پیشنهادهای مهربان مرادی (٥٣٥)
واژه ی علاجه یو Allajaew در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی عجیب و تعجب برانگیز است.
واژه ی لانَما Lanama در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی خانواده است.
گزاره Gazara در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی دروغگویی و خالی بندی است. به عنوان مثال یه نفر داخل یه جمع میشینه و شروع به تعریف کردن از ...
آش پالو Ash Palloo در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به صافی آشپزخانه گفته میشه، ظرفی که برنج و چیزای دیگه ی پخته شده رو توش میریزن تا آبش بره.
در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه ( ( بال کوتا ) ) برای لباس آستین کوتاه به کار میرود. شه یو بال کوتا = پیراهن آستین کوتا
واژه ی شمرته Shmrta در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی قد بلند است. میگیم بالا برزو شمرته. بالا برز مترادف شمرته است.
واژه ی آخله Akhla در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی هاله است.
واژه ی نزره Nzra در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سکسکه است.
شَوخَف Shaw Khaf در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رختخواب است.
ختی متی Khti Mti در زبان لری و لکی و کُردی کلهری و . . . به معنی قلقلک است، در گویشهای دیگر به صورت ختکه تلفظ می شود.
واژه ی عَیار Aear در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه برای آدمی که خودشیرینی و چاپلوسی کنه به کار میره. مثلا فلانی عیاره یعنی خودشیرینی میکنه. در ...
واژه ی ناوخوا در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ناودان پشت بام است.
نَفَقَه Nafagha در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی جا داشتن است. به عنوان مثال میگیم نفقه ی برییه یعنی جا نیست یا جا نداره.
واژه ی خَریک در کُردی سورانی، کلهری و . . . به معنی مشغول است.
واژه ی ناوهَین Nawhaen در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مابین و وسط است.
واژه ی ناوراس در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مرکز و وسط است.
لالکه لالک Lalka Lalk در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی التماس است.
ناشیرن Nashiren متضاد شیرن ( شیرین ) است. واژه ی ناشیرن در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بد و زشت است به عنوان مثال دَنگ ناشیرن = صدای ...
واژه ی ناوکا در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی ناگهان.
هَرَشَو گورَشَه Harrashaw Gorrasha هرشو گورشه از دو واژه ی مترادف ( ( هرشه ) ) و ( ( گورشه ) ) که هر دوشون به معنی تهدید هستند درست شده و در گویش کُر ...
واژه ی ( ( لاوار ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ( ( آوار ) ) است.
واژه ی ملهر Mlhrr در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی یاغی است.
واژه ی کوانگ Kooaneg در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی اجاق و آتشدان است.
واژه ی ( ( ربات ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ( ( محله ) ) است.
جل جوال از دو واژه ی مترادف که هر دو تاشون به معنی لباس هستند تشکیل شده و در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه کاربرد داره.
جل جیپال از دو واژه ی مترادف جل و جیپال تشکیل شده که هر دوشون به معنی لباس هستند. جل جیپال در کردی کلهری کاربرد داره. جیپال در بعضی گویشهای دیگر به ...
واژه ی هامار در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی هموار است.
آزیَت بار در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی عزادار. فلانی آزیت باره یعنی فلانی عزاداره.
واژه ی پژمه Pzhma در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی عطسه است.
واژه ی آزا در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی سالم و سلامت است.
در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به ریزش قطرات آب تکه تاک Tka Tak گفته میشه.
واژه ی وَرک Wark در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی بره است. مترادف این واژه در همین گویش میشه بَرق مترادف این واژه در گویش سورانی می ...
تال در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به تار گفته میشه، تال بَن = تار نخ
بَتال در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پشیمان شدن است.
پَراش پَراش در گویش کلهری در استان کرمانشاه نیز یعنی تکه تکه شدن، خُرد شدن به پرتاب قطرات آب میگیم پرشگ یا پرشنگ که شبیه به همین واژه است و معنیشون ه ...
واژه ی گُرج Gorj در گویش کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی حاضر، آماده و تا حدودی هم سر حال است.
واژه ی ( ( جانگیَه ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی شقیقه و گیجگاه است.
واژه ی ( ( لَپ ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه علاوه بر آنکه به معنی لب است، به معنی ( ( کف دست ) ) و ( ( موج زدن آب ) ) نیز هست.
پیا، پیائ، پیاگ این سه واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مَرد ( جنس مذکر ) است.
واژه ی ( ( خاوِن ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ( ( صاحب ) ) است.
واژه ی ( ( بلور ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فلوت است.
هاومال در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رقیب است، معمولا رقیب هایی هم سن خود شخص. رقابت بر سر همه چیز زندگی.
وناوکه Wnawka وناوکه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به یه نوع کبوتر گفته میشه.
واژه ی ( ( ناوژی ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی میانجی و میانجیگری کردن است، معمولا میانجی در جنگ و دعوا.
پاس در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پارس کردن سگ است.
خَفتِن Khaften واژه ی ( ( خفتن ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی خوابیدن است. خَفتِم = خوابیدم بِخَف = بخواب بِخَفیم = بخوابیم خ ...
خُسپ Khosp واژه ی ( ( خُسپ ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی غیبت کردن است.
واژه ی ( ( ویژنگه ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ( ( زانو ) ) است. استفاده از این واژه در بعضی مناطق به شدت کمرنگ شده و بیشتر از م ...
بَنار در گویش کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی دامنه کوه و سر بالایی است.
چنَک Chnak چنک در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گیره است که لباس روش آویزان می کنند.