizhan این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی آمیختن و قاطی کردن است. از این واژه بیشتر برای افزودن مایع تهیه ی ماست به کار م ...
زاوه Zawa یا زاوا Zawa این واژه ها در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی داماد هستند، در زبان لکی به صورت زاما تلفظ میشود.
سیه Sia این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رنگ سیاه است.
واژه ی خاس در گویش کُردی کلهری و جافی در استان کرمانشاه به معنی خوب است.
ارمس Ermes این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه دو معنی داره، یکیش میشه قطره آب و دیگری میشه اشک.
سایرکی Sayerki این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سایه است، البته واژه های دیگری همچون سایِر و سیوَر برای سایه به کار میرود.
سایر ( با علامت تشدید روی ر ) Sayerr این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سایه است.
سَکامَتی Sakamati این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سلامتی است.
سَقام Sagham این واژه به معنی آرام گرفتن است.
لَقَه Lagha این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی لگداست، علاوه بر لگد، لقد نیز در فارسی کاربرد دارد. در گویش کردی سورانی لاق به پا ...
قیژه Ghizha این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی جیغ و داد است، مترادف های دیگری نیز برای این واژه کاربرد دارد، همچون؛ قیره چریکه ...
چریکه Cherika این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی جیغ و داد و فریاد است.
وازی در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بازی است.
چشت Chsht این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی چیز است.
جر ( با فتحه روی ج و تشدید روی ر ) Jarr این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی زور و قدرت است. یه ضرب المثل هست که میگه لَر وَ جَر ی ...
فَراشه Farasha این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی کلید است.
پاریز Parez این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پرهیز است.
واژه ی " نیس" در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نحس است. البته واژه ی نگریس هم برای نحس به کار میره.
نِگریس ( با تلفظِ Negris ) ، این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نحس است.
خَجِل Khajel این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی منتظر و معطل است.
کرمژن Kermezhen این واژه علاوه بر زبان لکی، در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه هم به معنی کرم خورده است. مثلا میوه ی کرم خورده
تولکی ( با تلفظ صحیح T�laki ) ، این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مسخره کردن است.
ایسفا ( با تلفظ صحیح Isfa ) ، این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای نگاه کردن و تماشا کردن است.
گافاره ( با تلفظ صحیح ( Gafara ) ، این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گهواره است.
خشی ( با تلفظ صحیح Khshi ) ، این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خزنده ی هزارپا است. این واژه از فعل خشین به معنی خزیدن گرفته شده ...
سِتَم ( با تلفظ صحیح Setam ) این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سخت و دشوار است، مثلا گفته میشه یه ستمه یعنی این سخته.
گردکان Gerdakan گرتکان Gertakan این واژه ها در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گردو هستند.
خنیه ( با تلفظ صحیح Khenia ) این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای حنا است.
توپان ( با تلفظ Toopan ) این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فوتبال است.
پاقازه ( Paghaza ) نام گیاهیست خوراکی و خودرو. این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه جریان دارد.
سیمینه و زرینه با تلفظ صحیح Siminaw Zarina سیمینه و زرینه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رنگین کمان است.
واجزه Wajeza این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فاصله است.
چم زرشک علیا نام روستایی در شهرستان ثلاث باباجانی در غرب استان کرمانشاه است که در نزدیکی دامنه های کوه معروف دالاهو قرار گرفته است. نام این روستا در ...
هونک Hoonek این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خنک است.
دِپیَک با تلفظ Depiak این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی امتحان کردن و چِک کردن میباشد.
شاواز Shawaz این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای همان شاباش در زبان فارسی است و پولیست که در عروسی خرج میکنند، مثلا یه پولی به خوا ...
جیواز Jiwaz این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی جا به جا کردن و انتقال دادن است، در گویش کردی سورانی به صورت گواز، گواستن یا گوازتن ...
زرداوله Zardawla این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای زنبور است. البته به شکل زردواله Zardawala نیز تلفظ میشود .
دَلق Dalgh این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی طلق و نایلون است.
گِرِنج Gerenj این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی چاله و بلندی و برجستگی و زبر بودن است.
تَم Tam این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مه است.
نِزم Nezm این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی کوتاه و کم است، هم برای کوتاهی قد به کار میره و هم برای پایین آوردن و کم کردن صدا.
کِلم Kelm این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مخاط خشک بینی است، به آب بینی هم چِلم گفته میشه.
چلم Chlm چلم در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی آب بینی است و اگه خشک بشه بهش میگیم کلم Klm
نوسن در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه معانی مختلفی داره همچون ؛ نَوسِن Nawsen = یعنی واینسید، نایستید نَوسِن " = یعنی شکمو نوسِن N�sen حرف ( و ) ...
زِگه رو Zegarroo با علامت تشدید روی حرف ر این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی شکمو است. زگ = شکم رو = پسوند است در گویش کلهری مت ...
دارتَل Dartal این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی تیر برق است. این واژه از دو بخش دار و تَل تشکیل شده است، دار یعنی درخت و بلند و ...
واژه قیچ در گویش کردی کلهری و لکی و . . . به معنی کج است که بیشتر برای اتحراف چشم به کار میرود، مثلا چَو قیچ = انحراف چشم در گویش کلهری این واژه متر ...
آلوش Aloosh این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خارش و التهاب است.
واژه ی " گال" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی دستور و فرمان دادن و تحریک کردن است، به عنوان مثال گفته میشه فلانی گالِ دانه، یعنی فلانی ب ...
تماتاو Tmataw این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خوراک گوجه فرنگی است. تماته = گوجه فرنگی آو = آب همچون نژیاو که به معنی خوراک ع ...
نِژیاو Nejiaw این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خوراک عدس است نژی = عدس آو = آب نژیاو = عدسی
آراسَه Arasa این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ظاهر شدن و حاضر شدن است.
پَمِگ Pameg این واژه در بعضی لهجه های گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پنبه است البته در لهجه های دیگر به صورت پَمِ Pame تلفظ می شود .
خَرِگ Khareg این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گِل است البته در بعضی لهجه های دیگر گویش کلهری به صورت خَرِ Khare تلفظ میشه، در گ ...
کیوانو Keiwanoo این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پیرزن است، در واقع این واژه تغییر شکل یافته ی همان کدبانو است. کیوانو = کدبانو
لفانگ Lefaneg این واژه در بعضی لهجه های گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی دو قلو است البته در لهجه های دیگر گویش کلهری به صورت لفانِ تلفظ می ...
قُرس Ghors این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سنگین است، مثلا میگم اَیَه فَرَه قُرسه یعنی این خیلی سنگینه.
واژه ی " دادا " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مادر است و در این گویش برای مادر از لغات زیر استفاده میشه؛ دا دادا دایه دالگ که بیشتر ...
خوَیشان Khoaishan این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خواهر است، مترادف های خوَیشان میشن خوَیشک و خوَیشِگ، البته این واژه در حال ...
زِریَت Zeriat این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فرزند است.
زِربرا Zerbra این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی برادر ناتنی است. به خواهر ناتنی هم زرخوَیشک گفته میشه.
کشمات Kshmat در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه این واژه برای کسی که ساکت است یا خوابیده استفاده میشود، به عنوان مثال می گوییم فلانی کشمات خَوَه ی ...
وَهار Wahar در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بهار است.
تاوسان Tawsan این واژه در گویش لکی و کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی تابستان است.
واژه های گیرفان و گیفان هر دو در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی جیب و گریبان می باشند. گیرفان = گریبان
گِرانجام Geranjam گرانجام در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گران فروش است.
واژه ی "بلیز" در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بلوز است.
شَفَق Shafagh این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی صبح زود است، البته برای صبح کلمه ی شَوَکی را نیز به کار میبریم که شبیه به شَفَق ...
کاکیله Kakila این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی دندان آسیاب است.
آرو Aroo این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی لثه است.
هَرَس Haras این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نفس است، به عنوان مثال میگوییم هَرَسم تَنگ بود یعنی نفسم تنگ میشه.
واژه ی " وَیلکان" در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی عروسک است.
ماینَه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ماده، جنس مونث و معاینه کردن است. البته کلمه ماده در گویش کلهری تا جاییکه اطلاع دارم به شکل های ...
واژه ی "ماین" در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی اسب است.
هَور Hawr این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای ابر است.
واژه ی " وا" در گویش کردی کلهری و لکی به معنی باد است، البته در گویش کردی سورانی به صورت " با" تلفظ می شود.
واژه ی آسِن Asen در زبان لکی و در بیشتر گویش های زبان کُردی همچون گویش های کلهری و سورانی به معنی آهن است، البته در گویش کلهری این واژه در حال فراموش ...
واژه ی " گیفان" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی جیب و گریبان است.
قلعه گلینه نام یک روستا در دهستان قلعه شاهین شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. ارتفاع این روستا حدود ۷۱۰متر بالاتر از سطح دریاست. مردم ر ...
کوسه ها نام یکی از روستاهای دهستان بشیوه و پاطاق در شهرستان سرپل ذهاب درغرب استان کرمانشاه است. این روستا حدود ۸۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. مرد ...
ترکویس نام یکی از روستاهای دهستان قلعه شاهین در بخش قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. ارتفاع این روستا از سطح دریا حدود ۶۹۰ ...
سول sool این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای شور است.
هرِشت Hresht با علامت تشدید روی ر این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای حمله کردن است.
گُنوژ Gonoozh در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه، گُنوژ به معنای سوزن بزرگ است. دَرزی = سوزن کوچک گنوژ =سوزن بزرگ در گویش کلهری نیز همانند زبان ل ...
مَچیر Machir این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نخ است.
دَرزی Darzi این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سوزن است.
پَلامار در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی حمله است.
دولنگان سفلی نام یکی از روستاهای دهستان قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. این روستا در فاصله ۶/۵ کیلومتری جنوب شرق شهر سرپل ...
واژه ی گون Gon در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بیضه است.
دِرِگ Dereg این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خار است.
وشا Wsha این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گشاد است، این واژه دقیقا همان گشاد فارسی است به این صورت که حرف گ تبدیل به و شده است و ...
دَرَو Daraw در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی درو کردن درو Droo نیز در همین گویش به معنی دروغ است
دروزن Droozn این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فرد دروغگو است که از دو قسمت درو به معنی دروغ و پسوند زن تشکیل شده است.
دولنگان علیا یکی از روستاهای دهستان قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه است. این روستا در فاصله ۸ کیلومتری جنوب شرق شهر سرپل ذهاب قرار ...
دِز Dez دز در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به دزد گفته میشود.
واژه ی " قوخِن" Ghookhen در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی شخص گوژ پشت است. قوخ = گوژ قوخن = گوژپشت
لیقاو در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی آب چسبنده است، این واژه از دو قسمت لیق یعنی لزج و آو یعنی آب تشکیل شده است.
قوخ این واژه تا جایی که اطلاع دارم در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه دو معنی داره، یه معنیش میشه هلو، معنی دیگه اش میشه گوژِ پشت انسان.
واژه ی " لیق" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه برای چیز لزج و چسبنده به کار می رود.
کمچگ Kamcheg این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به قاشق و ملاقه گفته میشود.
لیخَرو Likharoo این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی روده میباشد.
پرخه Prkha این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به خروپف گفته میشود.
مَمِگ Mameg در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه، ممگ به سینه های زن گفته میشود.
زِگِن Zegen واژه ی " زِگ" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای شکم است و زگن یعنی شکمو.
کَوهالی Kawhali کوهالی نام یکی از روستاهای دهستان بشیوه و پاطاق در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. این روستا حدود ۸۱۰ متر بالاتر از سطح ...
گاوچالی نام یکی از روستاهای دهستان بشیوه و پاطاق در شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه است. ارتفاع این روستا حدود ۸۰۰ متر بالاتر از سطح دریاهاست. ...
قیطگ نام یکی از روستاهای دهستان قلعه شاهین در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. روستای قیطگ در ۴ کیلومتری جنوب شهر سرپل ذهاب قرار دارد و ...
رفیع، نام یکی از روستاهای تابعه دهستان بشیوه و پاطاق در شرق شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه است. ارتفاع این روستا حدود ۸۵۰ متر است. روستای رفیع ...
پاطاق نام یکی از روستاهای غرب ایران است که در استان کرمانشاه و در ۱۳ کیلومتری شرق شهر سرپل ذهاب قرار دارد و پایین تر از گردنه پاطاق است. ارتفاع این ...
سوک Sook در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سَبُک است. سوک S�k ( با ادغام حرف و و حرف ی ) نیز در همین گویش به معنی گوشه و کنج میباشد.
واژه ی قُل Ghol در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پا و پایه میباشد، به عنوان مثال به چهار پایه میگیم چوار قُلی. به پام درد میکنه میگیم قُل ...
گرزَه Grza در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به موش بزرگ میگیم گرزه.
رووی Ruwi این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی روباه است.
واژه ی" آلَت" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فلفل میباشد.
مفعول
واژه ی " پَنام" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ورم روی بدن میباشد.
واژه ی " خیش" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی قوم و فامیل است.
لات در گویش کلهری در استان کرمانشاه به معنی آدم فقیر و بی پول است.
واژه ی " خَس" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی غلیظ است.
واژه ی " کلیل" Kelil در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی کلید است.
چَرمگ در گویش کردی کلهری به معنی رنگ سفید است. گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه دارای لهجه های مختلفی است، به عنوان مثال واژه ی چَرمگ ( Charmg ) , ...
واژه ی " هَلامات " در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای حمله و یورش است.
داوِل Dawl و داوِر Dawrr این واژه ها در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مترسک هستند.
لِچ Lch این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی لب است، لب در گویش کلهری به شکل های زیر تلفظ میشه: لَپ Lap لَوس Laws لِچ Lch لِو Lew ام ...
لَپ Lap این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی لب است، لب در گویش کلهری به شکلهای زیر تلفظ میشود: لَپ Lap لَوس Laws لِچ Lech لِو Lew ا ...
لَوس Laws این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی لب است. البته لب در گویش کلهری به صورتهای زیر تلفظ میشود: لَپ Lap لَوس Laws لِچ Lech ...
پرتال Prtal این واژه در زبان کردی استان ایلام به معنی لباس است.
سقان Sghan این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی استخوان است.
زاوا در کردی کلهری و کردی سورانی به معنی داماد است. البته زاوا به صورت زاوه نیز تلفظ می شود. اما در گویش لکی به شکل زاما تلفظ میشود.
ورسِگ Wrsg در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه واژه ی گرسنه به دو شکل ورسگ و ورسِ تلفظ می شود.
زارا در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه، زهرا به صورت زارا تلفظ میشود.
تماته Tmata این واژه در گویش کردی کلهری، کردی سورانی، لکی و در کل غرب کشور و مناطق دیگری در ایران به معنای گوجه فرنگی است. این واژه دقیقا همانTomato ...
رازانن Razanen این فعل در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای آراستن و آرایش کردن است.
منال Mnal این کلمه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بچه و فرزند است، البته در کردی سورانی تلفظش به صورت مندال هست.
چناوکه Chnawka این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی چانه است، البته به جز این واژه، کلمات دیگری همچون چَنَه و زِنج نیز به کار می رود.
واژه " بایه قوش" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی جغد است.
واژه ی " ترینگ " در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی درد زودگذر است.
واژه ی " ژان " در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی درد است، مثلا میگیم قولم ژان که ید یعنی پام درد می کنه. البته برای انواع مدل درد، واژه ه ...
واژه ی" لَش" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بدن و تن است، مثلا میگیم؛ لَشم ژان که ید، یعنی بدنم درد میکنه.
دِش Desh این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی "خواهر شوهر" است.
بِزمار این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی میخ است، این واژه شبیه به کلمه ی مسمار در زبان عربی است که معنی میخ را میدهد. البته این ...
بِزمار این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی میخ است، این واژه شبیه به کلمه ی مسمار در زبان عربی است که معنی میخ را میدهد.
تَگِر Tager این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی تگرگ است.
بیستِن Bisten این واژه در گویش کردی سورانی به معنی شنیدن است بیستن دقیقا همان شکل عوض شده ی بشنیدن در زبان فارسی است. البته واژه ی شنفتن در فارسی ن ...
وَفِر Wafer این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی برف است. در زبانهای ایرانی کلمه ی برف به شکلهای مختلفی نظیر کلمات زیر تلفظ می شود؛ ...
واژه ی " واران" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی باران است.
واژه ی " دلنیا " در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مطمئن بودن و اطمینان داشتن است.
واژه ی " شیطانک" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی عنکبوت است.
گلا Gla این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی برگ درخت است، مثلا میگوییم " گلاریزان" یعنی برگ ریزان
ناوک Nawk این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه تا جایی که اطلاع دارم دو معنی داره، یه معنیش میشه " ناف" و معنی دیگرش میشه دانه و هسته ی میوه.
کراکه Krraka این واژه در گویش کردی کلهری به معنای گوش است.
واژه ی " هاز " در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نیرو، توان و انرژی است.
پِرسه Persa این واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مراسم عزاداری و ختم است. و جالب است که در بعضی نقاط دیگر در ایران همچون زرتشتیان ...
هَلقورانِن Halghoranen این کلمه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نوشیدن است. هَلقورِن = بنوش هَلقورانِم = نوشیدم و . . .
جامَک Jamak این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی آیینه است و متاسفانه در حال فراموش شدن است.
فیتِگ Fiteg این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ضربه با انگشت است به صورتیکه انگشت را گرفته و به صورت تیر کمانی رها می کنیم.
کراشک Krrashk این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی شوره ی سر است.
سَنیا Sanya این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی "بالش" است.
واژه ی " چو" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه معانی زیادی داره و در ادامه به برخی از اونها میپردازم؛ چَو Chaw = چشم چو Choo = چوب چؤ Ch� = چطور ...
واژه ی " کمتار" Kamtar این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی کفتار است.
واژه ی " مالیات" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گاو و گوسفند و دام است.
واژه ی " قلا" Ghlla در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه تا جایی که اطلاع دارم، دو معنی داره؛ یه معنیش میشه " قلعه" و دیگری میشه " کلاغ"
واژه ی " گُچان" Gochan در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی عصا است.
واژه ی " داوان" در گویش کردی کلهری به معنی دامن است.
واژه ی " گَمال" Gamaal در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی" سگ نر" است. به سگ ماده هم " دَل" گفته میشود. البته در گویش کلهری عموما واژه سگ ...
واژه ی " تاسیان" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای خفه شدن و شدت گریه است.
واژه ی "داخِم" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه در اول جمله و برای پرسیدن سوال به کار می رود و به معنی آیا است. مثلا می گوییم داخم فلانی دؤته ئ ...
واژه های " گاس" و " گاز" در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی کاش و شاید هستند.
واژه " پیاله" در گویش کردی کلهری به معنی استکان چای خوری میباشد.
واژه ی " دیوَت " به شکل تلفظ صحیح D�at در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی دختر است. البته در سایر گویش های زبان کردی واژه های دیگری برای د ...
واژه ی "وِژنگ" wezhneg در گویش کردی کلهری به معنی زانو است، البته این واژه به صورت وِژنِ نیز تلفظ می شود.
واژه " زِرانی" در گویش کردی کلهری به معنی زانو است البته در کردی کلهری واژه های دیگری نیز برای زانو به کار می رود همچون؛ وِژنِ Wezhne و وِژنِگ Wezhneg
واژه " وَچکه" [wachka] در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بچه است.
لِرد، Lerd این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فرد ثروتمند است.
واژه ی " تاتی" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خواهر بزرگ است. به عنوان مثال می گوییم تاتی شاناز ( خواهر شهناز یا شهناز خانم ) . به برا ...
واژه ی میمِگ _ Mimeg این کلمه در میان کردهای کلهر در استان کرمانشاه به معنی عمه و خاله است، این واژه به شکل "میمی" هم تلفظ می شود.
واژه ی " مّمو" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی عمو است. تلفظش به شکل [Mamoo] است.
کلمه ی "مِلگَه" در کردی کلهری به معنی یقه ی لباس است که از کلمه ی مِل به معنی گردن گرفته شده است.
واژه ی " مِلگَه" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی یقه ی لباس است.
واژه ی " گوشپاره" در گویش کردی کلهری که در استان کرمانشاه و بخش هایی از استان ایلام کاربرد دارد به معنای گوشواره است.
واژه ی " کلکوانه" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی انگشتر است، البته کلمات دیگری همچون " کِلوانِک" نیز کاربرد دارد.
واژه ی " کلوانک" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای انگشتر است.
واژه ی " کلوانگ" در بعضی گویش های کردی در استان کرمانشاه به معنی انگشتر است، البته کلمات دیگری نیز کاربرد دارد نظیر کلوانک، کلکوانه و . . .
واژه ی "مِلوانِک" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گردنبند است، مِل به معنای گردن است و وانک پسوند است، همچون واژه ی "کِلکوانه" که از کلم ...
واژه ی "دالگ" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مادر است.
واژه ی "باوگ" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پدر است، البته کلمات دیگری همچون " کاکه" و " پِیَر" را نیز برای پدر استفاده می کنیم. در س ...
واژه ی " وراز" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گراز میباشد.
واژه ی " مامر" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مرغ است.
واژه ی " مِرک" و " بَلَمِرک" در گویش کردی کلهری به معنی آرنج است.
واژه ی " جاو" در گویش کردی کلهری به معنی زیرانداز و لباس است.
واژه ی " زگ" در کردی کلهری که برای استان کرمانشاه است به معنی شکم است.
واژه ی " بان" در میان کردهای کلهر و سایر گویش های دیگر زبان کردی به معنی بالا است.
واژه ی " خوار" در بیشتر گویش های کردی به معنی پایین است.
واژه ی " دَوری" در میان کردهای کلهر استان کرمانشاه به معنی بشقاب غذا خوری است.
واژه ی " دنان" تا جایی که اطلاع دارم در بعضی از مناطق کردنشین استان کرمانشاه به معنی دندان است، البته واژه های دیگری همچون " دگان" و " دیان" نیز در ه ...
واژه ی " چام" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رطوبت می باشد. و " چامدار" به معنی مرطوب است.
واژه ی " هَلپَرگه" در گویش کردی کلهری واژه ی " هَلپَرکی" در گویش کردی سورانی و واژه ی " هَلپرکه" در سایر گویش های زبان کردی این سه واژه، همگی یک معن ...
واژه ی " هَلپَرگه" در گویش کردی کلهری که مال استان کرمانشاه و قسمتی از استان ایلام است به معنی رقص کردی است.
واژه ی" جاجِگ " در گویش کردی کلهری که در استان کرمانشاه جریان دارد به معنی آدامس است، احساس می کنم جاجگ از جاین گرفته شده است که در گویش کلهری به معن ...
واژه ی " مِل" در گویش کُردی کلهری به معنی گردن می باشد. واژه ی " مَل" نیز در همین گویش به معنی پرنده و حشره است.
واژه ی " چِنجِگ" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی تخمه ی آفتابگردان می باشد.
واژه ی کاور در میان کردهای کلهر استان کرمانشاه به معنای گوسفند است.
واژه ی دلنگ در گویش کردی کلهری به معنی لباس میباشد. مثلا می گوییم" دلنگه گاند بکه ور" یعنی لباسهاتو بپوش
واژه ی تیول در گویش کردی کلهری به معنای پیشانی می باشد.
واژه ی " قپال" در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به دست، درواقع مچ دست به پایین می گوییم، البته واژه های دیگری مثل لپال و چپال نیز کاربرد دارند که ...
واژه ی "کپول" در میان کردهای کلهر استان کرمانشاه به معنای سر انسان می باشد.
در گویش کلهری که یکی از گویش های زبان کردی است دروچ ( Darwach ) به معنای پنجره می باشد که در استان کرمانشاه مورد تکلم قرار می گیرد، البته این واژه مش ...
در گویش کردی کلهری به معنی پنجره می باشد، این لغت هم همانند خیلی از لغات گویش کلهری داره کم کم فراموش میشه.